تم تیره

سرزمین بی آب و علف | نقد و بررسی بازی Fallout 76

بازی Fallout 76

سازنده: Bethesda Game Studios

ناشر: Bethesda Softworks

ژانر: نقش آفرینی آنلاین، اکشن

پلتفرم‌ها: ایکس باکس وان، پلی استیشن ۴، ویندوز

تاریخ انتشار: ۱۴ نوامبر ۲۰۱۸ – ۲۳ آبان ۹۷

نوشتن نقدی برای بازی Fallout 76 به این زودی حس عجیبی دارد. قبل از مراسم E3 امسال، یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم؛ قبل از این که تریلر معرفی این بازی در ماه می منتشر شود، شاید ایده‌ی وجود یک نسخه‌ی مولتی پلیر امروزی از مجموعه‌ی فالوت، برای ماد سازهای مشتاق و گیمران خلاق، بیشتر شبیه یک رؤیا و فانتزی بود. اکنون ۶ ماه از معرفی این بازی گذشته است و با ما نقد و بررسی آن در خدمت شما هستیم. در ادامه‌ی مطلب با سایت نوین اسپات همراه باشید.

 استودیوی بتسدا به همراه این عنوان از دو پروژه‌ی دیگر خود به نام‌های Starfield و The Elder Scrolls VI نیز در همان رویداد پرده برداری کرد. این دو بازی به احتمال زیاد تا چندین سال بعد منتشر نخواهند شد. استودیوی بتسدا تصمیم گرفت بازی Fallout 76 را به همراه دو پروژه‌ی دیگر خود معرفی کند و این کار در واقع این بازی را در موقعیت نا مناسب و عجیبی قرار داد. در واقع شاید بتوان گفت که عنوان Fallout 76 حکم پر کردن زمانی را دارد که تا انتشار دو پروژه‌ی دیگر بتسدا باقی مانده است. البته مطمئناً بتسدا به چنین شیوه‌ای Fallout 76 را معرفی نکرد و کسی هم از مقاصد اصلی این شرکت خبر ندارد. پس آیا واقعاً هدف از پروژه‌ی Fallout 76 سرگرم نگه داشتن مردم برای انتشار بازی‌هایی بوده است که مردم واقعاً به دنبالش هستند؟ شاید بتوان گفت جملات بالا بازی Fallout 76 را با دقت زیادی توصیف می‌کند.

داستان و گیم پلی بازی Fallout 76

شروع بازی Fallout 76 مانند سایر عناوین این مجموعه است. شخصیت شما در “روز بازپس گیری” از خواب بیدار می‌شود. این روز درواقع یکی از تعطیلات ساختگی است که شما در آن باید بعد از گذشت ۲۵ سال از متروکه شدن Vault-Tec، زمین‌های بایری که بمباران اتمی شده‌اند را خودتان بازپس گیرید. Vault 76 به عنوان اولین پناهگاه بعد از هالوکاست اتمی، تأسیس شده است تا کور سوی کوچکی از امید برای انسان‌ها باشد. برخلاف نسخه‌های دیگر، در این بخش هیچ اتفاق دراماتیکی رخ نمی‌دهد و شما فقط از تختتان بیرون می‌آیید چندین راهرو را طی می‌کنید که حکم بخش آموزشی بازی را دارند و سپس با هدف بازگرداندن اوضاع به حالت قبلی خود، به زمین‌های بایر می‌رسید. تنها تفاوتی که این بار وجود دارد این است که ۲۰ بازیکن دیگر هم وجود دارند که همین کار را انجام می‌دهند.

از همان ابتدا مشخص است که بازی Fallout 76 قصد ندارد یک مسیر معین را پیش روی بازیکنان قرار دهد تا آن‌ها از این مسیر پیروی کنند. به جای این کار، راهنمایی‌ها و اشاراتی به بازیکن داده می‌شود که او را به جهات مشخصی هدایت می‌کند. در واقع هدف بازی این است که کنج کاوی و حس گردشگری بازیکنان، آن‌ها را به جایی برساند. شما چندین نوار holotape از سرپرست Vault 76 دریافت خواهید کرد که مأموریت‌های پایه و محدودی را به شما می‌دهد. واضح است که بازی Fallout 76 یک سند باکس پایان باز است که بازیکن را در جهان خود رها می‌کند و تقریباً دیگر هیچ کاری برای او انجام نمی‌دهد. شما به اولین قرارگاه سرپرست والت ۷۶ خواهید رفت و به چندیدن بیانه که پیشینه‌ی ذهنی‌ای به شما می‌دهد گوش خواهید کرد و پس از آن خودتانید و خودتان.

