دنبال کردن افزودن به علاقه مندی
82
PC
(Metacritic)
85
XONE
(Metacritic)
خانه » نقد و بررسی Gears 5 | بازگشت اقتدار

نقد و بررسی Gears 5 | بازگشت اقتدار

Gears 5

نام بازی : Gears 5

استدیوی توسعه دهنده : The Coalition

ناشر: Xbox Game Studios

پلتفرم: اکس باکس وان و کامپیوترهای شخصی

پروفایل بازی

از ابتدای معرفی Gears 5 در مراسم E3 2018 ، می‌دانستم که بازی تبدیل به حساس‌ترین ساخته‌ی مایکروسافت در نسل هشتم گیمینگ خواهد بود. گیرز ۵ از چند جبهه زیر فشار بود

  1. عملکرد مایکروسافت در نسل هشتم (در خصوص عرضه‌ی عناوین فرست پارتی) ضعیف بود.
  2. متاسفانه دو نسخه‌ی جاجمنت و گیرز آو وار ۴ نتوانستند در حد و اندازه‌ی سه گانه‌ی اصلی فرنچایز عرضه اندام کنند و شکستی برای این مجموعه تلقی می‌شوند.
  3. بسیاری از مخاطبان، کوالیشن را برای ساخت گیرز آو وار شایسته نمی‌دانستند.

خب نهایتاً پس از سال‌ها انتظار، گیرز ۵ عرضه شد. کوالیشن می‌دانست که اگر نتواند رضایت مخاطبان همیشگی این فرنچایز را بدست آورد، با شکستی بزرگ مواجه می‌شود و از همین رو تمام تلاشش را برای ساخت این عنوان به کار گرفت. آیا این تلاش‌ها نتیجه داد؟ طرفداران از گیرز ۵ چه می‌خواستند؟ ایجاد تحول یا پایبندی به ریشه‌ها؟ فکر می‌کنم بازی هردو مورد را با هم مخلوط کرده و خواسته که هر دو جناح را راضی نگاه دارد. همیشه راضی نگاه داشتن همه کاری غیر ممکن بوده و خواهد بود. هیچ عنوانی نیست که همه دوستش داشته باشند. وجود موضوعی به نام سلیقه، همواره دلیل اصلی معضل مذکور بوده.

Gears 5

اما نقد و بررسی مقوله‌ای نیست که با سلیقه مخلوط شود. شاید صحیح نوشتن یک نقد اصولی کاری مشقت آمیز و  بسیار سخت باشد. به شخصه یکی از طرفداران گیرز آو وار بودم و هنوز هم سه گانه‌ی اصلی را جزو برترین تریلوجی‌های تاریخ صنعت بازی‌های کامپیوتری می‌دانم. جاجمنت که یک اسپین آف بود و انتظار خاصی از آن نمی‌رفت. اما گیرز ۴ برای فرنچایز یک شکست به حساب می‌آمد. با این حال نسخه‌ی چهارم بازی بدی نبود. دقت داشته باشید که فرنچایزی مثل گیرز آو وار (که صاحب سبک است و توانسته زیر ژانری را خلق نماید) پذیرای یک عنوان صرفاً لذت بخش و خوب   نیست. به عبارتی دیگر، پیشینه‌ی بازی شرایطی بسیار سخت را برای نسخه‌های جدید ایجاد می‌کند:

Gears 5 باید در نوع خود به بهترین شکل ممکن عمل کند. عملکردی “صرفاً خوب و لذت بخش” کافی نیست و برای طرفداران به منزله‌‌ی شکست محسوب می‌شود.

این هم یکی از دردسر‌های فرنچایزهای عظیم و نامی ! مطمئناً طرفداران فرنچایز GTA  و یا خدای جنگ تمایل دارند که نسخه‌ی بعدی در حداکثر کیفیت خودش ساخته شود. اما آیا گیرز ۵ توانسته خودی نشان دهد و یا شکست دیگری همانند گیرز آو وار ۴ است؟ در این مقاله سعی کرده ایم که نگاهی به روند کلی Gears 5 اندازیم. همچنین نگاهی به انتقاداتی که از گیرز ۵ داشته باشیم و در نهایت یک نتیجه‌ گیری کامل کنیم. پس در ادامه همراه بنده و وب سایت نوین اسپات باشید.

