دنبال کردن افزودن به علاقه مندی
83
PC
(Metacritic)
83
Switch
(Metacritic)
خانه » نقد و بررسی Katana Zero | سامورایی سایبرپانک

نقد و بررسی Katana Zero | سامورایی سایبرپانک

Katana Zero

Katana Zero

توسعه دهنده: Askiisoft

ناشر: Devolver Digital

پلتفرم: کامپیوتر و نینتندو سوییچ

پروفایل بازی

دانلود برای کامپیوتر‌های شخصی

تا به حال هدفتان را از بازی کردن مشخص کرده اید؟ نشسته‌ اید و با خود بگویید: خب چرا من بازی می‌کنم؟ چه لذتی در این هنر نهفته است؟ آیا افزایش میزان آدرنالین خون و هیجان زده شدن برای شما کافیست؟ آیا به چنین اثر گذرنده‌ای بسنده می‌کنید؟ چرا صنعت بازی‌های کامپیوتری را هنر هشتم نامیدند؟ به خاطر آدرنالین؟ خیر. به خاطر این که بازی‌های کامپیوتری مرز‌های همذات پنداری را جا به جا کردند و درست مانند زندگی حقیقی، حق انتخاب را به مخاطب ارائه دادند. به آن‌‌ها اختیار بازی در نقش هزاران شخصیت مختلف را اعطا کردند. کاراکتر‌هایی که تبدیل به الگوی زندگی بسیاری از ما شدند. دوستشان داشتیم. با آن‌ها زندگی کردیم….

می‌خواهم مثالی بزنم تا گله مندی خود را از هنر هشتم بیان کنم. صنعت بازی‌های کامپیوتری را به یک گوی سفالی تشبیه می‌کنم. با پیشرفت نسل‌های مختلف و دستاورد‌های گرافیکی، فنی،‌ این گوی سفالی تزئین شد. در ابتدا همه‌ی ما از این ظاهر لذت می‌بردیم. دستاورد‌های فنی کمک شایانی به صنعت مورد علاقه‌‌‌‌‌‌ی ما کردند. باعث به وجود آمدن سبک‌‌های مختلف شد…. خلاقیت سازندگان را برای تولید محتوا‌های جاه طلبانه شکوفا کرد… جلوه‌های بصری بازی را به شکل چشمگیری زیبا ساخت… و هزاران موضوع دیگر که توصیف آن در این مقاله نمی‌گنجد. موارد یاد شده تزئیناتی بودند که به گوی سفالی ما اضافه شدند و آن را خوشگل‌تر کردند. اما برخی از ناشرین پول دوست تصمیم به اجرای نقشه‌های شومی برای گیمر‌ها گرفتند. بیایید به جای ساخت یک قالب سفالی خوب، یک قالب ناقص بسازیم ولی آن قدر تزئین ( در این جا منظور جلوه‌ی بصری است) به آن اضافه کنیم که مخاطب متوجه نقص کار نشود. این فرمول در بسیاری از بازی‌ها پیاده سازی شد. جامعه‌ی گیمینگ به سمتی حرکت کرد که بسیاری از سازندگان مجبور شدند تا جلوه‌های بصری را در اولویت کار خود قرار دهند.

Katana Zero

کاتانا زیرو اینجاست تا با شمشیر خود چنین رویه‌ای را از وسط نصف کند!! عنوانی که پس از به اتمام رساندنش، به گیمر بودن خودم افتخار کردم. خوش به حال ما. با ۲۰۰ مگابایت بازی وارد دنیایی می‌شویم که هیچ رسانه‌ای قدرت خلق آن را ندارد. شگفت انگیز نیست؟ در همین ابتدای متن می‌گویم: Katana Zero بازی بی ایرادی نیست. اما لحظات لذت بخشی را برای شما فراهم می‌آورد. لحظاتی که باعث می‌شود ایراد‌های آن را از یاد ببرید. لحظاتی که برای همیشه در یاد شما باقی می‌مانند.

