دنبال کردن افزودن به علاقه مندی
81
PC
(Metacritic)
80
Switch
(Metacritic)
خانه » نقد و بررسی My Friend Pedro | موز قاتل

نقد و بررسی My Friend Pedro | موز قاتل

My Friend Pedro

My Friend Pedro

توسعه دهنده: DeadToast Entertainment

ناشر: Devolver Digital

پلتفرم: کامپیوتر و نینتندو سوییچ

My Friend Pedro عجیب بود. حال که مشغول نوشتن این متن هستم، ۵ ساعت از اتمام بازی گذشته. درست پس از تمام شدن بازی و مشاهده‌ی کات سین پایانی، احساس پر بودن می‌کردم. احساس می‌کردم باید چند ساعتی به خواب عمیق بروم و آرامش بگیرم. مای فرند پدرو بر پایه‌ی هیجان و افزایش میزان آدرنالین خون بدن ساخته شده. هدف سازندگان چنین چیزی بوده. شما هم به توصیه بنده گوش دهید، اگر از آن دسته افرادی هستید که بیش از اندازه با بازی‌های کامپیوتری همذات پنداری می‌کنید و یا به قول معروف پس از چند دقیقه در دنیای آن غرق می‌شوید، یک کاسه آب و چند تکه یخ حاضر کنید و بعد از انجام چند مرحله سرتان را کامل وارد آب و یخ کنید. باور کنید روش خوبی برای کاهش دمای مغز است!

از طرفی یک ناشر (Devolver Digital) به دنبال استعداد‌ها می‌گردد و سعی در انتشار و کمک به صنعت بازی‌های مستقل دارد. از طرفی دیگر یک ناشر پول پرست مثل الکترونیک آرتز به استدیو‌های با استعداد و نام آوری مانند بایوور رحم نمی‌کند و آن‌ها را به خلاف میلشان وادار می‌کند. نهایتاً هم پروژه‌هایی مانند Anthem و یا اندرومدا را عرضه می‌کند و حال طرفداران را می‌گیرند.

نسل هشتم، نسل قدرت نمایی بازی‌های مستقل بود. هالو نایتی که با فضا سازی و چالش برانگیزی و طراحی مراحل فوق العاده، سلستی که معما‌ها و پلتفرمینگ و داستان سرایی عجیب، Dead Cells ای که با روند و موسیقی متن دوست داشتنی، گریسی که با داستان پردازی و اتمسفر غمگین و شاعرانه، کاتانا زیرویی که با نوآوری‌ها و طراحی مرحله‌ی فوق العاده و …. روح ما را از تنمان جدا و وارد دنیایی دیگر کردند. آن قدر بازی مستقل با کیفیت بالا و ایده‌های جالب و فضا سازی محصر به فرد انتشار یافتند که فکر می‌کنم (تقریباً) همه‌ی بازی کنندگان و طرفداران متوجه اهمیت چنین عناوینی در صنعت بازی‌های کامپیوتری شده اند. عناوین با ارزشی که رنگ و بوی خاص دارند و به دور از هر گونه بودجه‌ی میلیونی و یا تبلیغات گسترده انتشار می‌یابند. اتفاقاً نکته‌ی دوست داشتنی بازی‌های مستقل همین موضوع است. بی پولی!!! مهم‌ترین خطر برای هنر، پول محسوب می‌شود.

My Friend Pedro

ناشر دل‌ها

البته عناوین بسیاری هستند که با بودجه‌ی بالا ساخته  و تبدیل به شاهکار‌های بی بدیل بازی‌های کامپیوتری شدند. نمونه‌اش رد دد ریدمپشن ۲. اما گاهی اوقات کمبود بودجه و پول سبب شکوفا شدن استعداد‌ها می‌شود. (با فاکتور از این مسئله که بسیاری از هنرمندان فعال در این ژانر بدون نیاز مالی و تنها به خاطره عشق و علاقه دست به توسعه می‌زنند). شرایط سخت دو نتیجه‌ی آشکار دارد:

  1. نابودی
  2. شکوفا شدن استعداد و رسیدن به اهداف

My Friend Pedro توسط استدیو‌ی DeadToast Entertainment توسعه یافته است و به جرات می‌توان گفت که گزینه‌ی دوم را انتخاب کرده. تا به اینجای کار درباره‌ی مسائل پیرامون و حاشیه صحبت کردیم. زمان آن رسیده تا نگاهی به مای فرند پدرو اندازیم. اگر موافق هستید، در ادامه همراه بنده و وب سایت نوین اسپات باشید.