بازی Fallout 76 به طرفداران این مجموعه اجازه می‌دهد با یکدیگر همراه شوند و در زمین‌هایی که تحت تأثیر تشاشعات اتمی قرار گرفته است به گشت و گذار بپردازند. اما متاسفانه این زمین‌ها خالی هستند. آن‌ها تقریباً هیچ لذتی به بازیکنان منتقل نمی‌کنند مخصوصاً اگر بخواهید به تنهایی بازی کنید. گیم پلی بازی Fallout 76 و مأموریت‌های آن بعد از مدتی وارد یک چرخه‌ی خسته کننده و تکراری می‌شود که خلاقیت و تنوع هیچ جایی در این چرخه ندارد. ممکن است ساعات ابتدایی تجربه‌ی بازی برایتان لذت بخش باشد. مأموریت‌های ابتدایی شما را با دنیای بازی و سیستم‌های مختلفی که در جهان این بازی قرار دارد آشنا می‌کند و شما را سرگرم خواهد کرد. هرچند بعد از گذشت چند ساعت بازی Fallout 76 چهره‌ی واقعی‌اش را به شما نشان خواهد داد.

یکی از مشکلاتی که بتسدا در ساخت این عنوان چند نفره به آن توجهی نکرده است کمبود انسان در آن است. سرزمین ویرجینیای غربی مملو از موجودات شگفت انگیز، دشمنان و محیط‌های بزرگ است اما هیچ کسی در این محیط‌ها وجود ندارد که بتوانید با او صحبت کنید؛ مگر این که خودتان چند نفر از دوستانتان را وارد بازی کنید. مأموریت‌های بازی تنها از طریق نوارهای holotape که در بالا به آن‌ها اشاره شد و ربات‌ها به بازیکنان داده می‌شود. در واقع هیچ شخصیت غیر قابل بازی طبیعی‌ای در این عنوان به چشم نمی‌خورد که بازیکنان بتوانند با آن‌ها تعامل بر قرار کنند و همین امر باعث می‌شود جهان بازی خالی و بی روح به نظر برسد. در واقع هیچ حس زنده بودن و پویایی در جهان این بازی به چشم نمی‌خورد و همین امر باعث می‌شود انگیزه‌ای برای گشت و گذار و کند و کاو در این جهان وجود نداشته باشد.

در مجموعه‌ی فالوت همیشه یک امر در صدر توجهات قرار داشته است: “عواقب”. بنیاد و اساس این بازی بر کلمه‌ی “اگر” نهاده شده است. داستان کلی مجموعه این است که “اگر” کشورها وارد جنگ اتمی شوند و بمب‌های اتم کره‌ی زمین را به ویرانه‌ای بدل کنند، جهان در چند صد سال آینده با چه “عواقبی” مواجه خواهد شد. در این مجموعه پناهگاه‌هایی ساخته می‌شود تا عده‌ی کمی از بازماندگان بشریت در آن‌ها به حیات خود ادامه دهند و با جهان عجیب و غریب و فرا آخرالزمانی پس از بمباران اتمی دست و پنجه نرم کنند.

در بازی Fallout 3 شما قصد جبران عواقب کارهای پدرتان را داشتید و دیدید که اگر تصمیم می‌گرفتید کارهای او را ادامه ندهید، این تصمیمتان چه تاثیری بر پارلمان ایالتی آمریکا می‌گذاشت. در New Vegas هم سازندگان ایده‌های قبیله گرایی را مطرح کردند و باز هم شما باید در زمین‌های بایر و متروکه میان بد و بدتر یکی را انتخاب می‌کردید و با عواقبش مواجه می‌شدید. حتی بازی Fallout 4 هم با این که داستانش به اندازه‌ی نسخه‌های قبلی تأثیر گذار نبود اما شامل شخصیت‌ها و داستانی بود که به انتخاب‌ها و تصمیمات شما در دنیای بازی واکنش نشان می‌داد و عواقب تصمیماتتان را به شما باز می‌گرداند.