نسل هشتم به پایان خود نزدیک می‌شود. این نسل پر از عناوین مستقل و پر مفهوم بود. گوی‌های سفالی با قالبی کامل که نیازی به تزئین ندارند زیرا آن قدر زیبا و خیره کننده طراحی شده اند که تزئینات بر روی آن‌ها هیچ جلوه‌ای نخواهد داشت. می خواهیم درباره‌ی استایل بازی‌ها صحبت کنیم. این که کاتانا زیرو از چه استایلی پیروی می‌کند؟ آیا بازی تلفیق چند فرمول موفق بوده و یا حرف‌های جدیدی برای گفتن دارد؟ در ادامه همراه بنده و وب سایت نوین اسپات باشید.

شاید روند داستانی Katana Zero سبب گیج شدن اکثر مخاطبین شود. وقتی که بازی به اتمام رسید، کاغذ و قلمی برداشتم و شروع به نوشتن هرچه که از دیالوگ‌ها فهمیده بودم، کردم. سپس نوشته‌ها را با نتایج تطابق دادم. خب هر کسی این کار را نمی‌کند. متاسفانه بسیاری از بازی کنندگان با داستان کاتانا زیرو و شیوه‌ی روایت آن مشکل داشتند. حق هم داشتند. پس از تمام نتیجه گیری‌ها سری به فروم ردیت زدم تا نظر مابقی گیمر‌ها را راجع به داستان بازی بدانم. اکثر آن‌ها متوجه نشدند که چه اتفاقی افتاده بود! شاید ۷۰ درصد افراد، از روایت شکسته‌ی کاتانا زیرو گله مند بودند. حق هم دارند. به همین دلیل، بسیاری از کاربران نحوه‌ی روایت داستان را “کوجیما بازی” خطاب کردند. راستش را بخواهید، این حرف چنان هم بی راه نیست. منتها یک فرق اساسی بین روایت بازی‌های کوجیما و Katana Zero وجود دارد. این که کوجیما تمام حفره‌های داستانی را پر خواهد کرد. اما کاتانا زیرو؟

متاسفانه در انتهای بازی با حفره‌های داستانی مواجه خواهید شد. این که چه اتفاقی بر سر فلان شخصیت افتاد.. فلان شخصیت کی بود؟!!! این باس فایت از کجا آمد؟!!! به شما قول می‌دهم که روایت داستان، سوال‌های مختلفی را تا انتها برای شما ایجاد می‌کند. قصه گویی شکسته کار سختیست. فقط کافیست تا نویسنده‌ی زحمت کش یک گاف کوچیک بدهد تا همه‌ چیز زیر سوال رود. البته گاف کاتانا زیرو همه چیز را زیر سوال نبرده.. نگران نباشید. بسیاری از دیالوگ‌ها پاسخی کامل و جامع برای پرسش‌هایتان در طول بازیست. به شخصه روایت‌های به دور از کلیشه را می‌پسندم. اما این روایت باید طبق چارچوب و ضوابط پیش رود. دلیل نمی‌شود به خاطره خروج از کلیشه، هر کاری خواستیم در بازی بکنیم و هر اتفاقی هم که خواستیم طراحی کنیم و در آخر با یک کات سین، قائله را ختم به خیر کنیم.

Katana Zero

همه چیز درباره‌ی کاتانا زیرو خاص است. حتی منوی انتخاب مراحلش..

