دنبال کردن افزودن به علاقه مندی
77
PC
(Metacritic)
خانه » نقد و بررسی Wolfenstein: Youngblood | محکوم به شکست

نقد و بررسی Wolfenstein: Youngblood | محکوم به شکست

Wolfenstein: Youngblood

بازی: Wolfenstein: Youngblood

توسعه دهنده: Arkane Studios, MachineGames

ناشر: Bethesda

پروفایل بازی

شاید بتوانم Wolfenstein: Youngblood را به عنوان بزرگ‌ترین و اولین نا امیدی سال ۲۰۱۹ برای خودم معرفی کنم. وقتی بازی به اتمام رسید و سکانس پایانی را مشاهده کردم، هیچ حسی نسبت به ماجراجویی پشت سر گذاشته نداشتم. یانگ بلاد از مشکل بزرگی رنج می‌برد و آن مشکل چیزی نیست جز دگرگونی شخصیتی. بازی دچار بحران هویت شده و شاید این مورد بزرگ‌ترین آسیب را به پیکره‌ی گیم پلی آن زده. نکات مثبت یاتگ بلاد واقعاً کم است. کم کاری سازنده و بیشتر از آن، تصمیم‌های اشتباهشان برای تغییرات، به وضوح در بازی دیده می‌شود.

Wolfenstein: Youngblood

از همان ابتدا پرداخت‌های درون برنامه‌ای به صورت مخاطب کوبیده می‌شود

ولنفن استین (یا با لحجه‌ای آلمانی، ولفنشتاین) فرنچایزی پر قدمت و نسبتاً نو آورانه است که با ویژگی‌های مشخصی شناخته می‌شود. یانگ بلاد برخی از این ویژگی‌ها را با خاک یکسان کرده. هیچ اهمیتی به آن نداده و به زور قصد تحمیل خود را به مخاطب دارد. همکاری استدیو‌ی آرکین با ماشین گان اصلاً و ابداً به نفع ولفنشتاین نبود. تزریق عناصری که به این مجموعه هیچ تعلقی ندارند، برای بازی گران تمام شده.

علاوه بر موضوع ذکر شده، ولفنشتاین: یانگ بلاد از کمبود محتوای غنی نیز رنج می‌کشد. حتی باور اینکه استدیو‌ی خالق نیو کلاسس چنین اثری را تولید کرده برایم سخت بود. متاسفانه ولفنشتاین در برابر عناوین همه پسندی مانند کال آو دیوتی یا بتلفید، مخاطبان کمتری دارد، اما چنین موضوعی باعث کم کیفیت بودن فرنچایز نیست. Old Blood و یا New Clouses به تنهایی در زمانی که بازی‌های اول شخص شوتر آنلاین سروری می‌کردند، عرضه اندام نمودند. خط داستانی‌‌های تاریک، سیستم تیر اندازی فوق العاده و بی نقص، شخصیت پردازی دوست داشتنی و …. همه از ویژگی‌های قسمت‌های مذکور بودند. مهم‌تر از همه، کشتن نازی‌ها بود. آن قدر این کار در ولفنشتاین لذت بخش بود که توصیف غیر ممکن است. خدای من حتی کشتن نازی‌ها هم مثل گذشته در Wolfenstein: Youngblood لذت ندارد.

یانگ بلاد یک تلاش غیر حرفه‌ای برای تزریق ایده‌های جدید به فرنچایز است. تلاشی ناموفق برای ساخت یک نسخه‌ی فرعی. همین الان تکلیف خودتان را مشخص کنید. اگر تنها به دنبال جلوه‌های بصری راضی کننده و سیستم شوتینگ جذاب می‌گردید و هیچ اهمیتی به دیگر المان‌های بازی مانند داستان، طراحی مرحله، استایل و …. اهمیت نمی‌دهید، از خواندن بقیه‌ی مطلب صرف نظر نمایید و به سرعت به سمت فروشگاه‌های معتبر برای خرید بازی روید (و یا این که منتظر بمانید تا کرک شود و آن را پایرت نمایید). اما اگر از طرفداران قدیمی ولفنشتاین هستید و همواره پی گیر آن بوده اید و می‌خواهید بفهمید که چه بلایی سر بازی آمده، در ادامه همراه بنده و وب سایت نوین اسپات باشید.

