تم تیره

رویا‌ی گم‌شده | نقد و بررسی بازی Gris

 نام بازی: Gris

سازنده: Nomada Studio

ناشر: Devolver Digital 

ژانر: پلتفرمر-ماجراجویی

پلتفرم‌ها: کامپیوتر و نینتندو سوییچ

تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۷

دانلود بازی برای کامپیوتر

همیشه بازی‌های مستقل برای من رنگ و بوی خاصی داشتند. شاید متوجه شوید منظور من چیست. آن حس اصالتی که در این‌گونه عناوین یافت می‌شود٬ به سادگی از زیر زبان گیمر‌هایی مثل ما پاک نخواهد شد. Gris از این دسته بازی‌هاست. نمی‌توان لذت نهفته در این عنوان را توصیف کرد و حتی اگر هم بشود توصیف آن به نوعی خیانت به این اثر محسوب می‌شود. شاید نقد و بررسی صحیح این عنوان یکی از سخت‌ترین کار‌های ممکن باشد. در هر صورت وظیفه دانستم تا چند خطی درباره‌ی این بازی نوشته و از سفر خود و تجربه‌هایی که در آن کسب کردم با شما سخن بگوییم. در ادامه همراه من و وب سایت نوین اسپات باشید.

کلاغ شوم قصه‌گو

هنر مقوله‌ی عجیبیست. شاید بتوان گفت هنر زاده‌ی یک ذهن خلاق برای تاثیر و تبادل افکار میان مخاطب و هنرمند است. هنگامی که از دستان مادر رها شده و قدم به دنیا‌ی متفاوت بازی می‌گذارید٬ روایت قصه‌ی ما آغاز می‌شود. دختر بچه‌ی بی خانمان ما خود را به دستان باد می‌سپارد و با غمی نهفته در چهره‌اش پا به دنیا‌ی بی‌مهر بازی می‌گذارد. هنری که قبل‌تر درموردش با شما صحبت کردم اینجا نمایان می‌شود. بدون مطرح شدن کوچک‌ترین دیالوگی داستان بازی روایت می‌شود. محیط بازی٬ اشیا مختلف و بعضاً موجودات زنده‌ی بازی٬ به داستان آن شکل خواهند داد٬ آن‌را روایت می‌کنند و مهم‌تر از همه مخاطب را به همذات‌پنداری دعوت می‌کنند. عمل‌کرد سازندگان بازی در استدیو‌ی Nomada ستودنیست. مطمئن نیستم که این موضوع برداشت شخصی من باشد و یا از عمد در بازی قرار داده شده است اما غم نهفته و ناگفته‌ای در تک تک سکانس‌های بازی گردن من‌را گرفته بود.

روایت داستان Gris بسیار دلنشین و همچنین تلفیقی می‌باشد. راوی خاصی وجود ندارد. دیالوگی نیز وجود ندارد اما محیط٬ میان پرده‌ها و اتفاقات داستان را برای شما بازگو خواهند کرد

شاید شما هم با دیدن عکس روی جلد بازی به این موضوع پی ببرید. این حس یادآور همان حسی بود که Hollow Knight به‌ من هدیه داد. از این بحث که بگذریم به شخصیت مظلوم٬ مهربان و ساکت بازی می‌رسیم. دخترک بی‌نام و نشانی که ما را همراه خود کرده تا قصه‌ی بازی برای ما تعریف شود. دخترکی که ظرافت و طراحی٬ استقامت و استحکام در رسیدن به هدفش و …. باعث می‌شود تا با او ارتباط برقرار کنیم و از ناراحت شدنش ناراحت شویم. می‌بینید لازمه‌ی شخصیت دوست داشتنی و قابل درک نه نیازمند هزینه‌ی‌های گزاف است٬‌ نه لزوماً نیازمند اشاره به شماره شناسنامه‌ی پدر جد شخصیت می‌باشد. فقط کافیست تا سازنده درک کند برای چه‌ عنوانی٬ چگونه شخصیتی لازم است.