یک خلاصه‌ای از داستان بگویم و سپس به ادامه‌ی تحلیل بپردازم. روایت حول محور شخصیتی به نام زیرو شکل می‌گیرد. وی سربازی بوده که طی آزمایشاتی با استفاده از ماده‌ی مخدری به نام Chronos (کرنوس)، قدرت‌های عجیب و خارق العاده بدست آورده (ساخت ابر سرباز برای پیروزی در جنگ). هفت سال از این ماجرا می‌گذرد. Chronos تبدیل به یک مواد مخدر رایج شده. هدف اختراع این ماده، فروش در خیابان‌ها نبود. زیرو حافظه‌ی خود را از دست داده. کابوس‌های ناگوار امان او را بریده. میزان مصرف داروی او افزایش پیدا کرده…. زندگی تبدیل به جهنمی برای پروتاگونیست ما شده. وی همواره با روان شناسی ملاقات می‌کند. هویت روان شناس در ابتدا برای بازی کننده مخفی است. کم کم به این شخصیت جلوه داده می‌شود و با انجام دادن یک سری اعمال مخفیانه، می‌توانید با یکی از خارق العاده ترین صحنه‌های بازی مواجه شوید…. از بحث داستان دور نشویم. بهتر است موارد مخفی و این گونه المان‌ها را در بخش بررسی گیم پلی زیر ذره بین قرار دهیم…

Katana Zero

انتخاب‌ها نقش بسیار مهمی در گیم پلی دارند. برای مثال اگر با این خانم مودبانه صحبت کنید، به راحتی قادر به خروج از ساختمان هستید و هیچ دشمنی به شما شک نخواهد کرد.

پروژه‌ی Null (تلاش برای ساخت سوپر سرباز‌ها) سبب موفقیت در جنگ اما به وجود آمدن مشکلات زیادی شده. توضیح بیش از این داستان، منجر به اسپویل می‌شود. بهتر است به پردازش اولین عنصر مشاهده شده در بازی بپردازیم. سکانس‌های سورئال کاتانا زیرو. .خواب‌هایی که پروتاگونیست ما می‌بیند و شخصیت‌های دروغینی که تصور می‌کند. شاید عجیب‌ترین وجه بازی، سکانس‌‌های یاد شده باشند. طراحی آن‌ها به گونه‌ای بوده که مخاطب سر در گمی زیرو را احساس کند. زجری که می‌کشد را تا حدی حس و با او همذات پنداری کند. افت و خیز‌های داستانی یکی دیگر از عناصر قصه‌گویی و روایت Katana Zero محسوب می‌شوند. اما افت و خیز به چه معنا؟ در ابتدا همه چیز بسیار آرام و پیوسته پیش می‌رود. دلیل قدرت‌های زیرو مشخص نیست. هیچ پیش زمینه‌ای درباره‌ی گذشته‌ی وی در اختیار گیمر گذاشته نمی‌شود. در همین حال داستان وارد سراشیبی می‌شود. اطلاعات به صورت رگباری در اختیار شما قرار داده می‌شوند و ناگهان…. دوباره  روند مستقیم را ادامه دهید. زیبایی خاصی در شیوه‌ی روایت داستان کاتانا مشاهده می‌شود. ولی در انتها یک مشکل بنده را بسیار اذیت کرد.

Katana Zero

رابطه‌ی زیرو با این دختر بچه به قدری فوق العاده و با دقت و احساسی پردازش می‌شود که زبان از توصیف آن قاصر است.

نویسنده قصد طراحی یک داستان پیچیده، تازه، به همراه روایتی متفاوت را داشته. اما انگار که بیشتر تمرکز خود را بر روی چم و خم روایت صرف کرده و یک سری از موارد را از یاد برده. شخصیت پردازی برخی از کاراکتر‌های بازی تا انتهای داستان ناقص می‌ماند. حفره‌های روایت رئالیزم Katana Zero، مخاطب داستان دوست را اذیت می‌کند. دقت داشته باشید که این حفره‌ها بسیار ریز هستند. برخی از حفره‌ها با اتمام بازی و مشاهده‌ی کات سین نهایی (که وابسته به انتخاب شماست) پر نمی‌شوند. شاید اصلاً متوجه داستان نشوید!! برخی از دوستان گرامی بنده تنها از گیم پلی بازی لذت  بردند و کوچک‌ترین توجهی به داستان کاتانا زیرو نکردند. این انتخاب کاملاً به سلیقه‌ی شما مرتبط است. می‌توانید به راحتی از کنار روایت پر پیچ و خم، جالب ولی مشکل دار (یه کوچولو مشکل!!) گذر کنید.