شاید بتوان گفت بزرگترین قدم اشتباهی که در توسعه‌ی بازی Fallout 76 برداشته شد بی توجهی به اطلاعات بالا و ریشه‌های مجموعه‌ی فالوت بود. این بازی به طور کلی “عواقب” را از معادلات این مجموعه خارج کرد و مکانیک‌های اصلی و قدیمی مجموعه‌ی فالوت را تقلیل دارد. همین امر باعث شد که باری که بر دوش مکانیک‌های دیگر است بسیار سنگین‌تر شود. به نظر می‌رسد توسعه دهندگان امید داشتند که داستان‌های دینامیک و رویدادهای اتفاقی‌ای که ممکن است در بازی رخ دهد، جای خالی داستان‌های برنامه ریزی شده و سیستم عواقب را که در نسخه‌های پیشین مجموعه‌ی فالوت وجود داشت، پر می‌کند. این استراتژی نه تنها پاسخ نداده است بلکه باعث شده است بازی Fallout 76 به تجربه‌ای خسته کننده، ملال آور و بدون جذابیت تبدیل شود. همچنین مأموریت‌های جمعی نیز بخش‌های ملال آوری دارد، چرا که هر فردی که در گروه حاضر است باید همان کارهای مأموریت را به صورت فردی انجام دهد. اگر در بخشی از مأموریت یک کار خسته کننده مثل جمع کردن ۱۰ بطری نوشابه (!) یا رفتن به یک مکان خاص به شما محول شود، باید صبر کنید تا هر یک از افراد حاضر در گروه این کار را انجام دهد و این امر واقعاً حوصله سر بر است.

بقا در بازی Fallout 76 یکی از نگرانی‌های اساسی بازیکن است. شما علاوه بر توجه به میزان مهمات و فشنگ‌هایتان، باید به طور پیوسته حواستان به درجه‌های گرسنگی و تشنگی نیز باشد. البته پیدا کردن آب و غذا در این بازی زیاد سخت نیست اما سرعت خالی شدن این درجه‌ها به طرزی غیر منطقی سریع است. اگر می‌خواهید انرژی کافی برای دویدن در جهان بی آب و علف این بازی را داشته باشید باید دائماً خودتان را با گوشت سنجاب و آب جوشیده شده شارژ کنید. این بدان معناست که باید همیشه ایستگاه‌های آشپزی در نزدیکی شما باشند. همین جاست که کمپ‌ها نقش اصلی خود را ایفا می‌کنند. شما می‌توانید مجموعه‌ای از ساختارها را با خود جابجا کنید که به شما اجازه می‌دهند در بین مکان‌هایی که روی نقشه علامت زده شده است کمپ ایجاد کنید (البته این کار بسیار دشوار است). بازی شما را تشویق می‌کند که این مکان‌ها را بسازید و روی بخش‌ها مختلف آن‌ها مانند ابزار دفاعی، ایستگاه‌های کار و… کار کنید، از آن‌ها دفاع کنید و با پای گذاشتن در آن احساس کنید که وارد خانه‌ی خود شده‌اید. اما مشکل اینجاست که هیچ یک از این کارها ارزش تلاش و وقتی که صرف آن می‌کنید را ندارد چرا که اگر وقتی شما در کمپ خود نیستید، یک بازیکن دیگر تصمیم بگیرد در همان فضایی که کمپ زده‌اید، شروع به ساخت و ساز کند، تمام تلاش‌هایتان هدر می‌رود.