این شیوه‌ی کمتر استفاده شده در Gris قابل تقدیر است و می‌تواند شما را وادار به ادامه‌ی بازی و مشاهده‌ی سرانجام آن کند. با کمی سخت‌گیری می‌توان گفت که امروزه نوآوری در خلق ایده و روایت آن کم‌تر از گذشته شده است. البته این موضوع اجتناب ناپذیر است و به هر حال با گذشت این‌همه سال و روایت انواع داستان‌های مختلف در رسانه‌ها٬ کم‌شدن میزان تنوع ایده‌ها کاملاً طبیعی است. اما المانی که هیچ‌گاه تازگی خود را از دست نمی‌دهد و از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است٬ روایت داستانیست. به این منظور که ایده‌ی داستان چگونه بازگویی شود؟ چه‌کسی برای مخاطب داستان سرایی کند؟ برای تاثیرپذیری بالاتر چه المان‌هایی لازم به مبهم جلوه داده شدن هستند. نکته‌ای که منتقد باید همواره به خاطر داشته باشد٬ در نظر گرفتن ریزه کاری‌ها و بستن تناسب میان آن‌ها و استاندارد‌های ساخت است. ممکن است که Gris در ابتدای کار برای شما ابهام ایجاد کند اما این مسئله باعث آزار مخاطب نخواهد شد.

Gris

آن قدر در بازی صحنه‌های تاثیر گذار و چشم نواز خواهید دید که توصیف آن کاری کاملاً غیرممکن است

داستان این بازی به‌ این‌گونه باید روایت شود وگرنه هر بازی‌ای مستلزم به روایت یک شکل بود. برای مثال فلان شخصیت در فلان مکان به فلان دلیل به دنبال فلان چیز است. باور کنید اگر قرار بود هر داستانی به یک شیوه مشخص روایت می‌شد اولین کسانی که خسته می‌شدند همین کسانی خواهند بود که به روایت داستان بازی ایراد می‌گیرند. به عنوان اختتامیه‌ی این بخش با صراحت تمام خدمتتان عرض می‌کنم که Gris با طراحی٬ روایت جالب و ایده‌ی نسبتاً نو٬ قصه‌ای خوب و احساسی را به مخاطبین٬ مخصوصاً هنر دوستان عرضه می‌کند.

بی‌معنی شدن ترس از مرگ

طراحی مرحله و ساخت گیم‌پلی خوش‌ساخت٬ هیچ‌گاه نیازمند بودجه‌ی کلان و یا تیم ۱۰۰۰ نفری نبوده. در طی چند سال اخیر عناوین مستقل بسیاری را مشاهده کردیم که از طراحی مرحله‌ی خلاقانه٬ متنوع و چالش برانگیز برخوردار بودند. خوشبختانه Gris نیز یکی از آن‌هاست. تلفیق طراحی مرحله به همراه جلوه‌های بصری و موسیقی بازی شما را از دنیای مادی جدا کرده و با ویژگی‌های ابعاد دیگر آشنا خواهد کرد. برای شروع بررسی گیم‌پلی بازی ابتدا به سراغ مکانیک‌های بازی و نحوه‌ی چینش آن و دلایل موفقیت بازی در این زمینه می‌رویم. Gris عنوانی پلتفرمر است. دختر بچه‌ی قصه‌ی ما برای رسیدن به هدف خود مجبور به عبور از سکو‌های مختلف می‌باشد. در اولین نکته خدمتتان بگویم مکانیک‌های پرش و تعامل شخصیت با محیط کاملاً بی نقص کار شده اند. در طول بازی با پیشروی و پیدا کردن مجسمه‌های غول‌پیکر به قابلیت‌های پلتفرمینگ شما افزوده می‌شود که این مکانیزم به خودی خود باعث ایجاد تنوع در روند گیم‌پلی خواهد شد.

gris

ویژگی‌های مختلف پلتفرمینگ و طراحی مرحله‌ی Gris متفاوت و تکرار نشدنی هستند. در هر مرحله از بازی٬ محیط‌های این عنوان المان‌های خاصی برای پیشرفت به شما ارائه می‌دهند که هر کدام از آن‌ها زیبایی خاص خودشان را دارند و به تکامل گیم‌پلی کمک می‌کنند