بلاک باستر آمریکایی

این که به مجموعه‌ی گیرز آو وار به عنوان یک فرنچایز بکش برو جلو به همراه جلوه‌های بصری واقع گرایانه و سکانس‌های صرفاً هیجان انگیز نگاه کنیم، کار پسندیده‌ای نیست. داستان همواره نقش مهمی در گیرز آو وار داشته است.  بدون شک Gears 5 حساس‌ترین لانچ مایکروسافت در نسل هشتم بود. این مجموعه میزبان شخصیت‌های اصلی و فرعی بسیاری شده. از مارکوس فینیکس افسانه‌ای بگیرید تا پسر تازه کارش یعنی جیمز و شخصیت‌های فرعی دیگری مانند دل و بیرد و کول و دام فقید! همه‌ی کرکترهای نامبرده شده برای مطرح شدن، نیاز به یک خط داستانی خوب و متناسب دارند. روایتی که به شما انگیزه دهد و سبب شود که کمپین بازی را با اشتیاق بیشتری به اتمام برسانید.اولین مشکل گیرز ۴ چه بود؟ تغییر پروتاگونیست؟ خیر. اولین مشکل گیرز ۴ تعویض شخصیت اصلی نمادین فرنچایز با یک شلغم بود. جیمز توانایی رهبری نداشت. او مانند مارکوس نمی‌توانست تصمیم بگیرد و با بستر خشن و بی رحم گیرز آو وار سنخیت نداشت. خب کوالیشن کاملا متوجه چنین موضوعی شده و تصمیم گرفته که یکی دیگر از اعضای تیم دلتا را به عنوان پروتاگونیست برگزیند. اما آیا کیت توانسته از پس این وظیفه‌ی خطیر برآید؟

Gears 5

کیت بهتر از نسخه‌ی پیشین ظاهر شده. پرداخت او به صورت دقیق‌تری صورت گرفته و پتانسیل کافی برای تبدیل شدن به یک پروتاگونیست قابل قبول برای مجموعه را دارد.

کیت کلید این داستان است و این موضوع، جلوه‌ی ویژه‌ای به شخصیت او می‌دهد. در طی این روایت با رنج‌ها و پیشینه‌ی او آشنا می‌شویم. تعلیق‌های متعددی را حس می‌کنیم و در نهایت شاهد تزریق شدن ویژگی مهمی به نام کاریزما، در رگ‌های کیت هستیم.

راستش برای من سخت بود که کنترل شخصیتی به جز مارکوس فینیکس را در مجموعه‌ی گیرز آو وار بدست بگیرم. اما با پیشروی در Gears 5 ، کم کم عقیده‌ام تغییر کرد. کیت نسخه‌ی پیشین با این کیت زمین تا آسمان تفاوت دارد. این دختر هرچه که یک پروتاگونیست در مجموعه‌ی گیرز آو وار را لازم داشته، با خود حمل می‌کند (مارکوس نیست اما مابقی شرایط را داراست!!!) بستر داستانی درست حول محور معرفی بهتر و موشکافی لایه‌های مختلف شخصیتی کیت پیش خواهد رفت. او ویژه است. به صورت ژنتیکی از قدرت‌‌های خاصی (که قصد ندارم اسپویل کنم) بهره می‌برد. داستان Gears 5 شخصی‌تر از هر زمان دیگری روایت شده. مشکلات شخصی کیت با مشکلات پس زمینه گره می‌خورند و اینجاست که داستان اوج می‌گیرد. پرداخت روایت با حفره‌های ریز شخصیت‌های فرعی همراه است که بر آن واقفیم، ولی به صورت کلی قادر به جلب رضایت مخاطبان همیشگی فرنچایز را می‌باشد. کیت کلید این داستان است و این موضوع، جلوه‌ی ویژه‌ای به شخصیت او می‌دهد. در طی این روایت با رنج‌ها و پیشینه‌ی او آشنا می‌شویم. تعلیق‌های متعددی را حس می‌کنیم و در نهایت شاهد تزریق شدن ویژگی مهمی به نام کاریزما، در رگ‌های کیت هستیم. هرچقدر که مارکوس کاریزماتیک بود، پسرش، جیمز، خالی از این ویژگی شخصیتی طراحی شد. توانایی رهبری کردن برای پروتاگونیست چنین عنوانی یک قابلیت ضروری به شمار می‌رود. از این رو می‌توان گفت که کیت، هم اکنون آماده‌ی ایفای نقش در یک تریلوجی جدید و تازه است. شخصیتی که به صورت پلکانی پرداخت می‌شود و آرام آرام خود را برای مخاطبش جای می‌اندازد. از دیالوگ‌های طنز او بگیرید تا اشک‌ها و سختی‌های متحمل شده و دستور دادن هایش. حتی نافرمانی‌های کیت در پرداخت و جا افتادگی او اثر می‌گذارد. کسی که از سرپیچی از قانون و بی احترامی به مقام بالاتر خود هیچ هراسی ندارد. همان طور که اشاره کردم، این موارد با پس زمینه‌ی داستانی گره می‌خورند و در ادامه با خط داستانی کمپین و اهداف مختلف شخصیت‌های قصه تلفیق می‌شوند در نهایت کیت را به عنوان یک پروتاگونیست لایق برای مجموعه‌ی گیرز آو وار معرفی می‌نمایند.

