دنبال کردن افزودن به علاقه مندی
82
PS4
(Metacritic)
83
XONE
(Metacritic)
خانه » نقد و بررسی Spyro Reignited Trilogy | ریمیک آتشین

نقد و بررسی Spyro Reignited Trilogy | ریمیک آتشین

Spyro Reignited Trilogy

نام بازی: Spyro Reignited Trilogy

استدیوی توسعه دهنده : Toys for Bob

ناشر : Activision

پلتفرم‌ها: Nintendo Switch, PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows

پروفایل بازی

دانلود بازی برای کامپیوتر

دانلود بازی برای نینتندو سوییچ

دقیق از دلیل دیر پورت شدن Spyro Reignited Trilogy برای کامپیوترهای شخصی اطلاع ندارم. نمی‌دانم این سیاست به کمپانی ناشر بازمی‌گردد و یا موارد دیگر. به هر حال اواسط شهریور ماه از عرضه‌ی این ریمیک برای کامپیوترهای شخصی آگاهی یافتم. چقدر این خبر خوشحال کننده بود. دیگر مجبور نبودم برای تجربه‌ی بهترین نسخه‌های فرنچایز اسپایرو، ایمولاتورهای مختلف نصب کنم و با  تنظیمات و …. سر و کله بزنم. حال ریمیکی عرضه شده بود. ریمیکی که از شدت کیفیت آن کاملاً مطمئن بودم.

به نظر بسیاری از طرفداران صنعت بازی‌های کامپیوتری، ریمیک کردن شاهکارهای قدیمی کاری بسیار پسندیده تلقی می‌شود. نسل هشتم میزبان ریمیک‌های فوق العاده‌ای بود. در ابتدا خبر از ریمیک شدن سه گانه‌ی کرش شنیدیم و سپس کپکام با بازسازی نسخه‌ی دوم رزیدنت اویل مرزهای ریمیک کردن را جا به جا کرد. حال نیز به شدت منتظر عرضه‌ی ریمیک نسخه‌ی هفتم فاینال فنتزی هستیم. در این بین ، مثل همیشه، یکی از ریمیک‌ها بسیار مظلوم واقع شد و آن چیزی نبود به جز Spyro Reignited Trilogy . اژدهای بنفش و دوست داشتنی که خاطرات بسیار خوشی را برای کاربران پلی استیشن ۱ رقم زد. در حقیقت کرش و اسپایرو در زمان انتشار خودشان، ‌تبدیل به نمادهای پلی استیشن شدند. عناوین پلتفرمری که مخاطبان صنعت بازی‌های کامپیوتری را برای مدت زمان زیادی سرگرم کردند. جای خالی اسپایرو در صنعت بازی‌های کامپیوتری (در سال‌های اخیر) به شدت حس می‌شد. متاسفانه پس از اینسامنیاک گیمز، هیچ توسعه دهنده‌ی دیگری نتوانست به این کرکتر بال و پر دهد و بازی‌های مربوط به آن را به بهترین شکل ممکن طراحی کند. در این مواقع، ریمیک کردن همیشه بهترین ایده محسوب می‌شود. وقتی هیچ توسعه دهنده‌ای نمی‌تواند همانند اینسامنیاک گیمز بازی را طراحی کند، بیایید شاهکار‌های این استدیوی دوست داشتنی را بازسازی کنیم و از گیم پلی ناب به همراه جلوه‌های بصری بهتر لذت ببریم!

