تم تیره

بررسی بازی Red Faction: Guerrilla Remastered

اگر از من بخواهند محبوب‌ترین بازی‌های دوران نوجوانی‌ام را نام ببرم، شاید بلافاصله نام Batman: Arkham Asylum و یا Bioshock را به زبان بیاورم. اما وقتی به رتبه‌های دیگر لیستم می‌رسم، نمی‌توانم انکار کنم که بازی Red Faction: Guerrilla هم در آن جایگاه رفیعی دارد. شاید در قیاس با بازی‌هایی که در سال ۲۰۰۹ راهی بازار شدند، نتوانیم بازی Red Faction را یک شاهکار تکرار نشدنی نام دهیم. اما واضح است که این بازی توانست تجربه‌هایی را برایمان به ارمغان آورد که حقیقتا هیچ کجای دیگر پیدا نمی‌شدند. شاید رد فکشن اکشن خوبی نداشت، مکانیک‌های شوترش درست و حسابی از آب در نیامده‌ بودند و گاهی خسته‌کننده میشد، اما این بازی دستاوردی داشت که حتی تا امروز، سال ۲۰۱۸ و اواخر نسل هشتم کنسول‌ها، هیچ بازی دیگری نتوانسته مشابهش را داشته باشد. حتی آن بازی‌هایی که ادعایشان در این زمینه گوش فلک را کر کرده است هم لابه‌لای گرد و خاکی که رد فکشن به پا می‌کند گم می‌شوند. صحبتم درباره‌ی تخریب است. تخریب به معنای واقعی لغت! تخریبی که نه فقط شامل کمد‌ها، میزها و صندلی‌ها می‌شود، بلکه دیوارها، سقف‌ها، طبقات مختلف و در یک کلام همه‌ی اجزای یک دنیای بزرگ را در بر می‌گیرد. رد فکشن درباره‌ی خراب کردن است و همه‌ی هست و نیستش را در یک جمله خلاصه کرد: «لذتی که در خراب‌کاری هست، در سازندگی نیست!» با نوین اسپات همراه باشید.

سری رد فکشن کار خودش را با یک بازی کوچک نسل ششمی آغاز کرد. Red Faction بازی اول شخصی بود که سال ۲۰۰۱ روی کنسول‌های مرسوم آن زمان عرضه شد و سعی داشت تخریب‌پذیری را در سطح بسیار بالایی درون گیم‌پلی خود به کار گیرد. بازی بعدی سری، یک سال بعد و با نام Red Faction 2 بازار کنسول‌ها را هدف قرار داد. پس از این بازی و کم‌لطفی‌هایی که در حقش شد، این سری در نوعی خاموشی فرو رفت و تا چند سال خبری از دنباله‌ی آن نبود. اما به همت THQ، سال ۲۰۰۹ توانستیم شاهد عرضه‌ی بازی Red Faction: Guerilla باشیم. زاویه‌ی دید بازی این بار به حالت سوم شخص تغییر کرده بود و تخریب‌پذیری اکنون در مرکز توجهات قرار داشت. به لطف موفقیت‌های Guerrilla راه برای ساخت نسخه‌ی دیگری از این سری هموار شد و در سال ۲۰۱۱، بازی Red Faction: Armageddon هم طرفداران خرابکاری را شگفت‌زده کرد. پس از ورشکستگی THQ و ماجرای غم‌انگیز به فنا رفتن تک تک آی‌پی‌های محبوب این کمپانی، رد فکشن هم به زیر خاکسترها فرو رفت و حالا هفت سال است که هیچ خبری از ساخت نسخه‌ی دیگری از این بازی به گوش نمی‌رسد. اخیرا Nordic Games که به تازگی نام خود را به THQ Nordic تغییر داده و موفق شده تعداد زیادی از فرنچایزهای THQ را خریداری کند، تصمیم گرفته بازی خاطره انگیز Guerilla را برای پلتفرم‌های نسل هشتمی راهی بازار کند. شاید عرضه‌ی گوریلا بدان معنا باشد که این سری هنوز از یاد آن‌ها نرفته و می‌توان ساخته شدن یک بازی دیگر از آن را محتمل دانست. حقیقت هرچه هست، طرفداران فعلا می‌توانند سرشان را با گوریلای خاطره انگیز گرم کنند. همراه ما باشید تا نسخه‌ی ریمستر شده‌ی این بازی برای نسل هشتم را بررسی کنیم.