یک موز بردار و برو

نمی‌دانم چرا همیشه این کار را می‌کنم و یا در اکثر مقالات شاهد نقد و بررسی داستان بازی در ابتدا هستیم. خب بیایید کمی ساختار شکن پیش رویم. داستان مای فرند پدرو فلسه‌ی پیچیده‌ای ندارد که در ابتدا بخواهیم به موشکافی آن بپردازیم.

بدون شک بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت My Friend Pedro گیم پلی بازیست. سازندگان همواره بر روی این بخش مانور داده اند. سینماتیک بودن اکشن بازی، زیباترین عنصر گیم پلی مای فرند پدرو می‌باشد. شخصیت اول، از قابلیت‌های مختلفی برخوردار است. این اکشن سینماتیک به وسیله‌ی چند عنصر مهم ساخته شده:

  1. توانایی آهسته کردن زمان: پدروی عزیز در طول بازی همراه شماست تا انواع و اقسام قابلیت‌های مختلف را به شما آموزش دهد. یکی از مهم‌ترین مکانیک‌های بازی قابلیت آهسته کردن زمان است. بدین ترتیب می‌توانید با دقت بیشتری تصمیم بگیرید و گاهاً کار‌های خارق العاده‌ای انجام دهید.
  2. توانایی جاخالی دادن تیر‌ها: با چرخش به دور خود، می‌توانید از تمام تیر‌هایی که به سمت شما شلیک شده اند، عبور کنید. همچنین می‌توانید شلیک کورکورانه‌ای هم در زمان جاخالی داشته باشید که به شدت کارآمد طراحی شده.
  3. قابلیت تیر اندازی در هوا: سیستم تیر اندازی به گونه‌ای توسعه یافته که بازی کننده در اکثر حالات، قادر به شلیک باشد. حال می‌خواهید از روی سکو‌ها بپرید و یا روی اسکیت برد باشید و یا روی بشکه‌ای قل بخورید!! هیچ فرقی ندارد. همه را بکشید!
  4. قابلیت هدف گیری هرکدام از اسلحه‌های به صورت جداگانه: به این می‌گویند نور علی نور. با فشار و نگه داشتن دکمه‌‌ی مخصوص، می‌توانید یکی از سلاح‌هایتان را به صورت جداگانه هدف بگیرید. بدین ترتیب می‌توانید به طرفین و یا دو هدف جداگانه شلیک کنید. نکته‌ی حائز اهمیت درباره‌ی این مکانیک، Auto Lock بودن نشانه گر اسلحه‌ی ثانویه است که حسابی به کارتان می‌آید و شوتینگ بازی را به شدت بهبود می‌بخشد.

موارد مذکور عناصری بودند که نقش بسیار پر رنگی در روند سینماتیک بازی داشتند. حال باید دید که سازندگان به چه شکل از این عناصر را به کار گرفته اند و از همه مهم‌تر طراحی این عناصر در چه سطحی قرار دارد.

My Friend Pedro

پس از اتمام هر مرحله، رتبه‌ای به نحوه‌ی بازی کردنتان اختصاص داده می‌شود. چالش لذت بخشی برای گرفتن بالاترین رتبه یعنی S وجود دارد.

هر ایرادی هم که به پیکره‌ی گیم پلی My Friend Pedro وارد شود، باز هم نمی‌توان از یک موضوعی چشم پوشی کرد. لذت لحظه‌ای. به چه معنی؟ یعنی در طول گیم پلی چنان صحنه‌های سینماتیک و فوق العاده‌ای خلق می‌کنید که ممکن است مات و مبهوت بمانید. ۲۰ دقیقه‌ای نیاز دارید تا حسابی با مکانیک‌های مای فرند پدرو آشنا شوید و تمپوی مغز خود را با تمپوی بازی وفق دهید. خیلی جالب است! بازی شما را به خوب بازی کردن تشویق می‌کند. “اگر خوب بازی کنی و سریع فکر کنی، برات یک سری صحنه‌های سینماتیک و آدرنالین زا به وجود میارم که تا حالا تو هیچ بازی دیگه ندیدی” و به نظرم این بهترین و درخشان‌ترین نکته‌ی درباره‌ی گیم پلی بازی بود.