Katana Zero

مراحل از سناریو‌های مختلفی تشکیل شده اند و سبب جلوگیری از خسته شدن مخاطب می‌شوند

بیخیال داستان شده اید؟ هیچ اشکالی ندارد. گیم پلی Katana Zero آن قدر لذت بخش و بی نقص و فوق العاده طراحی شده که می‌توانید برای مدت زیادی مشغول به سرو کله زدن با آن شوید. آن قدر دوستش بدارید تا جلوه‌ی خاص آن را بهتر بشناسید. گیم پلی کاتانا زیرو تلفیقی از المان‌های بازی‌های مختلف به همراه نوآوری‌های جذاب می‌باشد. شما یک سرباز کار کشته هستید. سربازی که طی آزمایشاتی، قدرت‌های ویژه‌ای به دست آورده. سامورایی بی اعصابی که با شمشیر خود قابلیت بازگرداندن تیر‌های شلیک شده به دشمنان را دارد. در حقیقت اولین قابلیت زیرو که به شما معرفی می‌شود، دیفلکت کردن گلوله‌های در حال حرکت است. آهسته کردن زمان برای انجام عکس العمل سریع‌تر،‌ المان جدیدی نیست. ولی مکانیک به گونه‌ای در بازی استفاده شده که کاربرد جدیدی را به مخاطب ارائه می‌دهد. (هنر)

ملاک خوب بودن گیم پلی یک بازی چیست؟ اگر بخواهیم قوانینی برای ساخت عناوین برتر طرح کنیم، آن قانون بیان می‌کند که:

طراحی مرحله، مهم‌ترین رُکن گیم پلی است.

مکانیک در درجه‌ی دوم قرار دارد. مکانیک همیشه در وهله‌ی دوم قرار داشت. بسیاری از بازی‌های امروزی آن قدر درگیر مکانیک شده اند که طراحی مرحله را به طور کلی فراموش کرده اند. خوش بختانه کاتانا زیرو بدین شکل عمل نکرده. طراحی مراحل بی نظیر است و کوچک‌ترین مشکل و یا نقطه ضعفی در آن مشاهده نمی‌شود. آن قدر سناریو‌های متفاوت و جذاب برای مراحل آماده شده که خستگی به تن شما نمی‌ماند. کشتن دشمنان هدف اصلی شماست. ولی این کشتن همیشه به یک شکل صورت نمی‌گیرد. گاهی بر سوار موتور هستید، گاهی وارد لوکیشن‌های مختلف با ویژگی‌های متفاوت می شوید (بالطبع مجبور به تبعیت از قوانین آن‌جا هستید) و … خلاصه سرتان را درد نیاورم. سازندگان در این مقوله سنگ تمام گذاشته اند. البته توصیه من به شما برای تجربه‌ی Katana Zero ، به سرانجام رساندن آن در زمان بندی‌های پیوسته ولی کوتاه است. برای مثال اگر روزی سه ساعت را صرف انجام بازی‌های کامپیوتری می‌کنید، تمام این مدت را به کاتانا زیرو اختصاص ندهید. بین آن‌ها فاصله انداخته و پس از هر پلی تایم، به مدت ۲ دقیقه به اتفاقاتی که افتاد فکر و نتیجه گیری کنید.

Katana Zero

حقیقت امر این است که زیرو قبل از شروع هر مرحله، آن را تصویر سازی می‌کرده و پس از موفقیت بازی کننده، آن را انجام می‌داده

هر مرحله با یک حرکت نمادین آغاز می‌شود. زیرو هندفری خود را در گوش‌هایش قرار می‌دهد. ساندترکی بی نظیر پخش می‌شود و سپس بوم. تمام افراد را از لب تیغ بگذرانید. با یک ضربه کشته می‌شوید. دشمنان هم با یک ضربه کشته می‌شوند. این توصیف‌ها شما را یاد عنوان خاصی انداخت؟ هاتلاین میامی؟ درست است. اتمسفر کاتانا زیرو ناخودآگاه شما را یاد هاتلاین می‌اندازد. ضربه پذیری دشمنان، پاشیده شدن پیکسل‌های خون!! و… همه و همه دوران و خاطرات شیرین عنوان مذکور را زنده می‌کنند.