داستان بازی درباره‌ی مردی به نام الک میسون (Alec Mason) است که به سیاره‌ی مریخ سفر می‌کند تا در آنجا به برادرش بپیوندد. انسان‌ها در دنیای بازی Red Faction: Guerrilla، کره‌ی مریخ را نیز تحت تصرف خود قرار داده‌اند و می‌توانند به راحتی درون آن زندگی کنند. کلونی‌های زیادی در این سیاره به وجود آمده و انسان‌ها با زاد و ولد زیاد، توانسته‌اند در مناطق وسیعی از مریخ سکونت گزینند. ظاهرا زمین در وضعیت چندان خوبی نیست و منابعش به سرعت رو به اتمام‌اند. در این شرایط یک نیروی نظامی دیکتاتور و به طرز تعجب آوری ظالم، توانسته بر همه‌ی بخش‌های مریخ تسلط پیدا کند. نیرویی که با نام Earth Defense Force یا EDF شناخته می‌شود و سربازانش تا دندان مسلح‌اند و شوخی هم سرش نمی‌شود. در این شرایط، نیروهایی که اکثرا کارگر هستند، تصمیم گرفته‌اند گرد یکدیگر جمع شوند و گروهی را به نام «حزب سرخ» یا همان Red Faction تشکیل دهند. آن‌ها تصمیم دارند علیه EDF قیام کنند و مناطق مسکونی سیاره مریخ را از چنگ آن‌ها در آورند. اما اوضاع به همین جا ختم نمی‌شود. برادر میسن، یکی از مهم‌ترین فرماندهان این گروه است اما در این باره به میسن چیزی نمی‌گوید. او در یکی از حملات ناجوان‌مردانه‌ی EDF، کشته می‌شود و میسن بعد از مرگ برادرش متوجه می‌شود که او تا چه اندازه بر گردن مردم این سیاره حق داشته. میسن حالا باید چکش برادرش را در دست بگیرد و تا آخرین آجر، همه‌ی هست و نیست سازمان ظالم EDF را با خاک یکسان کند. داستان بازی را دقیقا می‌شود در همین خطوطی که برایتان نوشتم خلاصه کرد. جزئیات خاص دیگری به آن اضافه نمی‌شود و تغییر چندان قابل اشاره‌ای هم ندارد. داستان ساده و سرراست است و پیچ و خم قابل توجهی ندارد. تمرکز بازی بیشتر روی گیم‌پلی و فضاسازی انقلابی متمرکز شده. به همین خاطر تیم سازنده از پرداختن به شخصیت‌ها باز مانده. اگر بخواهیم شخصیت‌ها را واکاوی کنیم، باید گفت پرداختشان افتضاح است و تقریبا تا انتهای بازی هم نمی‌توانیم درست و حسابی آن‌ها را بشناسیم! تنها توفیق بازی در بخش‌های روایی آن است که توانسته فضای بسیار خوبی را شکل دهد. در گوریلا، می‌توانید به معنای واقعی حس کنید که در حال رهبری کردن یک انقلابید. در حین درگیری‌ها، یاران خودی نمایش شگفت‌انگیزی را اجرا می‌کنند و حس کار تیمی و جنگیدن در کنار یکدیگر را به معنای واقعی به شما منتقل می‌کنند. با این که هوش مصنوعی بازی تعریفی ندارد، اما رفتار NPCها، دیالوگ‌هایشان، فضاسازی و نحوه‌ی تزیین ساختمان‌ها و سایر عناصری که در ساخت اتمسفر بازی دخیل‌اند، بازی Red Faction: Guerrilla را به یک بازی انقلابی تمام عیار تبدیل کرده!
ابزارهایی که برای روایت بازی استفاده می‌شوند، کات‌سین‌ها و دیالوگ‌ها هستند. کات‌سین‌های روایی بسیار کم‌یابند و همان‌ها هم نه چندان طولانی هستند و نه داستان بازی را چندان جذاب می‌کنند. دیالوگ‌ها هم با این که گاها جذابیت‌های لازم را دارند و گویندگان نیز در ادایشان سنگ‌تمام گذاشته‌اند، باز هم حق روایت را ادا نمی‌کنند و این بخش نصفه و نیمه رها می‌شود. روایت بازی Red Faction: Guerrilla تنها و تنها موفق به کسب یک توفیق شده و آن هم ایجاد فضایی عالی است. سایر بخش‌های داستان، شخصیت پردازی، اتفاقات و ماجراها را می‌توانید از همین ابتدا فاکتور بگیرید.