Spyro Reignited Trilogy

Spyro Reignited Trilogy زیباست. جلوه‌های بصری بازی چشم نواز است. از تماشا کردن رنگ‌های مختلف استفاده شده در محیط و قدم زدن و گشت و گذار در مراحل بازی خسته نخواهید شد. حتی داستان سطحی بازی به مخاطب می‌چسبد و کلی انگیزه وارد بازی می‌کند. با در نظر گرفتن شرایط فعلی، این بهترین اتفاقی بود که می‌توانست برای اسپایرو بیفتد. در این مقاله سعی کرده ام که نگاهی بر روی Spyro Reignited Trilogy و همچنین تاریخچه‌ی مجموعه بازی‌های منتشر شده از این اژدهای دوست داشنتی داشته باشیم. همان‌طور که می‌دانید، داستان اسپایرو برای دفعات متعدد ریبوت شد. هرکدام از ریبوت‌ها نقاط قوت و ضعفی داشتند. به هر حال اگر تمایل دارید، در ادامه برای مطالعه‌ی نقد و بررسی این اثر همراه وب سایت نوین اسپات باشید.

مروری بر روی تاریخچه‌ی اسپایرو

پلی استیشن کنسولی انقلابی محسوب می‌شد. تقریباً می‌توان گفت که نسل جدید بازی‌های سه بعدی با این کنسول خاطره انگیز و جهشی شکل گرفت. همین موضوع سبب شد تا اینسامنیاک گیمز به فکر توسعه‌ی یک بازی با استفاده از تکنولوژی پیشرفته‌ی پلی استیشن افتد. سرانجام اولین نسخه‌ی اسپایرو با نام Spyro The Dragon  در سال ۱۹۹۸ میلادی منتشر شد. بازی فوق العاده بود. هم از لحاظ بصری و هم طراحی مراحل. با انتشار اسپایرو، غوغایی میان کاربران به راه افتاد. از طرفی ناتی داگ با کرش بندیکوت اسم پلی استیشن را بر سر زبان‌ها انداخت. از طرفی دیگر هم اینسامنیاک با خلق یک اژدهای بنفش، حسابی در دل مخاطبان جای باز کرد. خب با این حجم از موفقیت، اصلاً بعید نبود که اینسامنیاک دست به ساخت ادامه‌ی بازی بزند. درست یک سال پس از انتشار نسخه‌ی اول، Spyro Riptos Rage در سال ۱۹۹۹ برای پلی استیشن عرضه شد و  همان طور که انتظار می‌رفت،‌ توانست موفقیت‌های فراوانی را بدست آورد. ایننسامنیاک در این نسخه مکانیک‌های جدیدی برای اژدهای بنفش قصه‌ی ما معرفی نمود و محوریت اصلی بازی را کمی تغییر داد. درست همانند ریپتوز ریج، نسخه‌ی سوم درست یک سال پس از انتشار قسمت قبلی خود منتش Spyro Year Of the dragon   بزرگ‌ترین موفقیت این سه گانه بود که در نقد و بررسی این اثر به صورت مفصل به آن می‌پردازیم. این دوران طلایی اسپایرو بود. پس از آن هرچه عرضه شد، هجوی بی مزه و اذیت کننده تلقی می‌شد….

Spyro Reignited Trilogy

از سال ۲۰۰۱ بود که اسپایرو بر روی کنسول‌های دستی راه پیدا کرد. Season of Ice اولین نسخه از اسپایرو بود که بر روی کنسول سونی منتشر نشد و همچنین ساخت آن توسط اینسامنیاک صورت نگرفت. سپس Season of flame هم برای Game Boy Advance انتشار یافت. با عرضه‌ی کنسول‌های نسل ششم، Enter the Dragonfly منتشر شده که حواشی بسیاری را به خود به همراه آورد. بسیاری از منتقدان بازی را کوبیدند و طراحی‌های مربوطه را مزخرف خواندند. دنیای بازی توخالی و پوچ بود و باگ و گلیچ‌های مختلف، اعصاب تمام بازی کنندگان و طرفداران این اژدهای بنفش را خورد کرده بود. تلاش‌ها برای زنده کردن نام اسپایرو برای باری دیگر ادامه می‌یافت. تا این که تصمیم برای ریبوت کردن داستان اسپایرو گرفته شد.