نکته‌ی دیگر این است که مقدار آیتم‌هایی که شخصیتتان می‌تواند حمل کند بسیار کم است. همیشه مجبورید سلاح‌ها یا زره‌هایی که به تازگی از یک جسد به دست آورده‌اید را رها کنید. همیشه مجبورید از آیتم‌های اتفاقی‌ای که شاید در آینده لازمتان شود رد شوید. اگر وزن آیتم‌هایی که حمل می‌کنید از مرز خاصی بیشتر شود وارد حالت overencumbered خواهید شد. در این حالت استقامت شما (AP) کم خواهد شد و مجبورید آهسته حرکت کنید. این بدان معناست که با وجود این که این بازی اساساً بر پایه‌ی گشت و گذار در محیط و پیدا کردن آیتم یا همان لوت کردن بنا نهاده شده است، اما چنین قوانین سفت و سختی تجربه‌ی لذت بخش گذشت و گذار در محیط را تلخ کرده‌اند.

حال اگر نخواهید آیتم‌هایی که پیدا کرده‌اید را رها کنید چه؟ برای این کار باید با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم کنید. در این حالت مجبورید آیتم‌ها را در اینونتوری خود حمل کنید تا به یک جعبه‌ی انبار برسید. هر جعبه‌ی انبار در بازی با انبار شخصی شما در ارتباط است و هر آیتمی را در هر جعبه‌ی انباری قرار دهید، به انبار شخصی شما منتقل می‌شود. مشکل این جاست که جعبه‌ی انبار شما نیز محدودیت حجم دارد و نمی‌تواند بیش از ۴۰۰ پوند آیتم را در خود جای دهد. اگر تعداد اسلحه‌های خوبی که پیدا می‌کنید و همچنین وسایل ساخت و سازتان کمی زیاد شود، به زودی فضای انبارتان پر خواهد شد. راهی برای افزایش گنجایش انبارتان نیز وجود ندارد. حتی اگر به کمپ خود هم جعبه‌ی انبار دیگری اضافه کنید باز این جعبه با جعبه انبارهای دیگر مرتبط می‌شود و همان آیتم‌ها و محدودیت گنجایش را در این جعبه مشاهده خواهید کرد. ایده‌ی وجود وزن آیتم‌ها و مجبور کردن بازیکنان به انتخاب میان آیتم‌هایی که می‌توانند حمل کنند قابل درک است و در برخی بازی‌های نقش آفرینی دیگر نیز وجود دارد اما به نظر می‌رسد بازی Fallout 76 در مقایسه با دیگر عناوین سبک بقا، در این زمینه کمی زیاده روی کرده باشد و قوانین سفت و سختی که استودیوی بتسدا وضع کرده است نه تنها به جذاب‌تر شدن و چالش بر انگیز تر شدن بازی کمکی نکرده است بلکه باعث ایجاد تجربه‌ای تلخ شده است.

ترس استودیوی بتسدا از پیمودن همان مسیر عناوین چند نفره‌ی سبک بقا (مانند Rust که در سال جاری منتشر شد) باعث شده است عناصر PvP (بازیکن در برابر بازیکن، تعامل بازیکنان با یکدیگر) بازی Fallout 76 به طور کلی فلج شود. اگر شما با یک بازیکن دیگر وارد مبارزه شوید، تا زمانی که فرد مقابل تصمیم به مبارزه و پاسخگویی به شما را نگرفته باشد، دمیج قابل اغماضی دریافت خواهد کرد. تا اینجای کار ممکن است این موضوع برای برخی قابل درک و منطقی به نظر برسد اما مانند بسیاری از جنبه‌های دیگر بازی، هیچ انگیزه‌ای برای ورود به این کار وجود ندارد. در مبارزات و درگیری‌ها اگر هدفتان را بکشید تنها اندکی درب بطری که واحد پول بازی است دریافت خواهید کرد و اگر کشته شوید هم تنها مشکلی که برایتان ایجاد می‌شود این است که دوباره باید از محلی که respawn می‌شوید به مکان کشته شدنتان باز گردید (عملاً می‌توان در هر نقطه‌ای از روی نقشه که علامت زده شده است spawn شد). یعنی در واقع چه پیروز نبرد باشید و چه شکست بخورید، پاداش یا مجازات قابل توجهی در انتظارتان نخواهد بود.