از داستان که گذر کنیم، لحظه‌های مطلوب بازی Red Faction: Guerrilla شروع به خودنمایی می‌کنند. همه‌ی هست و نیست گیم‌پلی بازی، همه‌ی مکانیک‌ها، همه‌ی اسلحه‌ها و همه‌ی کوئست‌ها بسیج شده‌اند تا یک مفهوم را پیاده سازی کنند. لذت تخریب! بازی Red Faction: Guerrilla اثری است درباره خراب کردن. آن هم جزء به جزء. آجر به آجر. ساختار کلی همه‌ی سازه‌های بازی طوری طراحی شده که قابل خراب شدن باشند. این خراب شدن اصلا و ابدا همچون بازی‌هایی چون Battlefield کلی نیست. بلکه تمامی اجزای ساختمان با ضربات بی‌رحمانه‌ی چکش الک، به تکه‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شوند. شما حتی می‌توانید اجزای خردشده را هم با ضربه‌هایتان کوچک‌تر کنید. تا به حال بازی‌های زیادی را دیده‌ایم که ادعای تخریب‌پذیری گسترده دارند. اما این تخریب‌پذیری صرفا به چند آبجکت مشخص خلاصه می‌شود و سایر اجزای محیط از قوانین فیزیکی مربوط به تخریب مستثنی هستند. در بازی Red Faction: Guerrilla به غیر از زمین و سنگ‌ها و تپه‌هایی که مپ بازی را تشکیل داده‌اند، همه چیز را می‌شود به اجزای تشکیل دهنده‌اش تبدیل کرد. همه‌ی ساختمان‌های چند طبقه، برج‌ها، پل‌ها، مناطق صنعتی و نظامی، اتومبیل‌ها و هر چیزی که در جهان بازی مشاهده می‌شود تخریب پذیر است. این ویژگی‌ها نه تنها در بازی‌های پیش از بازی Red Faction: Guerrilla مشاهده نشده، بلکه تا همین امسال یعنی سال ۲۰۱۸ هم نمی‌توان مشابهش را جای دیگری پیدا کرد.

تخریب‌پذیری محیط در بازی Red Faction: Guerrilla فقط ابزاری برای خوش‌گذرانی و سرگرمی نیست. قرار نیست چند بار چند ساختمان سر به فلک کشیده را خراب کنید و کیف کنید و بعد بروید سر زندگی‌هایتان! تخریب‌پذیری محیط، به صورت مستقیم در گیم‌پلی بازی دخیل است و می‌تواند سرنوشت شما را در میدان نبرد تعیین کند. به خاطر همین ویژگی، هیچ سنگری در این بازی دائمی نیست. دشمنانتان این قابلیت را دارند که سنگر شما را با خاک یکسان کنند. شما هم می‌توانید دشمنان سمجی که پشت سنگر پنهان شده‌اند را با یک شلیک نیرومند به درک واصل کنید. اگر دشمنی از روی بالکن مزاحمتان می‌شود و با تیربار شما را مورد هدف قرار می‌دهد، چرا با آرپی‌جی کل سازه‌هایی که روی آن‌ها ایستاده را پایین نمی‌آورید؟! شما می‌توانید محیط را روی سر دشمنان خراب کنید و حتی با خرابه‌ها راه عبورشان را ببندید. گیم‌پلی بازی از مکانیک تخریب اثر می‌گیرد و این مسئله باعث شده رد فکشن خصوصا در موقع درگیری‌ها و نبردهای شلوغ، در ایجاد هیجان بی‌همتا باشد.