Spyro Reignited Trilogy

افسانه‌ی اسپایرو (The Legend of Spyro) ریبوتی بر داستان اسپایرو بود و همه چیز را از ابتدا توضیح می‌داد (از تئوری‌های مربوطه که احتمال می‌دهدد افسانه‌ی اسپایرو ادامه دهنده‌ی سه گانه‌ی اینسامنیاک است، صرف نظر می‌کنیم). این ریبوت بدتر از آن چه بود که تصور می‌کردیم…. در حقیقت توسعه دهندگان تمرکز خود را بر روی مبارزات نزدیک و پلتفرمینگ جمع آوری کرده بودند. دیگر جستجو در محیط و جمع آوری موارد مختلف و … اهمیت چندانی نداشت. اما از حق نگذریم، داستان ریبوت The Legend of Spyro واقعاً از سه گانه‌ی اینسامنیاک بهتر بود. در حقیقت تریلوجی اینسامنیاک داستان خاصی نداشت. کسی هم انتظار داستان خاصی از بازی نداشت!! ولی ریبوت افسانه‌ی اژدها، دنیای بزرگ‌تر و اسپایرویی عجیب و غریب‌تر را به دنیای بازی‌ها هدیه داد. این دفعه اژدهای ما می‌توانست از چهار عنصر اصلی برای آسیب رساندن به دشمنانش استفاده کند. در حقیقت در ریبوت جدید، اسپایرو اژدهایی بود که هر چند صد هزار سال متولد می‌شد و می‌توانست از تمام قدرت‌ها و عناصر مانند صاعقه و آتش و …. استفاده کند. همچنین نیروی تاریک‌تری هم بود که قدرت بسیار زیادی به اژدهایان بنفش می‌داد. در این ریبوت شاهد عاشق شدن اسپایرو هم بودیم!!! در حقیقت تنها نیروی الهی عشق بود که می‌توانست اژدهای بنفش ما را از شر انرژی تاریک نجات دهد.

Spyro Reignited Trilogy

شاید بتوان گفت که نسخه‌ی Dawn Of The Dragon در این سه گانه، قابل تحمل‌ترین محسوب شود. New Beginning که آغاز تمام بدبختی‌ها بود و eternal night هم به تنهایی یکی از بدترین عناوین عرضه شده در صنعت بازی‌های کامپیوتری محسوب می‌شود! اما در داون آو درگن شاهد معرفی المان‌های جدید و تغییرات مختلفی حول محور عناصر گوناگون بازی بودیم. شاید مسخره به نظر برسد اما ظاهر اسپایرو در ریبوت The Legend Of Spyro بسیار مضحک و مصنوعی به نظر می‌رسید. به هر حال امیدواریم که هیچ گاه از ریمیک این تریلوجی خبری نشنویم!!

اسپایرو در عناوین متعدد دیگری نیز ظاهر شد ولی هیچ گاه نتوانست موفقیت‌های اولیه را کسب کند. بدون شک استدیوی اینسامنیاک در توسعه‌ی بازی به بهترین شکل ممکن عمل کرده بود. می‌توان گفت که اسپایرو توسط این استدیو تعریف  شد و باقی عناوین چرک نویس و دور انداختنی بودند. این مطلب تنها خلاصه‌ای از بلاهایی است که سر اژدهای بنفش محبوبمان آوردند، بود. می‌دانید، گاهی اوقات نمی‌توان آرزوی جدید برای ساخت یک قسمت موفق از یک فرنچایز کرد. برای مثال احتمال کمی وجود دارد که نسخه‌ی جدید سایلنت هیل ساخته شود و بتواند موفقیت‌های سایلنت هیل ۲ را تکرار نماید و یا حتی در نوع خود خوب واقع شود. گاهی باید با این شرایط بغرنج ساخت. خبر ریمیک عناوین کلاسیک و قدیمی، بهترین خبر برای کسانی است که از این دسته آرزوها دارند.