امر بسیار مهم بعدی٬ تنوع سکو‌های مختلف و طراحی مراحل جالب می‌باشد. موقعیت سکو‌های بازی آن‌قدر دقیق و با ملاحضه چیده شده که بازی‌کننده از پیشروی در بازی خسته نخواهد شد. همچنین تغییر موقعیت بازی‌کن در مواقع مختلف نیز عاملیست که در این امر (جلوگیری از خستگی بازی‌کننده) بسیار تاثیر گذار است. بسیاری از سکو‌ها در قسمت‌های بازی دارای ویژگی‌های مختلفی هستند که گاهاً با استفاده از یک مکانیک مخصوص قابل دسترس می‌شوند. بعضی از اوقات نیز با یک استدلال سطحی قادر به حل چالش‌های آفریده شده توسط بازی خواهید بود. صحبت از استدلال شد٬ معما‌های محیطی بازی از کیفیت تغریباً خوبی برخوردار هستند و شاید بتواند مقداری چالش (شاید خیلی کم گاهاً) چاشنی بازی کند.

اکثر روند بازی خلاصه در پیشروی خطی و انجام ماموریت دخترک قصه‌ی ماست. فقط شاید شما هم مثل من٬ سر مدت زمان بازی افسوس بخورید. البته یکی از معیار‌های بنده برای سنجش عناوین مختلف جمله‌ی “کیفیت مهم است نه کمیت” می‌باشد اما بازی آنقدر روند دلنشینی دارد که ممکن است پس از اتمام بازی با خودتان بگویید: ای کاش بازهم بازی ادامه داشت. نکته‌ی قابل بررسی دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد٬ طراحی معما‌های محیطی بازی است. عناوینی مانند Gris که در بستر ماجراجویی پلتفرمینگ عرضه می‌شوند٬ پتانسیل بسیار بالایی برای خلق پازل‌های محیطی متفاوت٬ پیچیده و زیبا دارند. متاسفانه Gris موفق به استفاده‌ی کامل از این پتانسیل نشده است و با نگاهی دقیق‌تر خام بودن این امر را نسبت به دیگر عناصر تشکیل دهنده‌ی بازی متوجه می‌شویم. Gris از گیم‌پلی‌ای با ساختار و اسکلت کم‌نقص٬ متفاوت و لذت بخش تهیه شده که می‌تواند برای چندین ساعت شما را در رویا غرق کند. یکی از نکاتی که بسیار توجه من را جلب کرد٬ تغییرات زیبای دوربین در بازی است. کارگردانی بازی بسیار حرفه‌ای انجام شده به شکلی که تغییرات به موقع دوربین و دور و نزدیک شدن آن به شخصیت اصلی بازی٬ سبب خلق صحنه‌هایی به یاد ماندنی و به‌شدت تاثیرگذار شده است. همه این‌ المان‌ها دست به دست هم می‌دهند تا بتوانند بازی را به تجربه‌ای متفاوت٬ دوست داشتنی و ماندگار تبدیل کنند.

باران با ترانه

gris

بدون شرح!!!!

مهم‌ترین وظیفه‌ی صداگذاری و موسیقی یک بازی کامپیوتری٬ افزایش تاثیر گذاری بازی و کمک به جدا کردن مخاطب از دنیا‌ی واقعی و انتقال او به دنیای بازی می‌باشد. موسیقی‌های Gris به‌زیبایی هرچه تمام‌تر از پس این وظیفه بر‌می‌آیند. آهنگ‌های بازی آن‌قدر متناسب با محیط و اتمسفر بازی نواخته شده که توصیف آن غیر ممکن است. صداگذاری نیز به همین شکل بی‌نقص عمل کرده و شما توانایی شنیدن کوچک‌ترین صدا‌ها اعم از قدم گذاشتن روی سطوح مختلف٬ صدای موجودات زنده در محیط بازی و …. را خواهید داشت. طراحی محیط٬ رنگ‌های استفاده شده‌ی متناسب برای اتمسفر سازی دقیق‌تر و … نیز حرف‌های بسیاری برای گفتن خواهند داشت. جلوه‌های بصری این عنوان با دقت و پرجزئیات ساخته شده اند و هر چشمی را به سوی خود خیره خواهند کرد. اگر بخواهم قسمت طراحی را برای شما توصیف کنم و اجزا‌ی مختلف را زیر ذره بین برده و تحلیل کنم شاید تا چندین پاراگراف فقط تعریف و تمجید بنویسم. همان قدر که گیم‌پلی در بستر پلتفرمینگ متفاوت واقع شده است٬ محیط‌ها و مراحلی که در طول بازی آن‌ها را پشت سر می‌گذارید نیز متنوع و دل‌انگیز است. فقط مشکلی که ممکن است توی ذوق بعضی‌ها مانند بنده بزند٬ معماری‌های گاهاً شبیه به هم ساختمان‌ها و پلتفرم‌های بازی است که باور کنید زیاد به چشم نخواهند آمد.