Gears 5

در این نسخه وقفه‌های بسیاری میان سکانس‌های اکشن رخ می‌دهد. این وقفه‌ها مملو از دیالوگ‌ها و موارد جمع کردنی و روایت‌های جانبی هستند.

شاید خنده دار باشد ولی جک خیلی شخصیت عجیب و در عین حال دوست داشتنی به شمار می‌آید. در صورت نویسندگی خوب و پردازش متناسب کرکترهای بازی، حتی یک ربات هم می‌تواند دوست داشتنی باشد. بدون هیچ دیالوگی!! داستان پستی و بلندی‌های فراوانی دارد. مخصوصا هنگامی که به انتها نزدیک می‌شوید. درست همانند تریلوجی اول، صحنه‌های غم انگیز فراوانی انتظارتان را می‌کشند. فکر می‌کنم طرفداران فرنچایز با این مقوله آشنایی کامل داشته باشند. مرگ دام در نسخه‌ی سوم، اشک بسیاری از مخاطبان را درآورد و وی را به عنوان یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های گیرز آو وار، معرفی نمود. نویسندگان تمام تلاششان را کرده اند که اندوه بازی را به مخاطب القا کنند. حال این که گریه کنید و یا خیر، کاملاً به شما و روحیه و اتخابتان بستگی دارد…

Gears 5

خواهشا از خواندن فایل‌ها صرف نظر نکنید! بسیاری از موضوعات در این فایل‌ها اشاره می‌شوند و برخی از آن‌ها پیش زمینه‌ای برای درک اتفاقات رخ داده ارائه می‌دهند.

هرچه بیشتر به پایان بازی نزدیک می‌شوید، برخی از شخصیت‌ها به صورت عجیبی دچار تغییر می‌شوند. از طرفی جی دی به صورت نامعلومی بهتر و بهتر می‌شود (کلا هنگامی که کنترل این شخصیت را واگذار می‌کنید، دستخوش تحولات شخصیتی خواهد شد). مثل همیشه تاکید می‌کنم که از یافت کردن آیتم‌ها و دست نوشته‌های مختلف در طول بازی و مطالعه‌ی آن‌ها غافل نشوید. این آیتم‌ها وقایع بسیاری را برای شما تعریف می‌کنند. همچنین پیش زمینه‌ای برای اتفاقات آینده ایجاد خواهند کرد. داستان Gears 5 در نوع خودش بسیار دوست داشتنی است و می‌تواند مخاطب را تا انتها همراه خود بکشد. و اما این آغاز یک ماجراجویی جدید بود….

اعتراض ۱

یعنی چه که پایان بازی “پایان” نبود؟ آیا توقع دارید که دشمنی که به صورت تدریجی پرداخت می‌شود و خود را در یک قسمت به عنوان موجودی نامیرا معرفی می‌کند و ….. را با یک سکانس از بین ببرید؟؟ می‌توانم ده ها عنوان مشابه را نام ببرم که پایانشان بدین ترتیب رقم خورد اما هیچکس اعتراض نکرد. نویسندگان سعی دارند که دشمنی درخور و قدرتمند و ترسناک را به وجود آورند که برای شکستش با مشقت‌های متعددی دست به یقه شوید، حال انتظار دارید که در همین نسخه و با یک کمپین پانزده ساعته و چند خشاب تیر و … موفق به کشتنش شوید؟ منطقی نیست.