My Friend Pedro

آدرنالین که می‌گفتم..

مکانیک آهسته کردن زمان جای کار بیشتری داشت. مشکلش هم این است که خیلی بیش از حد می‌توان از آن استفاده کرد. نمی‌دانم چرا ولی در هفتادو پنج درصد اول بازی خیلی کم از این مکانیک استفاده کردم. اولاً که واقعاً از سرعت اکشن بازی می‌کاهد و دوم این که در برخی موارد، بازی را بیش از حد آسان می‌کند. شما با کشتن دشمنان مقداری از خط سلامتی خود را بدست می‌آورید. حال فرض کنید که با کشتن هر دشمن مدت زمان بیشتری را آهسته سپری کنید!!! با در نظر گرفتن این که در اکثر حالات می‌توان تیر اندازی کرد، برخی اوقات استفاده از مکانیک آهسته کردن زمان بدجوری حوصله‌ی بازی کننده را سر می‌برد. اگر محدودیت‌های بیشتری برای سرعت تمام شدن نوار مخصوصه در نظر گرفته می‌شد، خیلی بهتر بود. موضوع دیگر میزان کند شدن زمان است. ناگهان با فشردن دکمه‌ی مخصوص به آهسته کردن زمان بازی متوقف می‌شود!! (کنایه از بیش از حد کند شدن زمان) و یک احساس جا خوردگی برای مخاطب ایجاد می‌شود. زیرا که تا چند ثانیه قبل در حال پیشروی با بالاترین سرعت ممکن بود.

My Friend Pedro

لحظات فوق العاده‌ی سینماتیک و دوست داشتنی بازی که توسط قابلیت‌های شخصیت اول بازی ایجاد می‌شود

نکته‌ی حائز اهمیت دیگر، قابلیت شلیک هر اسلحه به صورت جداگانه می‌باشد. می‌توانید همزمان از دو سلاح دستی (مانند کلت و یوزی) استفاده کنید. نشانه‌گر اسلحه‌ی دوم به صورت خودکار بر روی هدف قفل می‌شود تا مشکلی برای تیر اندازی به وجود نیاید و این فوق العاده است. واقعاً سازندگان این مکانیک را به خوبی در بازی گنجانده اند و نکته‌ی طلایی دیگر، نحوه‌ی جای گذاری دشمنان برای مانور دهی بر روی این مکانیک است. این قابلیت وقتی به کارتان می‌آید که دشمنان نه تنها از رو به رو، بلکه از جهات مختلف شما را محاصره کنند. حال جاخالی دهید و با تصمیم گیری سریع و موثر، بهترین نتیجه را بگیرید. بازی همواره شما را به کمبو زدن تشویق می‌کند و پایه و اساس امتیازی که در پایان مرحله به شما داده می‌شود، بر روی کشت و کشتار زنجیره‌ای خواهد بود. این موضوع مثل خوره به جانتان خواهد افتاد و بعضاً مجبورتان می‌کند تا مرحله را برای کسب امتیاز بهتر تکرار کنید. هر بار هم که مراحله را تکرار می‌کنید، با روش‌های سینماتیک‌تر و جالب‌تری دشمنان را خواهید کشت و این روند تا انتهای کار ادامه خواهد داشت.

My Friend Pedro

انقد سناریو‌های متفاوت برای هر مرحله چیده شده که فقط و فقط مخاطب را به تحسین وا می‌دارد

راستش را بخواهید باس فایت‌های بازی بد نیستند. سکانس‌های جالبی برای شکست دادن آن‌ها طراحی شده ولی معتقدم که سازندگانی با این حد از خلاقیت و مهارت، می‌توانستد باس فایت‌های بهتری طراحی کنند. به هر حال مقوله‌ی باس فایت آن چنان اذیتتان نخواهد کرد. بیایید به یک نکته‌ی دیگر به نام “طراحی مراحل و استفاده از المان‌های مختلف برای ساخت سناریو‌های جذاب و جلوگیری از یک نواخت شدن بازی “ توجه کنیم! گیم پلی مای فرند پدرو از چند عنصر مهم تشکیل شده:

  1. معما‌های محیطی سبک و جالب
  2. پلتفرمینگ مختصر
  3. تیر اندازی

حال در این بین سناریو‌هایی هم برای برخی از مراجل طراحی شده است. برای مثال در یکی از چپتر‌های My Friend Pedro سوار موتور می‌شوید (فقط و فقط باید این مرحله را تجربه کنید تا متوجه لذت آن شوید.). اما طراحی مرحله در سناریو‌های این شکلی خلاصه نمی‌شود. گاهی سوار اسکیت برد می‌شوید و یا بر روی بشکه‌ی خالی نفت غلت می‌خورید و یا… مدل‌های مختلف دیگر که توصیف آن تنها کش دادن مطلب است. طراحی مراحل بی نقص نیست اما واقعاً دوست داشتنیست. یعنی با کمال میل سه و نیم الی چهار ساعت پشت نینتندو سوییچ و یا کامپیوتر شخصی خود می‌نشینید و بازی را کامل می‌کنید

My Friend Pedro

این همان مرحله‌ی موتور است که در بالا گفتم…

تا به اینجای کار درباره‌ی خوبی ‌ها و بدی‌های گیم پلی صحبت کردیم. موضوعی که همواره در طول بازی آزارم می‌داد، رنگ آمیزی نه چندان خوب محیط‌ها بود. همچنین تنوع لوکیشن‌ها به اندازه‌ی کافی نیست. بازی زیباست ولی احتیاج به تنوع بیشتر دارد. واقعاً اواخر هر استیج چشمانم احساس خستگی می‌کرد. درست است که بازی مستقل است اما طراحی محیط بیشتر به خلاقیت و سلیقه و زمانِ توسعه ربط دارد تا بودجه. هالو نایت توسط سه یا چهار نفر توسعه یافت ولی آن قدر از محیط‌های مختلف برخوردار بود که زبان از توصیف آن قاصر است.

مورد دیگر که کمی توی ذوقم زد، مدت زمان کوتاه بازی بود. بین سه تا چهار ساعت می‌توانید بازی را به اتمام برسانید. بابا ما تازه داشتیم با بازی حال می‌کردیم یک دفعه تمام شد؟ این مدت زمان نسبت به قیمت بازی بسیار کم است. حال که صحبت از کوتاه و بلندی شده، جا دارد به به کوتاهی مراحل اشاره کنیم که خیلی خیلی خوب و به جاست. همان‌طور که گفتیم ارزش تکرار My Friend Pedro بالاست. این مراحل کوتاه به جلوگیری از خستگی ناشی از کشت و کشتار کمک بسیار ویژه‌ای خواهند کرد. پس از اتمام هر مرحله، رتبه‌ای به شما (بر اساس میزان کیفیت بازی کردنتان و زنجیره‌های کشت و کشتار) تعلق خواهد گرفت. همچنین پس از اتمام مراحل می‌توانید درجه‌های سختی بالاتر را تجربه کنید و مهارت‌های خود را به چالش بکشید. همه‌ی این موارد دست به دست هم می‌دهند تا بارها و بارها به تجربه بازی بپردازید و از با تمام وجودتان از این کار لذت ببرید.

موز قاتل

اما داستان از چه قرار است؟ شما در نقش یک قاتل از خواب بیدار می‌شوید. در ابتدا بدون هدف شروع به کشت و کشتار می‌کنید تا این که کم کم داستان شکل می‌گیرد. البته داستان خاصی در انتظارتان نیست!!! اما یک نکته‌ی قابل توجه: آیا داستان انگیزه‌ای برای ادامه دادن کمپین است؟ آیا یکی از المان‌های مهم هر کمپینی خط داستانی آن است و باید به زیر ذره بین رود و موشکافی شود؟ فکر نکنم درباره‌ی My Friend Pedro بتوان چنین حرفی زد. شاید بهتر باشد مثالی بزنم تا بهتر متوجه شوید. مای فرند پدرو مانند جک‌های بی مزه‌ای می‌ماند که سبب می شوند تا ساعت‌ها بخندید. اصلاً اهمیتی ندارد که خط داستانی چگونه پرداخت شده. چگونه می‌توان به پلات چنین عنوانی که در یک بستر متفاوت ظاهر شده ایراد گرفت؟