تخریب تنها مکانیک مهم گیم‌پلی رد فکشن نیست. این بازی در واقع یک اکشن سوم‌شخص شوتر است که دنیایی باز دارد و به بازیکنان اجازه می‌دهد محیط اطرافشان را تا می‌توانند خراب کنند. جهان رد فکشن کاملا باز است و می‌توانید در هر گوشه از آن به گشت و گذار بپردازید و خرابکاری کنید. امکان رانندگی و کنترل انواع و اقسام وسایل نقلیه نیز در اخیتارتان قرار دارد تا سطح مریخ را بپیمایید و در آن گشت و گذار کنید. البته جزئیات دنیایی که بازی Red Faction: Guerrilla طراحی کرده به خاطر تاکیدش روی تخریب‌پذیر بودن، بسیار کمتر از جزئیات بازی‌هایی است که در بازار پیدا می‌کنید. اما این مسئله باز هم نمی‌تواند جذابیت‌های رد فکشن را زیر سوال ببرد. تیراندازی در بازی را نمی‌توان با بهترین شوترهای سوم‌‌شخص بازار مقایسه کرد. اما می‌توان گفت نقص خاصی در آن دیده نمی‌شود. گرچه این بخش راه زیادی تا کامل شدن دارد و سازندگان هنوز می‌توانند آن را بسیار نرم‌تر از حال حاضر طراحی کنند. اما نه گیم‌پلی صدمه‌ای از این بخش می‌بیند و نه خدشه‌ای به تجربه‌ی کلی‌تان وارد می‌شود. تنها نکته‌ای که می‌توان گفت مبارزات بازی را اندکی خدشه دار می‌کند، هوش مصنوعی ضعیف است. این مورد هم برای دشمنان و هم برای یاران خودی صادق است و اگر عملکرد آن‌ها اندکی در این زمینه بهتر بود، می‌توانستیم شاهد نبردهای بسیار بهتری باشیم. بازی انواع و اقسام سلاح‌ها را در اخیتارتان قرار می‌دهد و انتظار دارد با آن‌ها از پس دشمنان برآیید. هر یک از این اسلحه‌ها توانایی‌های خاص خودش را دارد و حتی قابل ارتقا نیز هست. خواص مختلف اسلحه‌ها باعث شده تا راه‌های بسیار زیادی برای خراب کردن سازه‌های بازی و از پای در آوردن دشمنان بازی داشته باشید. شما می‌توانید با جمع‌آوری واحدی به نام Scrap، اسلحه‌ها و تجهیزات خود را ارتقا دهید. این واحد از خراب‌کاری به دست می‌آید و می‌توانید از ساختمان‌هایی که خراب کرده‌اید، میزان زیادی اسکرپ کسب کنید. ارتقاهای بازی تاثیر خوبی در گم‌یلی گذاشته و تنوع آن را بیشتر می‌کنند. ارتقاهایی که همه‌گی راضی‌کننده هستند و ارزش هزینه‌ای که برای آن‌ها می‌کنید را دارند. می‌توانید توان دفاعی زره‌های الک را افزایش دهید، یا این که تعداد موشک‌های آر‌پی‌جی خود را بیشتر کنید. صدمه‌ی بمب‌های همراهتان را زیاد کنید و یا این که اسلحه‌های جدیدتری بخرید و روش‌های مختلف را برای کشتن دشمنانتان امتحان کنید.