اگر می‌خواهید اندکی از ولفنشتاین یانگ بلاد لذت ببرید، باید تمام خاطرات قدیمی را دور ریخته و به چشم اثری جدید به بازی بنگرید. اصل موضوع نیز همینجاست. توسعه دهنده قصد کرده تا یانگ بلاد را تغییر دهد و احساس می‌کند که مخاطب قادر به برقراری ارتباط با این تغییر هست. اولین تغییری که در بازی به چشم می‌خورد، نحوه داستان سرایی و قصه گوییست. همان طور که می‌دانید، داستان سال‌های پس از اتفاقات نیو کلاسس رخ می‌دهد. دو قلو‌های ویلیام بزرگ شده اند. وی با تمام تجارب کسب کرده، سعی داشته تا دخترانش را به دور از هر گونه خشونتی ولی آماده برای رو یارویی با نازی‌ها تربیت کند. داستان یانگ بلاد کاملاً از ریشه‌های فرنچایز دور شده. دیگر شاهد یک روایت خشن، بی رحم، درگیر کننده، بزرگ سالانه به همراه شخصیت‌های مکمل تکرار نشدنی نیستیم. این موضوعی بود که توسعه دهندگان هم قبل از انتشار، اشاره کرده بودند (البته نه با این جزئیات).

Wolfenstein: Youngblood

تصویر مربوط به پایگاه شما می‌باشد. ماموریت‌های فرعی در این محل یافت می‌شوند

اول از هر چیز بد نیست نیم نگاهی به سوژه‌ی داستانی اندازیم. بدون شک می‌توان گفت که سوژه‌ی داستانی، قوی ترین بخش “قصه گویی یانگ بلاد” محسوب می‌شود. بخش‌های دیگر آن قدر متوسط و برخاً ضعیف ظاهر شده اند که زبان از توصیف آن‌ها قاصر است. این که ویلیام ناپدید شده و حال ملزم به کنترل دو دختر بچه‌ی جوان و شیطان او هستید، جالب به نظر می‌رسد و به نوعی یک تنوع محسوب می‌شود. متاسفانه این سوژه‌ی جالب قربانی روایت نه چندان مناسب و شخصیت‌های تو خالی و اتفاقات ناملموس می‌شود. Wolfenstein: Youngblood میزبان دو پروتاگونیست جدید است. جس و سوف. خواهرهای دوقلوی کله شق. بلطبع شخصیت پردازی این دو از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. من با اصل شخصیت جس و سوف مشکلی ندارم. آن‌ها دو خواهر جوان هستند که تحت تاثیر داستان‌های ابر قهرمانانه قرار گرفته اند و به عبارتی دیگر، عاشق قهرمانان کمیک بوکی می‌باشند.  شاید من از ذات جوان پسندانه‌ی این دو خوشم نیاید، اما نمی‌توانم به عنوان فردی بی طرف، تنها به دلیل سلیقه‌ی شخصی، از جوان پسندانه بودن پروتاگونیست‌های Wolfenstein: Youngblood خرده بگیرم. گله مندی بنده از زیاده روی و اغراق در این امر است. آن قدر دیالوگ‌های مبتذل و رفتار‌های برخاً تعجب آور از این دو خواهید دید، که کم کم حالتان بهم می‌خورد. درست است که جس و سوف در اوج جوانی خود هستند و رفتارهای غیر منتظره، جزوی از شخصیت پردازی آن‌ها محسوب می شود، اما تا چه حد؟ آیا نباید حد و مرزی وجود داشته باشد؟ فکر می‌کنم این زیاده روی و لودگی بیش از حد، ساختاری تو خالی و پوچ را برای پروتاگونیست‌ها به وجود آورده.ویلیام شخصیت پخته‌ای بود و امر پردازشش در چندین نسخه صورت گرفت. به هر حال زمان می‌برد تا به جس و سوف عادت کنیم و امیدواریم که در آینده شاهد بهبود این امر باشیم.