Katana Zero

این تصویر را زیاد مشاهده خواهید کرد.. نگران نباشید.

یکی از نکات قابل تحسین دیگر Katana Zero ، استایل خاص آن است. تلفیق چند عنصر و المان مختلف از هر زمینه‌ای، سبب شده یک استایل جدید به وجود آید. فضای سایبر پانکی، یک سامورایی که در جنگ‌های گرم شرکت داشته و تبدیل به یک ابرسرباز شده، تلفیق داستان سرایی سورئال و رئال به همراه چاشنی‌های مختلف و … ویژگی‌های قابل اشاره‌ی بازی هستند. استدیو‌ی Askiisoft واقعاً سنگ تمام گذاشته. دمشان گرم.

نکته‌ی قابل تحسین دیگر، تلاش سازندگان برای جای گذاری مناسب دشمنان می‌باشد. تعداد، مکان و موقعیت، قابلیت‌های آن‌ها و … همه و همه با دقت بسیار زیادی طراحی و موقعیت سنجی شده اند. متاسفانه در اوایل Katana Zero با چالش خاصی رو به رو نمی‌شوید. تقریباً می‌توان گفت که بازی در اویل چالش خاصی برای شما ایجاد نمی کند. رفته رفته با پیشروی در گیم پلی این درجه ی سختی افزایش می‌دهد و جان تازه‌ای در پیکره‌ی کاتانا زیرو می‌دمد. جا دارد نیم نگاهی به باس فایت‌های بازی نیز اندازیم. طراحی برخی از آن‌ها به شدت فوق العاده است. مخصوصاً مبارزه مخفی با روان شناستان. استیج‌های مبارزه به سرعت عوض می‌شوند. سرعت، عکس العمل، دقت، مهارت و … خود را به چالش بکشید تا در رو یارویی اول، آن‌ها را شکست دهید. البته تعداد باس فایت‌های بازی زیاد نیست. ولی به اندازه‌ای هست که نظر مخاطب را جلب نماید. به شخصه از استیج‌های کوتاه و چالش برانگیز مربوط به آ‌ها لذت بردم و با کمال میل حاضر به تکرار آن هستم.

Katana Zero

ارجاعات بازی به مجموعه سایلنت هیل!!!

Katana Zero

کله هرمی!

موضوع خیلی جالبی که توجه بنده را به خود جلب نمود،‌ قابلیت مشاهده‌ی بازپخش مراحل پس از اتمام آن است. همان‌طور که عرض کردم، زیرو قابلیت آهسته کردن زمان را دارد. یعنی آن قدر توانا که تمرکز خود را به صورت کامل جمع آوری کند و اتفاقات را به کمترین سرعت ممکن مشاهده نمایید. (البته فکر نکنید که این مورد باعث آسان‌تر شدن بازی شده. درجه‌ای برای آهسته کردن زمان وجود دارد. این درجه پس از چند ثانیه استفاده خالی می‌شود و دوباره پر می‌گردد. برای به اتمام رساندن هر استیج نیز زمان مشخصی دارید). پس از اتمام هر استیج می‌توانید بازپخش کارهایتان را بدون آهسته شدن زمان ببینید و کیف کنید. سامورایی که تمام تیر‌ها را به سمت حریف بازتاب می‌دهد و گردن همه‌ی دشمنان را از لب تیغ می‌گذراند.

Katana Zero

آهسته کردن زمان، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های زیرو است. در این حالت می‌توانید تیر‌های شلیک شده به خودتان را با ضربه‌ای دقیق و متناسب به سمت حریف بازگردانید.