My Friend Pedro

از بحث انگیره بگذریم و به یک مقوله‌ی مهم‌تر بپردازیم. نتیجه گیری. داستان پدرو حالت کمدی بودن خود را حفظ می‌کند. با مشاهده‌ی کاور بازی و حتی منوی آن، فاز خنده دارِ مای فرند پدرو را درک می‌کنید. اما پدرو کیست؟ شخصیت اول؟ خیر. پدرو این موز خندان داستان است. دوست شما، یک موز است. کسی که همیشه در طول بازی شما را همراهی و راهنمایی می‌کند و گاهاً تیکه‌های بامزه‌ای می‌اندازد تا لبخندی کج بر روی لبان شما ظاهر شود. هنر طراحی پلات My Friend Pedro در طعنه‌ها و کنایه‌های  بازی  مشخص می‌شود. تضاد عجیبی رو در بازی مشاهده می‌کنیم. تناقضی هنرمندانه که با واقعیت‌های تلخی ما را رو به رو می‌کند. نمی‌دانم چگونه این واقعیت‌های تلخ را بیان کنم که بازی اسپویل نشود. برای مثال عرض می‌کنم: در قسمتی از بازی وارد فاضلاب (زیر زمین یا هرچه) می‌شوید و در ابتدا یکی از دشمنان را مشاهده می‌کنید که با چوب بیسبال، یک دستگاه آرکید را خورد می‌کند و می‌رود. در این مراحل باید با هاردکور گیمر‌ها رو به رو شوید!! واقعاً ایده‌ی جالبی بود. پدرو در ادامه‌ی توضیحاتش ذکر می‌کند که:

این گیمر‌ها آن قدر بازی‌های خشن تجربه کرده اند که هر کسی را که ببینند، می‌کشند

از کنایه جالب که بگذریم، به تناقض جالب تری می‌رسیم. My Friend Pedro از خشونت بالایی (هرچند کارتونی) برخوردار است و تماماً حول محور کشت و کشتار می‌گردد. برداشت‌های زیادی می‌توان از این سکانس داشت. شاید بازی قصد داشته تا کنایه‌ای به مخاطبان خود بزند. می‌دانید،‌خشونت عناوین کامپیوتری تبدیل به یک معضلی برای جوامع شده. وقتی یک نوجوان و یا کودک که هنوز آشنایی چندانی با پیرامون ندارد وارد دنیای تخیلی بازی‌های خشن می شود و داستان‌ها و ایده‌های مغز‌های متفاوت را به چشم می‌بیند، کم کم با این ایده‌ها شکل می‌گیرد. همین سبب به وجود آمدن جرم و جنایت‌های مختلف در حوزه‌های متفاوت می‌شود. بازی کننده باید توان درک این موضوع را داشته باشد که بازی تنها زایده‌ی قوه‌ی تخیل نویسنده است و با دنیای واقعی تفاوت دارد. راک استار هنرمندانه حقایق تلخ را به پرده‌ی تصویر می‌کشد اما درک و برداشت نوجوان با یک فرد بالغ از بازی‌های این کمپانی، زمین تا آسمان تفاوت دارد. احساس می‌کنم My Friend Pedro کنایه‌هایی به این مقوله هم زده و بی تفاوت از کنار آن رد نشده. پایان بازی با یک سورپرایز جالب و عجیب همراه است. روند داستان کمی از واقع گرایانه بودن خود خارج می‌شود و به سمت شاخه‌های متفاوت می‌رود. این نکات ریزی بود که توجه من را به خود جلب کرد. ممکن است که تمام موارد ذکر شده تنها برداشت شخصی بنده باشد. اصلاً تعریف از هنر چنین چیزیست. فرآورده‌ای که هر شخص نسبت به طرز تفکر و اتفاقات اطراف و پیرامون مغزش، از آن برداشتی می‌‌کند.

My Friend Pedro

اکثر مراحل مای فرند پدرو خاص است و مکانیک‌های منحصر به فرد خود را دارد.