به طور کلی سیستم مبارزات بازی Fallout 76 را می‌توان بدترین سیستم مبارزه‌ای که این مجموعه تا کنون به خود دیده است نامید. البته ممکن است تصور کنید که سیستم مبارزات آن تفاوت زیادی با چیزی که Fallout 4 ارائه کرد ندارد اما در غیاب مأموریت‌های جذاب و شخصیت پردازی و کاراکترهایی که شما را برای پیشروی در بازی ترغیب کند، خواهید فهمید که سیستم مبارزات Fallout 76 تا چه اندازه کم عمق و تکراری است. تنوع دشمنان نیز تعریفی ندارد و کمکی به بهبود بخش مبارزات نمی‌کند.

با وجود تمام مشکلاتی که در بالا ذکر شد، اگر از لحاظ جلوه‌های بصری بخواهیم به بازی Fallout 76 نگاه کنیم به جز تحسین و تمجید چیزی نمی‌توانیم بگوییم. بیرون آمدن از والت و نگاه کردن به سرزمین وسیع و گسترده‌ی پیش رویتان، همراه با رنگ‌های قرمز و نارنجی پاییز، بسیار چشم نواز است. اگر عنوان Fallout 4 را تجربه کرده باشید ایده‌ی مختصری از چیزی که در انتظارتان است خواهید داشت. اما در بخش عملکرد نمی‌توان نظر مشابهی داد. اگر با سی پی یو Intel i7-4790 و کارت گرافیک Nvidia GTX 970 بازی Fallout 76 را تجربه کنید در اکثر بخش‌های بازی نرخ فریم قابل قبولی (بین ۴۰ تا ۶۰ به طور متوسط) خواهید گرفت. اگر بخواهید نرخ فریمتان پایدارتر باشد مجبورید اندکی تنظیمات گرافیکی بازی را تغییر دهید اما باز هم در محیط‌های شلوغ و یا در مبارزه با دشمنان ممکن است دچار افت فریم شوید.

یکی دیگر از مشکلات بازی Fallout 76 پایداری عمومی آن است. البته درست نیست که به قطعی‌های یک بازی آنلاین در زمان عرضه‌ی آن خرده گرفت. این اتفاق ممکن است گاه گداری رخ دهد. مشکلی که از آن صحبت می‌کنیم عواقبی است که این قطعی‌ها برایتان ایجاد می‌کند. این چنین قطعی‌هایی باعث از دست رفتن زمان شما و منابعی که صرف کرده‌اید خواهد شد. به عنوان مثال اگر با چند بازیکن دیگر در حال انجام یک رویداد باشید و به علت مشکلات سرور از بازی قطع شوید، در هنگام اتصال دوباره، دیگر در رویداد و یا حتی در همان منطقه حضور نخواهید داشت. این بدان معناست که تمام تلاشی که برای رسیدن به آن نقطه کرده بودید و تمام زمانی که صرف این کار کرده بودید و حتی تمام گلوله‌هایی که شلیک کرده‌اید به هدر رفته است.

چنین اتفاقی ممکن است در زمانی که به صورت تنها بازی می‌کنید نیز رخ دهد. ممکن است حتی در یک قدمی رسیدن به هدفتان باشید و بازی قطع شود و شما در منطقه‌ای کاملاً متفاوت ظاهر شوید. معلوم نیست چرا استودیو بتسدا تصمیم گرفته است با وصل شدن دوباره به بازی، بازیکنان در همان مکان قبلی ظاهر نشوند. اگر سایر بازی‌های چند نفره‌ی آنلاین را تجربه کرده باشید می‌دانید که نحوه‌ی کار آن‌ها بدین صورت نیست. حتی اگر بازی کرش کند و مشکل از رایانه‌ی شما نیز باشد باز هم همین اتفاق برایتان رخ می‌دهد و در مکان دیگری ظاهر خواهید شد.