گیم پلی Katana Zero مثل حلوای تن تنانی می‌ماند. توصیف آن سخت است. باید تجربه اش کنید. آن زمان متوجه می‌شوید که چه گوهر نابی در انتظار شما نشسته بوده. بازی ارجاعات مختلفی به عناوین متفاوت دارد و با تلفیق المان‌های آزمایش شده و اضافه کردن مخلفات بسیار، یک معجون لذیذ، بی نظیر و … شده است. معجونی با قیمت بسیار پایین! حتی اگر متوجه داستان Katana Zero نشوید، می‌توانید برای ۵ تا ۶ ساعت از گیم پلی آن لذت ببرید.

چرا سامورایی سایبرپانک؟

پس از اتمام Katana Zero و خیره شدنم به صفحه‌ی نمایشگر به مدت چند دقیقه (مثل همیشه) مرورگر را باز کردم و شروع به تحقیق درباره‌ی بازی کردم. با سازنده بیشتر آشنا شدم. خلاصه این که ناگهان نام Cyberpunk Samurai به چشمم خورد. این عبارت، بهترین توصیف برای کاتانا زیرو محسوب می‌شود. از همین رو تصمیم گرفتم تا عنوان این نقد و بررسی را سامورایی سایبرپانک بگذارم. اما چرا سایبرپانک؟

بهتر است اول به چیستی سایبرپانک اشاره کنم و خلاصه‌ای بر ویژگی‌های آن داشته باشم. در حقیقت سایبرپانک، زیر سبکی بر ژانر علمی و تخیلی محسوب می‌شود. موج نوی ژانر مذکور از سال ۱۹۶۰ آغاز گردید.  سایبرپانک نشان دهنده‌ی جوامع به قهقرا رفته… مردم گرگ صفت… پیشرفت بی حد و مرز تکنولوژی و… می‌باشد. غالباً قهرمانان داستان‌های سایبرپانکی، جامعه گریزانی هستید که بالجبار با سایر مردم زندگی می‌کنند. این زیر شاخه نشان دهنده‌ی روند رو به زوال بشریت محسوب می‌شود.

Katana Zero

اتمسفر کاتانا زیرو بی نظیر است. رنگ آمیزی، سکانس‌های سینماتیک، روایت ساختار شکن و … عوامل دیگر دست به دست هم می‌دهند تا در دنیای بازی غرق شوید

پیشرفت بیش از حد تکنولوژی بشر را دیوانه و وحشی کرده. میزان گستاخی او را افزوده و سبب شده تا هیچ حد و مرزی را نگاه ندارد. زیرو، شخصیت اول داستان، کاملاً دارای ویژگی‌های ذکر شده برای یک قهرمان سایبر پانکی است. وی در آلونک درب و داغانی در نا کجا آباد زندگی می‌کند. همسایه‌ی بغلی را هیچ گاه درک نمی‌کند (بالجبار با سایر مردم زندگی می‌کند) و از صدای آهنگ بلند آن‌ها متحیر می‌ماند. تکنولوژی به حدی پیشرفت کرده که بشریت ابر سرباز تولید می‌کند. از طرفی، رنگ آمیزی محیط کاتانا زیرو، ناخود آگاه شما را یاد محیط‌های سایبرپانکی خواهد انداخت. نئون‌های روشن شده در دل شب، رنگ بنفش جیغ که در پس زمینه‌ی طراحی لوکیشن‌ها به کار رفته و … همه و همه یاد آور چنین موضوعی هستند. دنیای Katana Zero پر از ساز‌های مخالف، آدم‌های وحشی، اوضاع زنگ زده و … می‌باشد. حالا متوجه منظور بنده از سامورایی سایبرپانک شدید؟

تا چه میزان با سبک و سیاق گرافیکی کاتانا زیرو ارتباط برقرار کردید؟ تا چه مقدار از مشاهده‌ی بازی لذت بردید؟ و سوال سوم که از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار است: ملاک شما برای تعیین سطح جلوه‌های بصری چیست؟ بنده به شخصه یک انتظار از جلوه‌های بصری دارم. زیبا باشند. چشمانم را نوازش دهند. کاری کنند که برای ساعت‌ها به نمایشگر خیره شوم. باور کنید جزئیاتِ دیوانه کننده نیستند که چشم را نوازش می‌دهند. زیبایی بازی به المان‌های مختلفی بستگی دارد.