Wolfenstein: Youngblood

در برخی از لوکیشن‌های تاریک ملزم به استفاده از چراغ قوه هستید. بدین ترتیب تنها با سلاح‌های یک دستی قادر به کشتن دشمنان می‌باشید

موضوع حائز اهمیت دیگر، آنتاگونیست بازیست. نمی‌دانم که New Order و New Clouses  را تجربه کرده اید یا خیر. به هر حال دو بازی نام برده شده مثال‌ فوق العاده‌ای برای پرداخت آنتگونیست بود. این که شخصیت منفی چگونه در بطن داستان فرو رود و مخاطب را زجر کش کند. یا این که آنتاگونیست آن قدر منفور جلوه داده شود که برای کشتنش لحظه شماری کنید… می‌دانید همه‌ی این موارد نتیجه‌ی دسترنج داستان نویسانی است که با امر شخصیت پردازی و بستر سازی آشنا هستند. متاسفانه آنتاگونیست‌ (های) Wolfenstein: Youngblood مثل یک تکه کاغذ می‌مانند. به راحتی مچاله می‌شوند و به دست فراموشی سپرده خواهند شد. دیالوگ‌های قابل پیش بینی دارند و حسابی حوصله‌ی مخاطب را سر می‌برند. چقدر پتانسیل در این بازی نهفته شده بود و به چه شکل تمام این پتانسیل‌ها با خاک یکسان شدند. افسوس…

Wolfenstein: Youngblood

در شخصیت‌های مکمل، تنها Abby  است که می‌تواند مقداری عرضه اندام کند. در این مورد (ساخت کاراکترهای مکمل) هم Wolfenstein: Youngblood نسبت به اجداد خود ضعیف عمل کرده. آن قدر ضعیف که حتی توصیف این المان، وقت مخاطب را خواهد گرفت. شخصیت‌های مکمل داستان ما کمک خاصی به روایت نمی‌کنند و حتی به شخصیت پردازی جس و سوف نیز پر و بال نمی‌دهند. از آن طرف روایت نیز بسیار خشک و حوصله سر بر پیش می‌رود. توسعه دهندگان هم از همان کلیشه‌های قدیمی برای سورپرایز کردن مخاطب استفاده کرده اند و بازهم آسیب دیگری به پیکره‌‌ی داستان Wolfenstein: Youngblood زده اند. تقریباً می‌توان گفت که ۸۰ درصد روایت، خیلی بی خاصیت و بدون جذابیت پیش می‌رود. آن ۲۰ درصد باقی مانده هم تنها و تنها به خاطره شخصیت ویلیام جلوه می‌یابد. این ادامه‌ی نیو کلاسس بود؟ باورش سخت است…. نیو کلاسس مملو از پیچ و خم‌های داستانی، پردازش شخصیت‌های فرعی،‌ اتفاقات ناگوار و غیر قابل پیش بینی و … بود اما یانگ بلاد؟ آیا می‌توان قصه گویی بازی را با شرایط توصیف شده بالاتر از سطح متوسط دانست؟ بعید می‌دانم.