به عنوان جمع‌بندی می‌توان گفت استودیوی بتسدا تصمیم گرفت تا بازی Fallout 76 را به نوعی به موش آزمایشگاهی تبدیل کند. در بازی هیچ انسانی به جز بازیکنان دیگر، مشاهده نمی‌شود و در واقع هیچ NPC انسانی وجود ندارد. در بازی با هیچ کسی نمی‌توانید صحبت کنید و حتی گزینه‌های دیالوگی که در اکثر بازی‌های نقش آفرینی جز بخش‌های پایه‌ای محسوب می‌شود در این بازی به چشم نمی‌خورد. شاید بازی Fallout 4 هم زیاد مستحق تحسین نباشد اما وجود شخصیت‌هایی مثل «Nick Valentine» یا «Piper Wrigh» جذابیت خاصی به آن بخشیده بود. در بازی Fallout 76 هیچ خبری از این گونه شخصیت‌ها نیست و تنها علت این امر هم تصمیمی بوده است که استودیوی بتسدا در طراحی این بازی گرفته است. این استودیو با این کارش خواسته است تا فضایی را ایجاد کند که در آن انسان‌هایی را که مشاهده می‌کنید انسان‌های واقعی باشند.

البته با وجود انتقادهای شدیدی که به این بازی وارد کردیم ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که بازی Fallout 76 تقریباً همان تجربه‌ای است که استودیوی بتسدا قولش را به ما داده بود. این بازی عنوانی چند نفره و همیشه آنلاین است که دنباله‌ای برای Fallout 4 و نسخه‌های پیشین آن محسوب می‌شود. طبیعی است که استودیو بتسدا برای تحقق چیزی که قولش را به ما داده بود مجبور شود که اکثر بخش‌های داستانی و تعاملاتی که بازیکنان در جهان بازی با شخصیت‌های دیگر برقرار می‌کردند را حذف کند. هنوز هم می‌توان نام نقش آفرینی را بر این عنوان گذاشت. می‌توانید شخصیت خود را از طریق پرک‌ها آپگرید کنید. هرچند این مورد کمی طاقت فرسا و گیچ کننده است و مسلماً نسبت به سیستم آپگریدی که در گذشته وجود داشت، یک پسرفت محسوب می‌شود.

البته مکانیک‌های ساخت و ساز و لوت کردن هنوز در بازی وجود دارند (با مشکلاتی که در بالا ذکر شد) و اگر این دو مورد تنها علت‌هایی بودند که از مجموعه‌ی فالوت لذت می‌بردید پس امکان دارد بازی Fallout 76 نیز اوقات خوشی را برایتان فراهم کند و بتوانید حس ناقص و نا تمام بودن بازی را نادیده بگیرید. اما متاسفانه اکثر بازیکنان در بازی Fallout 4 نتوانستند تنها از دو مورد ذکر شده لذت ببرند و کسانی که چنین شرایطی داشتند با تجربه‌ی این بازی احساس خواهند که که Fallout 76 نکات مثبت این مجموعه را تقلیل داده است و نکات منفی‌ای به آن افزوده است.

جمع بندی؛ بارش اتمی باگ‌ها

در پایان باید بگوییم پروژه‌ی Fallout 76 در واقع یک آزمایش و ریسک بزرگ برای شرکت بتسدا بود که متاسفانه این ریسک نتیجه نداد. بازی باگ‌ها و گلیچ‌های فراوانی دارد اما بدتر از آن این است که اصول اصلی‌ای که بتسدا در طراحی این بازی به کار برده است، آن طور که باید، عمل نمی‌کنند. شاید اگر شما گروهی از دوستان خوب و متعهدتان را به این بازی بیاورید بتوانید اوقاتی لذت بخش را با آن‌ها سپری کنید اما اگر چنین شرایطی ندارید به احتمال زیاد قبل از این که بسیاری از بخش‌های بازی را تجربه کنید آن را رها خواهید کرد.

4.5
معمولی

نقاط قوت

  • جلوه‌های بصری چشم نواز

نقاط ضعف

  • ضعف گیم پلی به خصوص مکانیک‌های مبارزات
  • عدم وجود NPC های انسان در بازی
  • مشکلات فنی فراوان
  • خسته کننده بودن مأموریت‌ها
  • عدم ایجاد انگیزه‌ی کافی برای به پایان رساندن بازی
3 گیم پلی
2 داستان
8.5 جلوه‌های بصری

ارسال دیدگاه