Spyro Reignited Trilogy

مهم‌ترین نکته در خصوص Spyro Reignited Trilogy پرهیز توسعه دهندگان برای ایجاد تغییرات اساسی در گیم پلی بوده است. فکر هم نمی‌کنم که چنین موضوعی باعث آزردگی خاطر کسی شود. به هر حال با عدم حضور سازندگان اصلی، ایجاد تغییرات ریسکی بزرگ محسوب می‌شود. پس همان بهتر که استدیوی Toys for bob به ایجاد تغییرات جزئی در برخی از پلتفرم‌ها بسنده کرد. در عوض استدیو تمام نیرویش را برای ساخت انمیشن‌های جدید و طراحی دوباره‌ی شخصیت‌ها صرف کرده. این بهینه‌ترین کاریست که می‌توان در قبال این سه گانه‌ی پر افتخار انجام داد. بازی به شدت زیباست. آن قدر زیبا که توصیف آن در یک مقاله، کار غیر ممکنی تلقی می‌شود. رنگ‌های شاد و دنیای پر از خنده و کات سین‌های مختلف و طنز همواره سبب می‌شوند که ساعات متوالی را به تجربه‌ی بازی بپردازید و به هیچ وجه خسته نشوید. زیرا که هر کدام از این سه نسخه دارای گیم پلی‌ای دوست داشتنی و حال و هوایی منحصر به فرد می‌باشد.

Spyro Reignited Trilogy

به عنوان پیشنهاد می‌گویم، اگر دفعه‌ی اولتان است که Spyro Reignited Trilogy را تجربه می‌کنید، بهتر است که در ابتدا به تجربه‌ی قسمت اول بپردازید و سپس نسخه‌ی دوم و سوم را تکمیل نمایید. می‌دانید، هدف در قسمت اول با قسمت دوم و سوم متفاوت است. بگذارید به صورت واضح‌تری این امر را بیان کنم، در قسمت اول ملزم به جمع آوری هستید ولی در قسمت دوم و سوم اکثر تمرکزتان بر روی کامل کردن مراحل و به سرانجام رساندن آن‌هاست. بسیاری از تریلوجی‌ها از این قانون پیروی می‌کنند:

نسخه‌ی دوم همواره انقلابی‌ترین نسخه محسوب می‌شود و نسخه‌ی سوم به گسترش المان‌های قسمت قبلی می‌پردازد و در انتها به عنوان برترین شناخته می‌شود.

این موضوع کاملاً در خصوص Spyro Reignited Trilogy صادق است. بدون شک با تجربه‌ی قسمت سوم خیلی لذت خواهید برد در صورتی که قسمت دوم، مملو از مکانیک‌ها و طراحی‌های جدید بوده. به هر حال یکی از ویژگی‌هایی که این ریمیک را خاص جلوه می‌دهد، با ارزش بودن هر سه عنوان آن است.

Spyro Reignited Trilogy

ارزشمند بودن یک ریمیک به تغییر در ساختار گیم پلی آن نیست. به هر حال لازم نیست که همه از یک قانون پیروی کنند و مانند ریمیک رزیدنت اویل ۲ تغییرات متعددی در ساختار و پیکره‌ی اصلی به وجود آورند. گاهی باید به طراحی‌های خارق العاده‌ی سازندگان در گذشته احترام گذاشت و فقط بافت‌ها را از ابتدا تولید کرد. اگر نسخه‌های قدیمی اسپایرو را تجربه کرده باشید، بی شک پلتفرم‌ها و مراحل و … همه‌ی موارد مربوطه را آشنا خواهید یافت. از طرفی، انمیشن‌های فراوانی برای NPC ها طراحی شده. همچنین  فیزیک بازی دچار تحول خاصی نشده. فکر می‌کنم که توسعه دهنده می‌دانسته که تغییر این موضوع می‌تواند صدای بسیاری از مخاطبان را درآورد و سبب به وجود آمدن اعتراضات فراوانی شود. به هر حال این ریمیک آتشین از یک مشکل بسیار بزرگ رنج می‌برد و آن چیزی نیست جز دوربین.