SAW IS THE LAW

Gears 5

خشونت همواره یکی از ارکان گیرز آو وار بوده. البته کاهش جزئیات انیمیشن‌ها صدای بسیاری از مخاطبان را درآورده

جنجال بسیاری در خصوص کمپین Gears 5 به وجود آمد. کلاً مخاطبان به سه دسته‌ی اصلی تقسیم شده اند:

  1. کسانی که کمپین گیرز ۵ را به عنوان برترین کمپین تاریخ فرنچایز می‌دانند.
  2. کسانی که معتقدند تغییرات به وجود آمده سبب شده که بازی از ریشه‌های خود فاصله بگیرد
  3. کسانی که اعتقاد دارند تغییرات به وجود آمده کافی نبود.

Gears 5 آغازی بزرگ برای یک داستان جدید است. عنوانی که سعی کرده با حفظ سبک و سیاق همیشگی، تغییرات عمده‌ای در روند ایجاد کند.

همان‌طور که در ابتدای متن اشاره کردم، Gears 5 از جهات مختلفی زیر فشار بود. این مجموعه مکانیک‌های بسیاری را به صنعت بازی‌های کامپیوتری هدیه داد و همواره انقلابی حرکت می‌کرد، همین موضوع انتظارات را از بازی بالا برد.  هنگامی که کمپین گیرز 5 به پایان رسید، همان حسی را داشتم که در سالیان پیش با به اتمام رساندن کمپین گیرز آو وار 1 بدست آوردم. می‌دانستم که قرار است بازی ادامه پیدا کند. Gears 5 آغازی بزرگ برای یک داستان جدید است. عنوانی که سعی کرده با حفظ سبک و سیاق همیشگی، تغییرات عمده‌ای در روند ایجاد کند. این تصمیم زمانی شایسته به شمار خواهد آمد که به درستی پیاده سازی شود. دلیلی وجود ندارد که همه‌ی عناوین، مانند خدای جنگ سال ۲۰۱۸ از اول بکوبند و بسازند. اصلا این روز‌های مشخص نیست که یک بازی برای کسب موفقیت باید چگونه پیش رود!

Gears 5

در ادامه‌ی مطلب قصد داریم که مسئله‌ی مهمی به نام شخصیت اسلحه‌ها را در گیرز ۵ بررسی کنیم.

اعتراض ۲

هنگامی که به مطالعه‌ی نقد و بررسی منتقدان مطرح سر تاسر دنیا می‌پرداختم، با یک تناقض عجیب برخوردم. دقیقاً از بازی چه می‌خواهید؟ اگر تغییر کند که انگ دور شدن از ریشه‌ها را به آن می‌چسبانید. اگر هم به ریشه‌ها بچسبد، احساس می‌کنید که بازی به تغییرات بنیادی نیاز دارد. خب چرا برخی از این تغییرات بنیادی را پیشنهاد نمی‌دهید که ما افراد بی اطلاع نیز آگاه شویم!! نان به نرخ روز خوردن مزه می‌دهد؟ چون Gears 5 جو سازی نکرد و با روش‌‌های غیر انسانی !! مخاطبان را گول نزد و فقط عمل کرد، دندانتان تیز شده و قلم منتقدانه برمی‌دارید؟ متاسفانه مقوله‌ی نقد و بررسی بازی‌های کامپیوتری مسیر اصلی خود را گم کرده و به شدت تحت تاثیر رسانه قرار گرفته. آن قدر این مقوله تجاری شده که ناشران کم کم بازی‌هایشان را برای استریمرها می‌فرستند تا منتقدان! گیرز ۵ بدون مشکل نیست. اما از سمت بسیاری از پایگاه‌های تحلیلی مورد ظلم و ستم واقع شد. و در آخر هم بگویم مبحث تجاری شدن مقوله‌ی نقد و بررسی، صحبت من و عقیده‌ی شخصی نمی‌باشد. این معضلیست که خود کاربران به آن پی برده اند و در اکثر فروم‌های مطرح جهانی از آن گله می‌کنند. خدا می‌داند که چه بازی‌های خوش ساختی تنها به خاطره تعدادی باگ و عدم وجود جلوه‌های بصری خیره کننده و یک ناشر پولدار و…. خورد و خاکشیر شدند.