Wolfenstein: Youngblood

نمایی بی نظیر از تصویری پرکنایه…

به عنوان یک جمع بندی باید گفت که یانگ بلاد تنها در ارائه‌ی یک سوژه‌ی داستانی جالب موفق شده و در بقیه‌ی المان‌های قصه گویی بسیار نا امید کننده عمل کرده. از اغراق بیش از حد پروتاگونیست‌ها بگیرید تا شخصیت پردازی نه چندان جالب آنتاگونیست و کاراکتر‌های مکمل. روایت هم به لطف دیالوگ‌های تصنعی و ساختار ناقص، مهر تاییدی بر ضعیف بودن داستان پردازی این اثر می‌زند. حتی باور این که Wolfenstein: Youngblood دنباله‌ای بر نیو کلاسس می‌باشد، سخت است. این موضوع برای طرفداران قدیمی فرنچایز آزار دهنده خواهد بود. اینکه ببینند نسخه‌ی جدید فرنچایز محبوبشان با کم لطفی توسعه دهندگان مواجه شده و از پتانسیل‌های اصلی خود استفاده نکرده.

Wolfenstein: Youngblood

تکلیف خودتان را مشخص کنید. از Wolfenstein: Youngblood چه انتظاری دارید؟ لحظاتی هیجان آور به همراه یک گان پلی متناسب ؟ بازی چنین المان‌هایی را دو دستی در اختیار شما قرار خواهد داد. جای هیچ نگرانی‌ای نیست. همچنین قابلیت co-op  نیز به یانگ بلاد افزوده شده. بدین ترتیب برای اولین بار در تاریخ فرنچایز، می‌توانید به همراه یکی از دوستانتان به پیشروی در مراحل بپردازید. این یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت نسخه‌ی جدید ولفنشتاین محسوب می شود. بگذارید خیلی صریح سخن بگویم. مکانیک‌های Wolfenstein: Youngblood فوق العاده طراحی شده اند اما مابقی المان‌های گیم پلی، تعریف چندانی ندارند.

در ابتدا بهتر است که نیم نگاهی به مراحل و طراحی آن‌ها در یانگ بلاد داشته باشیم. دیگر خبری از آن صحنه‌های سینماتیک و فوق نیست. روند طراحی مرحله‌ی Wolfenstein: Youngblood به شدت یادآور عنوان تحسین شده‌ی سر افکنده (توسعه یافته شده توسط استدیو‌ی آرکین)‌ می‌باشد. همان‌طور که در جریان هستید، توسعه دهندگان اصلی ولفنشتاین با آرکین همکاری کردند و نتیجه‌ یک بازی عجیب و غریب با هویتی نامشخص شده. یانگ بلاد از مشکلی بزرگ رنج می‌برد و آن چیزی نیست جز بحران هویت. دقت داشته باشید که ایجاد تغییر در سبک و سیاق بازی، به خودی خود  کار ناپسندی تلقی نمی‌شود. مهم اینجاست که سازنده بتواند از پس این تغییرات برآید و عنوان را با موج تغییرات، وفق دهد.

Wolfenstein: Youngblood

اولین موردی که حسابی در ذوق مخاطب Wolfenstein: Youngblood می‌زند، طراحی مرحله‌ی یکنواخت وخسته کننده است. پس از یک پیش درآمد جذاب و عالی، وارد روند خسته کننده‌ی مراحل یانگ بلاد می‌شوید. برای کسب امتیاز تجربه و شکست دادن باس فایت، تلاش کنید. اما چگونه؟ یانگ بلاد شما را مجبور می‌کند که ماموریت‌های فرعی نسبتاً تکراری و اذیت کننده‌ای را به اتمام برسانید. بارها اتفاق افتاده که برای انجام ماموریت متفاوتی به یک لوکیشن سفر کنم و مشغول به کشتن دشمنان شوم. این موضوع آزار دهنده است و از طرفی مخاطب را نگران آینده‌ی فرنچایز می‌کند. در طول بازی، همواره احساس می‌کردم که توسعه دهنده به زور قصد دارد تا المان‌های نقش آفرینی را به من تحمیل کند. نمی‌دانم واقعاً مشکل کجاست. چرا همه می‌خواهند سمت نقش آفرینی بروند؟ پر رنگ تر شدن این المان‌ها در Wolfenstein: Youngblood به بهبود پیکره‌ی گیم پلی کمک نکرده که هیچ، آسیب بسیار جدی‌ای هم به آن زده. بد نبود اگر به جای مراحل فرعی خسته کننده، به طراحی ماموریت‌های خطی جذاب‌تر می‌پرداختید.