بازی قابلیت رانندگی را نیز برایتان فراهم کرده و انواع و اقسام وسایل نقلیه را در اخیتارتان قرار داده. ماشین‌های رد فکشن دقیقا شبیه ماشین‌هایی نیستند که در دنیای واقعی دیده‌اید! بلکه فرمی آینده‌نگرانه از آن‌ها هستند و برای مریخ نوردی بهینه شده‌اند. همانطور که می‌دانید سیاره‌ی مریخ پر است از چاله‌های متعدد و سطح بسیار ناصافی دارد. به همین خاطر ماشین‌های آن باید طراحی منحصر به فردی داشته باشند. برخی از این وسایل سرعتی هستند و شما را به موقع به مقصد می‌رسانند. برخی نیز صرفا قدرت زیای دارند و در خراب کردن تجهیزات دشمنان شما را یاری می‌دهند. در این میان، وسایل دیگری نیز وجود دارند و که هدف از بودنشان مصارف جنگی است. برای مثال، برخی اتومبیل‌های نیروهای رد فکشن و یا خودروهای زرهی نیروهای EDF همه‌گی به تیربار و حتی گاهی توپ مجهز هستند. بازی حتی دسته‌ای خاص از وسایل نقلیه در اختیارتان قرار می‌دهد که به طور اختصاصی برای خراب کردن طراحی شده‌اند. این وسایل که واکر نام دارند، در واقع روبات‌هایی هستند که الک با به دست گرفتن کنترلشان می‌تواند عملیات‌های خرابکارانه‌ی عظیم را به سرانجام برساند. واکرها انواع مختلفی نیز دارند و هر کدام قابلیت‌های ویران کننده‌ای دارد. نوعی از واکرها به جت‌پک مجهزند و شما را به آسمان می‌برند. برخی دیگر نیز با موشک‌اندازهای ویران‌گرشان لرزه بر اندام حریفان می‌اندازند. نوع دیگری نیز وجود دارد که با بازوهای قدرتمندش هر نوع ساختمانی که در مسیرش قرار بگیرد را با خاک یکسان می‌کند. سواری با واکرها و تار و مار کردن دشمنان و ساختمان‌های محل سکونتشان از لذت‌بخش‌ترین لحظات بازی است و به این سادگی‌ها نصیب هر کس نمی‌شود!

تیم سازنده همه‌ی این تجهیزات و قابلیت‌ها را در اختیار بازیکن قرار می‌دهد تا بتواند یک گیم‌پلی پویا و داینامیک به وجود بیاورد. بازی آزادی عمل فراوانی در هر زمینه در اختیار شما قرار می‌دهد و می‌توانید از هر روشی که دلتان خواست ماموریت‌ها را انجام دهید. اگر لازم است یک ساختمان بزرگ را خراب کنید، می‌توانید با چند اتوموبیل عظیم الجثه به سمت آن حمله ببرید و ستون‌هایش را هدف قرار دهید، می‌توانید با واکرها به آن یورش ببرید و با خاک یکسانش کنید و حتی می‌توانید یک تنه با بمب و چکش و آر‌پی‌جی به جان آن بیفتید و نامش را از تاریخ مریخ خط بزنید. آزادی عمل بازی شگفت‌انگیز است و این شاید پس از تخریب‌پذیری، بهترین ویژگی گیم‌پلی بازی Red Faction: Guerrilla باشد. همه‌ی این موارد را کنار تخریب‌پذیری محیط بازی بگذارید تا متوجه شوید بازی Red Faction: Guerrilla اصلا و ابدا یک گیم‌پلی ساده و ابتدایی ندارد. صدالبته این امکانات در اختیار هر طراح مراحلی که قرار گیرد، از آن به بهترین شیوه‌ی ممکن استفاده می‌کند. اما متاسفانه بزرگ‌ترین مشکل رد فکشن از همین ناحیه به وجود آمده. وقتی که طراحان مراحل، قدر کار ارزشمند تیم طراحان گیم‌پلی را ندانسته‌اند!