Gears 5

حتی تصور این که یک روز بتوان در گیرز آو وار مخفی کاری کرد کمی سخت بود. به هر حال این بخش به صورت تخصصی توسعه نیافته. مخاطب را هم اذیت نمی‌کند.

Gears 5 نسبت به نسخه‌ی پیشین خود متفاوت‌تر است اما هنوز هم حال و هوای قدیم را دارد.همان‌طور که اشاره کردم، تغییرات در بستر اصلی گیرز آو وار اعمال شده اند.

بگذارید اینگونه توضیح دهم: Gears 5 نسبت به نسخه‌ی پیشین خود متفاوت‌تر است اما هنوز هم حال و هوای قدیم را دارد. اضافه شدن المان‌های نقش آفرینی (به صورت خیلی جزئی) و آزادی عمل مخاطب در برخی از سکانس‌های مبارزه و دو اکت میانی و تمرکز بیشتر بر روی روایت داستانی شخصی، عوامل عمده‌ای بودند که تغییرات را به وجود آورده اند. اولین تغییر (هرچند کوچک) به جک باز می‌گردد. ربات همه‌ کاره‌ی دوست داشتنی که به میزان زیادی شما را در پشت سر گذاشتن مشکلات همیاری می‌کند. آپگرید کردن جک به صورت مستقیم بر روی نحوه‌ی بازی کردن شما تاثیر خواهد گذاشت. قابلیت‌های این ربات به دوسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند: حمله و دفاع. مخاطب قادر به استفاده‌ی همزمان از دو دسته خواهد بود. حال نحوه‌ی بازی کردنتان از جهات مختلفی تحت تاثیر قرار گرفته. اول اینکه آپگرید جک به صورت محدود طراحی شده. یعنی با یک بار به اتمام رساندن کمپین Gears 5 نمی‌توانید تمام قابلیت‌های او را به صورت کامل آپگرید کنید. پس مجبورید که نسبت به روش بازی کردنتان قابلیت‌هایی را برگزینید و نهایت استفاده را ببرید. دوم اینکه برخی از سکانس‌های اکشن، روش‌های متعددی برای مبارزه را به شما پیشنهاد می‌دهند.

بازی کردن در کالبد جک بسیار بسیار لذت بخش است. چه به صورت کوآپ در بخش کمپین و چه در مود Horde. دو موضوع در طراحی سکانس‌های اکشن عنوان شوتری مانند گیرز آو وار، از اهمیت بالایی برخوردار است.

  1. ایجاد سکانس‌های نفس گیر
  2. ایجاد تنوع برای رفع خستگی بازی کننده

بهتر است در ابتدا به مورد دوم بپردازیم. به وضوح مشخص است که توسعه دهنده برای ایجاد تنوع دست به هر کاری زده. تلاششان هم واقعاً قابل تقدیر است. سکانس‌های اکشن Gears 5 از سناریوهای متعددی برخوردار می‌باشد. فقط لازم نیست که کاور بگیرید و دشمنان را به گلوله ببندید. گاهی اوقات باید از استراتژی لوکیشن و محل جای گیری دشمنان استفاده کنید و در برخی موارد دیگر، سوار روباتی غول پیکر شوید و بدون هیچ ترسی دشمنان را قتل عام کنید. درست همانند تریلوجی اصلی، کوالیشن در صدد بوده که جریان بازی را در اوج نگاه دارد. تقریباً می‌توان گفت که هشتاد درصد از سکانس‌های اکشن، منحصر به فرد و متفاوت طراحی شده اند. این امر به خودی خود می‌تواند سطح گیم پلی را در جایگاه والایی قرار دهد. تنها یک مسئله وجود دارد و شاید آن بزرگ‌ترین ایراد کمپین Gears 5 تلقی شود. استفاده از سناریو‌های تکراری. اما یعنی چه؟؟

Gears 5

BOOM!! هدشات کردن در گیرز آو وار همواره لذت بخش بوده و هست و خواهد بود. انمیشن انفجار صورت دشمن و صدای آن، احساس بسیار خوبی به بازی کننده خواهد داد.