  1. رنگ آمیزی
  2. سبک و سیاق (استایل) طراحی

اگر این دو مورد به صورت کامل رعایت شوند، می‌توان گفت که جلوه‌ی بصری وظیفه‌ی خود را به صورت تمام و کمال انجام داده. با یک استدلال ساده و معقولانه به نتیجه‌ی درست رسیدیم. نکته‌ی درخشان دیگری که باید اشاره کنم، موسیقی متن فوق العاده و شگفت انگیز بازی است. ترکیب این موسیقی با گرافیک و نحوه‌ی گیم پلی چنان عالی از آب در آمده که هیچ جای صحبتی باقی نمی‌گذارد. تمپوی موسیقی به طرز عجیبی تمرکز شما را برای کشت و کشتار دشمنان در لحظه و سرعت عمل در ثانیه افزایش می‌دهد. یعنی این موسیقی به صورت ناخودآگاه هم سبب تجربه‌ی بهتر شده و هم به شما کمک می‌کند. کافیست خودتان را به دستانش بسپارید و سپس به پیشروی در مراحل بپردازید.

Katana Zero

پیکسل‌های خونی که پس از کشتن دشمنان بر روی دیوار پاشیده می شوند، خشونت کارتونی و با مزه‌ای را برای کاتانا زیرو به وجود آورده

انتخاب، یکی از مهم‌ترین کار‌های شما در بازیست. اکثر انتخاب‌ها عواقب مختلفی را در بر می‌گیرند. زیرکانه عمل کردن و انتخاب دیالوگ متناسب با هر سکانس سبب رخ دادن اتفاقات جالب و بعضاً غیر قابل پیش بینی‌ می‌شود. بازی به آن صورت که فکرش را می‌کنید از موارد مخفی و ایستراگ‌های متفاوت بهره نمی‌برد اما یکی از برترین باس فایت‌های بازی به صورت اختیاری و تقریباً مخفی طراحی شده. انشاءالله در مقاله‌ای دیگر نحوه‌ی رسیدن به او را توضیح می‌دهیم. صنعت بازی‌های مستقل در نسل هشتم به خوبی کار کرد. و مطمئن باشید در طول سال‌های آینده نیز شاهد معرفی و تجربه‌ی عناوین مستقل کار دُرُستی خواهیم بود.

جمع بندی
Katana Zero داستانی تاریک از سرنوشت یک قربانیست. عنوانی که با روایت شکسته و تلفیق المان‌های قصه گویی متفاوت و گیم پلی خارق العاده و اتمسفری گیرا، برای ساعاتی شما را درگیر خود می‌کند. دسترنج استدیو‌ی Askiisoft را به تمام عشاق عناوین مستقل و داستان‌های پر پیچ و خم و چند لایه توصیه می‌کنیم.
نقاط قوت
  • طراحی مرحله‌ی متنوع و جذاب
  • روایت شکسته و گیرا
  • شخصیت‌های مکمل بی نظیر
  • سبک و سیاق منحصر به فرد
  • موسیقی متن فوق العاده
  • طراحی مکانیک‌های بی نقص
  • دیالوگ‌های پخته و خلق یک اتمسفر تکرار نشدنی
  • ارزش تکرار بالا
نقاط ضعف
  • حفره‌های داستانی که تا انتهای قصه پر نمی‌شوند
  • مراحل پایانی بازی مقداری خسته کننده و یکنواخت می‌شوند
9
شگفت انگیز

رای بدهید!

4 0

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز مشخص شده اند *

شما می توانید از این ها استفاده کنید HTMLبرچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رمز فراموش شده

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید. شما یک لینک برای ایجاد یک رمز عبور جدید از طریق ایمیل دریافت خواهید کرد.