Wolfenstein: Youngblood

مکانیک‌های تیراندازی به زیبایی هرچه تمام‌تر طراحی شده اند و هیچ صحبتی برای گفتن باقی نمی‌گذارند

حتی ماموریت‌های اصلی Wolfenstein: Youngblood هم از کیفیت چندانی برخوردار نیستند. سناریوی دقیقی برای مراحل طراحی نشده و همین موضوع سبب شده تا مراحل یکنواخت و حوصله سر بر به نظر برسند. تا به اینجای کار تماماً درباره‌ی مشکلات یانگ بلاد صحبت کردیم. از اینجا به بعد هم قصد دارم تا کمبود‌ها و کاستی‌های بازی را زیر ذره بین قرار دهم. به خاطر دارم که در طول تجربه‌ی بازی، تمام تلاش خود را برای تعویض دید منفی خود کردم. اما بازی این اجازه را به من نمی‌داد. لحظه لحظه‌ی یانگ بلاد پر شده از نا امیدی.

جالب است که بازی شما را به مخفی کاری دعوت می‌کند اما مکانیک‌های مناسبی برای این کار قرار نداده. دشمنان به بدترین شکل ممکن در نقشه قرار گرفته اند و دو حالت را برای شما به وجود می‌آورند.

  1. آن قدر از هم فاصله دارند که هیچ چالشی برای مخفی کاری ایجاد نمی شود
  2. آن قدر یک محیط کوچک (و صد البته بدون راه مخفی) پر از دشمن شده که هیچ راهی برای مخفی کاری وجود ندارد

اما تشویق به مخفی کاری به چه شکل صورت می‌گیرد؟ اگر موفق شوید که هر لوکیشن را بدون روشن شدن آژیر خطر پشت سر بگذارید، مقداری امتیاز تجربه دریافت می‌کنید. آیا همه‌ی لوکیشن‌ها برای مخفی کاری بهینه سازی شده است؟ مطمئناً پاسخ سوال خیر خواهد بود. فرنچایز ولفنشتاین با سکانس‌های مخفی کاری غریبه نیست. به خاطر دارم در یکی از قسمت‌های Old Blood ملزم به مخفی کاری بودید.. اما این کجا و آن کجا!

عمق فاجعه را زمانی درک می‌کنید که متوجه شوید کشت و کشتار نازی‌های به اندازه‌ی نسخه‌های پیشین لذت بخش و جذاب نیست. طراحی دشمنان از تنوع نسبتاً کمی برخوردار است. مشکل جدی دیگری که در گیم پلی بازی مشاهده می‌شود، سیستم Grind  می‌باشد که برای کشتن برخی از دشمنان در نظر گرفته شده. اما گرایند یعنی چه؟ معنای لغوی این کلمه همان کار سخت و طاقت فرسای خودمان است. یعنی عصاره‌ی وجودی گیمر را برای کاری نسبتاً غیر ضروری بیرون بکشیم. کشتن برخی از دشمنان در Wolfenstein: Youngblood واقعاً خسته کننده می‌شود. حتی برخی اوقات اعصابتان را به هم می‌ریزد. فکر کنید که کشتن یک الیت، ممکن است  پانزده دقیقه از زمانتان را بگیرد. آن قدر آرمور بر روی الیت کار گذاری شده که مخاطب در نگاه اول متعجب می‌شود!!! از آن طرف این موضوع سبب شده تا درجه‌ی سختی بازی به صورت غیر متوازن درآید. برای مثال برخی از سکانس‌های اکشن به خاطره وجود همکار، بسیار راحت و بدون استرس می باشند. از آن طرف در برخی سکانس‌ها نمی‌دانید که به دشمنی (با ۲ کیلومتر خط سلامتی!!!) شلیک کنید و یا خواهرتان را از مرگ نجات دهید.