مهم‌ترین مشکل بازی Red Faction: Guerrilla این است که با وجود پتانسیل فراوانی که در گیم‌پلی خود دارد، مراحلش را به گونه‌ای طراحی نکرده که مطلوب‌ترین خروجی ممکن را از آن دریافت کند. با این که نقشه‌ی بازی همیشه پر است از ماموریت‌ها و مراحل جانبی؛ و مراحل اصلی نیز پس از انجام تعداد خاصی از مراحل فرعی باز می‌شوند و بعضا نیز هیجان نسبتا خوبی دارند، طراح کوئست‌ها نتوانسته آنطور که باید از پتانسیل‌های گیم‌پلی استفاده کند. در نتیجه باید در کمال تاسف بگویم بازی‌ای که تا این اندازه در گیم‌پلی و طراحی مکانیک‌های مختلف عالی عمل کرده و سیستم‌های داینامیک و پویایش دهان هر بازیکنی را آب می‌اندازد، به هیچ وجه نتوانسته آنطور که باید آن‌ها را در مراحل به کار گیرد و حتی بعد از مدتی خسته‌کننده می‌شود. فقط و فقط تغییرات بسیار ریزی کافی بود که بازی Red Faction: Guerrilla از یک بازی خسته‌کننده به شاهکاری تبدیل شود که تا لحظه‌ی آخر نتوانید از پایش تکان بخورید. اما متاسفانه مهم‌ترین مشکل بازی کیفیت آن را پایین کشیده و کاری کرده نتوانیم برای توصیف رد فکشن، از عبارتی فراتر از «یک بازی خوب» استفاده کنیم!

گرافیک بازی در سال عرضه‌اش یکی از مهم‌ترین نقاط قوتش بود. بازی Red Faction: Guerrilla البته در مقایسه با خوش‌گرافیک‌ترین بازی‌های زمان عرضه‌اش حرفی برای گفتن نداشت اما بازهم در میان دیگر بازی‌ها رتبه‌ی خوبی داشت. البته معجزه‌ی بازی Red Faction: Guerrilla صرفا در نشان دادن متریال‌های پیچیده و صحنه های واقع گرایانه نیست. هنر این بازی خلق صحنه‌های تخریب عظیم بود که در کنسول‌های نسل هفتمی به زیبایی هرچه تمام‌تر به تصویر کشیده شده بود. ریزترین اجزای ساختمان‌ها طراحی شده‌اند و با فیزیکی باورنکردنی به پایین می‌ریزند و نابود می‌شوند. زیبایی بصری بازی تا حد زیادی نیز وامدار سیستام ذرات عالی آن است. سیستم ذراتی که در خلق جلوه‌هایی نظیر دود، آتش و گرد و خاک عملکردی ستودنی دارد و تخریب‌های گسترده‌ی بازی را زیباتر از همیشه به تصویر می‌کشد. دیدن این همه جزئیات در خراب‌کاری نشان دهنده‌ی قدرت فنی فراوان تیم سازنده‌ی بازی است و مشاهده‌اش روی کنسول‌های نسل هفتم بیشتر شبیه معجزه بود. با این اوصاف حالا که بازی روی کنسول‌های نسل هشتم نیز پورت شده است، نمی‌توان این انتظار را داشت که همانند گذشته، زیبا و شگفت‌انگیز به نظر برسد. هر چه باشد حالا بازی‌ها به فاز جدیدی وارد شده‌اند و از لحاظ بصری چندین پله پیشرفت کرده‌اند. با این اوصاف، صحنه‌های تخریب عظیم بازی Red Faction: Guerrilla هنوز هم دیدنی و زیبا است و می‌توانید در نسل هشتم هم از آن‌ها لذت کافی را ببرید. لفظ ریمستر که در کنار نام بازی استافده شده، حقیقتا تاثیر خاصی در گرافیک بازی نداشته و اصلا نمی‌توان ادعا کرد که آن را ارتقا داده است. تا جایی که به یاد دارم، گرافیک بازی ده سال پیش هم همین‌شکلی بود و هنوز هم همینطور است! ممکن است نسخه‌ی جدید تغییرات ریزی رات در بخش فنی بازی پدید آورده باشد اما من که حقیقتا چیزی حس نکردم! تنها خوبی بازی این است که بدون مشکل و عیب و ایراد، با رزولوشن ۴K اجرا می‌شود و هیچ‌گونه افت‌فریمی ندارد. تنها موقعی که فریم ریت نسخه‌ای که تجربه کردم، از عدد ۶۰ اندکی پایین‌تر آمد، مربوط به وقتی بود که با یک درون تاجایی که توانسته بودم محیط را ویران کردم. در این شرایط کاملا به انجین بازی حق می‌دهم نتواند همه چیز را با سرعت کافی محاسبه کند!