بگذارید با مثالی شما را با معضل اصلی Gears 5 آشنا کنم. باس فایت اول بازی بسیار هیجان انگیز بود مگر نه؟ اما تکامل یافته‌ی ایده‌ی مبارزه با Berserker در قسمت اول گیرز آو وار می‌باشد. یعنی عیناً همان دشمن و همان روش تنها با مخلفات بیشتر. دشمنی که بینایی ندارد و در صورت تشخیص لوکیشن شما (با کمک شنوایی قوی) به سمتتان یورش خواهد آورد. من با جذاب بودن سکانس مخالف نیستم. تنها با استفاده از ایده‌های تکراری در بازی مخالفم. یا مثالی دیگر: در بسیاری از مواقع (مخصوصاً اکت سوم) ملزم به زنده ماندن در مقابل موج دشمنان و انتظار برای باز شدن درب توسط جک هستید. سناریویی بسیار مشابه با سناریوی دفاع از قلعه (با مقداری تفاوت جزئی). خب تکرار این مقوله کم کاری سازنده را نشان می‌دهد. Gears 5 ملزم به خالی بودن از ایرادات گیم پلی است. اگر به خاطر داشته باشید، این شرایط بر گیرز آو وار ۴ نیز حاکم بود. اگر قرار است دفاع از قلعه را طراحی کنید، بهتر است تنها یک بار و یا حداکثر دو بار (با فاصله زمانی زیاد و روش‌های مختلف) دست به طراحی چنین مقوله‌ای بزنید. به هر حال این بزرگ‌ترین ایراد کمپین گیرز ۵ بود. تکرار مکررات در برخی از مواقع.

Gears 5

ای کاش کوالیشن موجودات ترسناک و عظیم الجثه‌ی بیشتری طراحی می‌کرد.

همان طور که اشاره کردم، Gears 5  با تغییرات متعددی رو به رو شده. با تجربه‌ی دو اکت میانی کاملاً متوجه تغییرات می‌شوید. در این دو اکت، محیط به صورت آزاد در دسترس مخاطب قرار می‌گیرد. به راحتی می‌توانید در لوکیشن به گشت و گذار بپردازید. اما راستش را بخواهید، جز چند ماموریت فرعی، انگیزه‌ی خاصی برای گشت و گذار در محیط یافت نمی‌کنید. جا به جایی در نقشه‌های این عنوان توسط وسیله‌‌ی نقلیه‌ای به نام اسکیف صورت می‌گیرد. سواری کردن بر روی آن واقعاً لذت بخش و مکانیک کنترل اسکیف بسیار نرم طراحی شده. همچنین این وسیله از سرعت بسیار مطلوبی برخوردار است.  خلاصه که حسابی از سواری با آن لذت خواهید برد. این برای اولین بار است که گیرز آو وار از روند خطی خود خارج می‌شود و محیطی باز را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد. حال می‌توانید به انجام ماموریت‌های فرعی بپردازید و برای جک آپگرید‌های مخصوصی بدست آورید و یا از سکانس‌های اکشنِ بیشتری لذت ببرید. در حقیقت این ایده بسیار خوب با بستر بازی همگام شده اما احساس می‌کنم که جای پیشرفت فراوانی دارد و مطمئناً در نسخه‌ی بعدی شاهد این پیشرفت خواهیم بود.

Gears 5

استفاده از اسکیف برای جا به جایی در لوکیشن‌ها به شدت لذت بخش است.