بنده سعی کردم خیلی ریز بینانه به پلات بازی توجه کنم و تمام نکاتی که به ذهنم می‌رسد را از آن استخراج نمایم. شاید شما با به اتمام رساندن خط داستانی، کوچک‌ترین اهمیتی هم به داستان و یا این که چه اتفاقی افتاد و …. (از این قبیل سوالات) ندهید. هیچ اشکالی هم ندارد. مقصود اصلی My Friend Pedro مورد دیگریست. بازی بیشتر بر روی مکانیک‌های گیم پلی مانور داده و اصلاً قصد ارائه‌ی یک داستان غنی و پر پیچ و خم را به شما ندارد. ما هم چنین توقعی نداریم. تنها شخصیت حقیقی پدرو (موز) می‌باشد. استفاده از کمدی سیاه (یا همان طنز تلخ) برای ساخت اتمسفر و کنایه‌های گوناگون توانسته تا حد زیادی کمک به پلات عنوان مذکور کند. می‌دانید، روایت حول محور توصیف چند رویداد خاص شکل می‌گیرد. یک پدرو هم در کنار خود دارید که تمام بار قصه گویی بر روی دوش اوست. به نظرم عنصر مهم دیگری که در روایت دیده می‌شود، استایل خاص است. استایل موزی!

My Friend Pedro

درست است که My Friend Pedro داستان خیلی پیچیده ای ندارد اما تمام تلاش من در متون بالا این بود که ثابت کنم بازی نیازی به چنین موضوعی ندارد. مای فرنده پدرو روش دیگری را برای قصه گویی انتخاب کرده. روشی بسیار سبک و در عین حال جالب و سرگرم کننده. پیش از انتشار هم توقع خاصی از داستان نداشتم و حال، پس از به اتمام رساندن بازی، نیز توقعی ندارم. همین که مواردی مانند کنایه‌های جالب، طنز تلخ، استفاده از تضاد برای طعنه زدن به مخاطب و …در روایت سطحی داستان استفاده شده است، برای من کافی بود.

جلوه‌های بصری My Friend Pedro بد نیستند. اما همان‌طور که گفتم، رنگ آمیزی‌ها کمی یک نواخت و پس از چند دقیقه تکراری می‌شوند. به شخصه هیچ گاه به جزئیات آنچنانی دقت نکردم و اهمیت ندادم. همین که بازی چشم نواز باشد، کافیست. بد نیست اشاره‌ی کوچکی هم به موسیقی متن بازی داشته باشیم. با وجود کم تنوع بودن مقوله‌ی مذکور، موسیقی متن بازی فوق العاده است. آن قدر که لذت بازی با هدست چندین برابر می‌شود. فقط کافیست که کمی چاشنی موسیقی به مراحل و مکانیک‌های با کیفیت My Friend Pedro اضافه کنید، آن وقت است که در دنیای بازی غرق خواهید شد و تمام روزمرگی و خستگی از تنتان در خواهد رفت.

My Friend Pedro

تشکر بابت بازی و زحماتی که کشیدید. همواره پی گیر کار‌های بعدی استدیویتان هستیم

وقتی می‌بینم که عناوین مستقل به این میزان پیشرفت کرده اند و روز به روز به روند صعودی خود ادامه می‌دهند، از ته دل خوشحال می‌شوم. My Friend Pedro را به تمام دوست داران هیجان و لحظات سینماتیک و .. توصیه می‌کنم. به هیچ وجه بازی را از دست ندهید.

اگر از طرفداران My Friend Pedro هستید، با مشاهده و دنبال کردن پروفایل بازی از آخرین اخبار، تریلر‌ها، نقد و بررسی‌ها، مقالات و … مربوط به آن مطلع شوید.

جمع بندی
My Friend Pedro یک تجربه‌ی بی نظیر و متفاوت برای طرفداران بازی‌های اکشن است. عنوانی که بار دیگر پرچم بازی‌های مستقل را بر فراز آسمان‌ها می‌برد و به بازی کنندگان ثابت می‌کند که خلاقیت و هنر وابسته به بودجه و ثروت نیست.
نقاط قوت
  • طراحی مرحله‌ی دوست داشتنی
  • اکشن سینماتیک و بی نظیر
  • مکانیک‌های جالب
  • پایان بندی
  • ارزش تکرار بالا
نقاط ضعف
  • تنوع پایین لوکیشن‌ها و رنگ آمیزی نه چندان خوب
  • بازی خیلی کوتاه است!
9.2
شگفت انگیز

رای بدهید!

14 1

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز مشخص شده اند *

شما می توانید از این ها استفاده کنید HTMLبرچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>