جمع بندی; سفری کوتاه اما به یاد ماندنی

gris

و اما چه بر سر دختر کوچولوی ما می‌آید ؟

عنوان مستقل Gris ساخته‌ی استدیوی Nomada در ارائه‌ی یک بازی متفاوت٬ هنرمندانه و چشم نواز کاملاً موفق بوده. جای خوشحالی است که هنوز اینگونه عناوین در صنعت بازی‌های کامپیوتری دیده می‌شوند. این بازی با روایت جالب٬ جلوه‌های بصری زیبا٬ پلتفرمینگ متفاوت و … توانسته عنوانی درخورد و بسیار لذت بخش را به مخاطبین عرضه کند. از نظر من در تهیه Gris درنگ نکنید. اگر خسته از سرکار بر‌می‌گردید٬ از روزمرگی کلافه شدهاید٬ از عناوین AAA به تنگ آمده اید٬ کافیست هر شب قبل از زمان خوابتان تنها ساعاتی را به بازی کردن این عنوان (ترجیحاً با هدست) اختصاص دهید. به عنوان کلام آخر خدمتتان عرض می‌کنم که نسل این‌گونه عناوین در خطر انقراض است. اگر به هر نحوی از بازی لذت بردید می‌توانید با خرید این بازی از سازندگان این اثر تشکر کنید. شاید ۱۰ سال دیگر آن‌قدر صنعت بازی‌های کامپیوتری دچار تغییر شده باشد که دیگر رنگ و بویی از این نوع بازی‌ها مشاهده نکنیم.

9.5

نقاط قوت

  • ترکیب بی‌نظیر موسیقی٬ پلتفرمینگ و طراحی برای خلق یک شاهکار
  • تنوع رضایت بخش قسمت‌های مختلف بازی
  • تغییرات به موقع دوربین برای خلق صحنه‌های روایتی و افزایش میزان تاثیر پذیری
  • صداگذاری هوشمندانه و دقیق
  • روایت داستان متفاوت٬ نمادین و با کیفیت
  • تعامل با محیط بی‌نقص

نقاط ضعف

  • معماری‌های گاهاً تکراری سازه‌های مختلف
  • ضعف در طراحی برخی پازل‌های بازی
9 طراحی گیم‌پلی
9.6 جلوه‌های بصری
9.3 روند داستانی
10 صداگذاری و موسیقی
5 دیدگاه
  1. Paras
    دی ۱۳, ۱۳۹۷ در ۲:۵۳ ق.ظ پاسخ

    نقد خوبی بود

  2. aminshooferi
    دی ۱۴, ۱۳۹۷ در ۵:۱۷ ب.ظ پاسخ

    عالی بود نقد و انصافا حیفه برا دانلود نذارینش برای سویچچ
    سپاس

  3. mammad
    دی ۱۵, ۱۳۹۷ در ۱۱:۵۳ ق.ظ پاسخ

    تشکر از دوستان بابت زمانی که گذاشتید و مطالعه کردید. در خواست شما به دوستان در تیم آپلود سایت منتقل شد و در سریع‌ترین زمان ممکن زسیدگی میشه

  4. aminshooferi
    دی ۱۹, ۱۳۹۷ در ۳:۵۸ ب.ظ پاسخ

    سپاس مجدد همچنان منتظر لینک دانلود هستیم و همچنین بازیای جدید nsp سویچ

    1. Kasra
      دی ۱۹, ۱۳۹۷ در ۴:۱۳ ب.ظ پاسخ

      سلام،
      تیم دانلود در حال آپلود بازی هستند به زودی قرار میگیره نسخه سوییچ بازی
      نسخه کامپیوتر بازی هم در سایت موجود هست

ارسال دیدگاه