Spyro Reignited Trilogy

فکر می‌کنم تمام بازی کنندگان با چنین معضلی موافق باشند. متاسفانه دوربین بازی به در بسیاری از مواقع برای مخاطب مشکل ایجاد می‌کند. چه اکشن و چه پلتفرمینگ. موضوع اینجاست که تغییرات دوربین نمی‌تواند تمام حرکات بازی کننده را پوشش دهد و گاهاً سبب مرگ‌های غیر مترقبه می‌شود. شاید این موضوع تنها ایراد این سه گانه باشد که بیش از هر نسخه، خود را در قسمت اول نشان می‌دهد. با پیشروی در بازی، به اصطلاح فوت و فن و چم و خم دوربین را بدست خواهید آورد و کم کم با مشکلات به وجود آمده کنار خواهید آمد. به هر حال همیشه دکمه‌ای برای تنظیم دوربین وجود دارد که کار را تا حدی برای شما آسان می‌سازد.

این ریمیک تنها برای زنده کردن خاطرات نیست. حتی کسانی که تا به حال هیچ نسخه‌ای از اسپایرو را تجربه نکرده اند، می‌توانند به راحتی از Spyro Reignited Trilogy لذت ببرند و مراحل بسیار زیبا و مینی گیم‌های جذابش را به پایان رسانند. با کامل کردن هر عنوان به صورت صد در صد می‌توانید به تجربه‌ی مراحل مخفی بپردازید. اگر بخواهید بدون انجام فعالیت‌های اختیاری بازی را به پایان برسانید، به صورت میانگین بین ۱۲ تا ۱۴ ساعت با Spyro Reignited Trilogy سرگرم خواهید شد. اگر هم از آن دسته بازی کنانی هستید که تا زیر و بم هر عنوانی را کشف نکند، از بازی کردن آن دست نمی‌کشند، این سه گانه حداکثر ۳۰ ساعت شما را مشغول خود خواهد کرد.

Spyro Reignited Trilogy

راستش نقد کردن این ریمیک کار بسیار پیچیده‌ای نیست. از آن جایی که استدیوی Toys For BoBدر گیم پلی تغییر چندانی ایجاد نکرده و سه شاهکار ثابت  شده را به ظاهری جدید و خیره کننده و رنگارنگ در اختیار مخاطبان قرار داده، نمی‌توان به جز عملکرد این استدیو در زمینه‌ی باز سازی ظاهری اظهار نظر کرد. در انتها بد نیست اشاره‌ای داشته باشم به موسیقی متن بازی. توسعه دهنده برای این بخش کار بسیار پسنیده‌ای را انجام داده. در حقیقت دو نوع موسیقی متن برای بازی وجود دارد. اورجینال و دوباره نواخته شده. لازم به ذکر است که کامپرسور اصلی بازی وظیفه‌ی دوباره نوازی موسیقی‌های Spyro Reignited Trilogy را داشته است. پس فکر نکنم جای هیچ گونه نگرانی وجود داشته باشد.

جمع بندی
Spyro Reignited Trilogy زیبا، فوق العاده و دوست داشتنی است و می‌تواند لحظات شیرینی را با دنیای رنگارنگ و دشمنان متفاوت و مینی گیم‌های بی نظیر و ...برای شما به وجود آورد.توسعه دهنده با اجتناب از ایجاد تغییرات اساسی ، تمام تلاش خود را بر روی ساخت جلوه‌های بصری بهتر و اضافه کردن انمیشن‌های جدید متمرکز کرده. اگر دلتان برای یک ماجراجویی درست و حسابی تنگ شده، به هیچ وجه این ریمیک آتشین را از دست ندهید.
نقاط قوت
  • ریمیکی فوق العاده از یکی از برترین سه گانه‌های تاریخ
  • اضافه شدن انمیشن‌های جدید
نقاط ضعف
  • برخی از تکسچرها کیفتی پایینی دارند
  • مشکلات دوربین
8.8
عالی

رای بدهید!

2 0

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز مشخص شده اند *

شما می توانید از این ها استفاده کنید HTMLبرچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>