صداگذاری و موسیقی در بازی Red Faction: Guerrilla به زیبایی هرچه تمام‌تر انجام شده است. استفاده از گویندگان خوبی چون تروی بیکر باعث شده شخصیت‌های بازی تا حدی از آن حالت روبات‌گونه در بیایند و کمی قابل تحمل شوند. اگر گویندگان خوبی به جای شخصیت‌های بازی صحبت نمی‌کردند، وضعیت شخصیت‌ها حتی از چیزی که اکنون هست هم افتضاح‌تر بود. موسیقی نیز یکی دیگر از مهم‌ترین نکاتی است که بازی Red Faction: Guerrilla را به اثری خوب تبدیل کرده. از هر بخش از بازی می‌توانیم ایرادات مهمی بگیریم اما با قاطعیت می‌توان گفت موسیقی نمره‌ی قبولی را از ما خواهد گرفت. قطعه‌هایی که برای بازی نوشته شده‌اند تنوع خوبی دارند و هر یک مناسب یک بخش از بازی هستند. یادتان هست می‌گفتیم فضای انقلابی بازی بسیار خوب از آب در آمده؟ خوب است بدانید موسیقی یکی از مهم‌ترین عواملی است که چنین موفقیتی حاصل شده.

در پایان باید با همان لفظ «بازی خوب» Red Faction: Guerrilla را وصف کنم. این بازی ارزش‌های شگفت‌انگیزی درون خود دارد که نتوانسته‌اند آنطور که باید و شاید خود را نشان دهند و به شکوفایی برسند. پتانسیل‌های فراوان آن آنقدر زیادند که با بازی کردنش حتی ممکن است غمگین شوید و سازنده‌ها را ناسزا بگویید. البته یک چیز هست که باعث می‌شود بازی Red Faction: Guerrilla هرچقدر هم که بد باشد، بازی کردنش را به همه توصیه کنیم. و آن هم تخریب‌پذیری شگفت‌انگیزی است که خیلی حیف است چیزی از آن نبینید. اگر در این وضعیت فاجعه‌بار قیمت‌ها و بازار، توانایی مالی‌اش را دارید، تجربه‌ی چند ساعته‌ی گوریلا را داخل برنامه‌تان جای دهید.

7
خوب

ارزیابی

بازی ارزش‌های شگفت‌انگیزی درون خود دارد که نتوانسته‌اند آنطور که باید و شاید خود را نشان دهند و به شکوفایی برسند. پتانسیل‌های فراوان آن آنقدر زیادند که با بازی کردنش حتی ممکن است غمگین شوید و سازنده‌ها را ناسزا بگویید. البته یک چیز هست که باعث می‌شود Red Faction: Guerrilla هرچقدر هم که بد باشد، بازی کردنش را به همه توصیه کنیم. و آن هم تخریب‌پذیری شگفت‌انگیزی است که خیلی حیف است چیزی از آن نبینید. اگر در این وضعیت فاجعه‌بار قیمت‌ها و بازار، توانایی مالی‌اش را دارید، تجربه‌ی چند ساعته‌ی گوریلا را داخل برنامه‌تان جای دهید.

7 Red Faction Guerrilla Re-Mars-tered
ICARUS

گیمر، متال‌هد و ارداتمند به همه‌ی زمینه‌های گیک‌پسند

ارسال دیدگاه