Wolfenstein: Youngblood

خسته کننده، حوصله سر بر و بی هویت

نکته‌ی حائز اهمیت دیگر، هوش مصنوعی پایین و خنده دار نازی هاست. AI بازی به گونه‌ای طراحی شده که بازی کننده نازی‌ها را با گوسفند اشتباه گیرد. هیچ اغراقی در جمله‌ی پیشین نبود. هوش مصنوعی نازی‌ها در مخفی کاری به قدری ضعیف عمل می‌کند که گاهی اوقات مخاطب را به خنده وا می‌دارد. از حق نگذریم، پاریس به زیبایی طراحی شده. منتها با نزدیک شدن به پایان بازی، زیبایی‌های خود را از دست می‌دهد و تبدیل به یک لوکیشن تکراری می‌شود. فکر می‌کنم که توسعه دهنده در این موضوع نیز کم کاری کرده.

Wolfenstein: Youngblood از جلوه‌های بصری راضی کننده و نسبتاً خوبی بهره می‌برد. شاید برجسته‌ترین ویژگی گرافیکی بازی، نورپردازی آن باشد. این امر به صورت کاملاً حرفه‌ای و بدون هیچ گونه نقص و مشکلی پیاده سازی شده است. از طرفی صدا گذاری شخصیت‌ها نیاز واقعاً عالی کار شده اند (مخصوصاً پروتاگونیست‌ها بازی) . موسیقی‌های  متن نیز به صورت کاملاً حماسی نواخته شده اند و اتمسفری جالب را برای شما به وجود خواهند آورد. به هر حال اندک باگی هم در بازی وجود دارد که به مرور زمان با آپدیت‌های مختلف حل می‌شود و نگرانی خاصی را به وجود نخواهد آورد.

Wolfenstein: Youngblood

از ته قلب امیدواریم که توسعه دهندگان متوجه مشکلات Wolfenstein: Youngblood شوند و در قسمت بعدی، حسابی سنگ تمام بگذارند. یانگ بلاد سرشار از پتانسیل برای تبدیل شدن به یک عنوان فوق العاده بود. پایان بندی بازی نسبتاً خوب بود و می‌توان انتظارهای زیادی از نسخه‌ی بعدی داشت. فقط امیدواریم که نسخه‌ی بعدی از طراحی مرحله و پردازش و روایت و … بهتری برخوردار باشد و سعی نکند که به زور عناصر مختلف را به مخاطب تحمیل کند.

جمع بندی
اگر تنها به دنبال یک گان پلی بی نقص می‌گردید، بد نیست نیم نگاهی به Wolfenstein: Youngblood اندازید. متاسفانه بازی قدرت عرضه اندام در زمینه‌های دیگر را ندارد و نتوانسته همانند اجدادش عمل کند. امیدواریم که تمام نقد‌ها و انتقاداتی که از سمت پایگاه‌های مختلف حول محور این بازی صورت گرفت، مفید واقع شوند و توسعه دهندگان را برای ساخت نسخه‌ی بعدی راهنمایی کنند.
نقاط قوت
  • گان پلی خوب
  • اضافه شدن المان‌های Co-oP
نقاط ضعف
  • روایت ضعیف
  • شخصیت‌های تو خالی
  • ماموریت‌های فرعی خسته کننده
  • ماموریت‌های اصلی نه چندان جالب
  • سیستم مخفی کاری مزخرف
  • تحمیل المان‌های نقش آفرینی به بازی
  • کمبود تنوع دشمنان
  • هوش مصنوعی خنده دار (مخصوصاٍ به هنگام مخفی کاری)
6.4
نسبتا خوب

رای بدهید!

0 0

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز مشخص شده اند *

شما می توانید از این ها استفاده کنید HTMLبرچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>