اعتراض ۳

وقفه‌ی بین سکانس‌های اکشن آسیبی به میزان هیجان بازی  و روند گیم پلی Gears 5 نمی‌زند. باید به داستان اجازه‌ی روایت شدن داد. محیط‌ها و لوکیشن‌های این عنوان به شدت چشم نواز و زیبا و متفاوت هستند. وقتی این لوکیشن‌ها با پس زمینه‌ی داستانی و موسیقی بی نقص و فوق العاده‌ مخلوط می‌شوند، تنها دوست دارید که به آرامی قدم بزنید و در خصوص اتفاقات پیش رویتان فکر کنید. و یا به جستجو در محیط بپردازید و سرنخ‌های داستانی متفاوت و فایل‌های مربوط به آن را یافت نمایید. در حقیقت این وقفه زمانی برای آگاه کردن مخاطب از شرایط فعلی‌اش است. چرا فقط باید به چشم راه رفتن به آن نگاه کنیم؟ حکایت آن فردی شده که تمام میان پرده‌های بازی را رد می‌کند و در نهایت از داستان بازی گله مند است!!! اگر تمایل دارید که به صورت بی وقفه وارد اکشن شوید، می‌توانید به تجربه‌ی عناوین مختلف در سبک‌های متفاوت مانند بتل رویال بپردازید و یا حتی یک راست به سمت بخش هیجان انگیز مولتی پلیر بازی حرکت کنید. محیط یکی از بهترین روش‌ها برای روایت داستان است. این که از Gears 5 انتظار اکشن – میان پرده – اکشن  داشته باشیم، انتظاری بیهوده تلقی می‌شود.

یکی از مهم‌ترین المان‌ها در هر شوترِ تخصصی، ایجاد شخصیت برای هر سلاح است. این امر به معنای استفاده‌ی منحصر به فرد هر سلاح در هر شرایطی (با توجه به استراتژی لوکیشن و قرار گیری دشمنان در آن) می‌باشد.

Gears 5 در مقوله‌ی معرفی اسلحه‌های جدید نیز خوب عمل کرده. یکی از مهم‌ترین المان‌ها در هر شوترِ تخصصی، ایجاد شخصیت برای هر سلاح است. این امر به معنای استفاده‌ی منحصر به فرد هر سلاح در هر شرایطی (با توجه به استراتژی لوکیشن و قرار گیری دشمنان در آن) می‌باشد. همان‌طور که کوالیشن پیش از عرضه‌ی رسمی بازی اعلام نمود، شروع بسیاری از سکانس‌های اکشن بر عهده‌ی مخاطب است. یعنی مختار هستید که از روش‌های متعددی برای شروع استفاده کنید. حال می‌خواهید از دیده‌ مخفی شوید و بدون ایجاد سر و صدا، چند تن از دشمنان را نابود سازید و سپس از وسط میدان به آن‌ها حمله کنید و یا خود را به لوکیشنی مناسب برای استفاده از اسنایپ رسانید و پس از تعدادی هدشات، با سلاح‌های نزدیک زن به خط مقدم قدم گذارید. مبارزات پویاتر شده. در برخی سکانس‌ها، نمی‌توانید پشت سنگر باقی بمانید و آهسته آهسته دشمنان را نابود سازید. نحوه‌ی چینش دشمنان و قابلیت‌های متفاوتشان شما را ملزم به بیرون آمدن از سنگر و حرکت در میدان و استفاده از اسلحه‌های متفاوت می‌کند. شخصیت اسلحه در این مواقع خود را بیش از هر زمان دیگری نشان خواهد داد.

Gears 5

برخی از محیط‌ها استراتژی مخصوصی برای کشتن دشمنان در اختیار مخاطب قرار می‌دهند. به صورت کلی ساخت سناریو‌های متعدد برای سکانس‌های اکشن در سطح خوبی قرار دارد. هرچند که کوالیشن در برخی از موارد از ایده‌های تکراری استفاده کرده

هنگامی که صحنه‌های احساسی و حساس بازی با موسیقی بی نظیر و دوست داشتنی کامپرسور خلاق یعنی آقای رامین جوادی تلفیق می‌شود، به معجزه اعتقاد پیدا می کنید.

جلوه‌ی بصری Gears 5 واقعاً دوست داشتنی طراحی شده. یعنی بازی آن قدر زیباست که شاید توصیف آن در متن کار غیر ممکنی به شمار آید. لوکیشن‌ها از تنوع بالایی برخوردارند و با قلم بسیار هنرمندانه‌ای رنگ آمیزی شده اند. گاهی در یک محیط یخی به پیشروی می‌پردازیم و گاهی هم در بیابان‌هایی با شن زار قرمز. موضوع مهم دیگر، بهینه سازی واقعاً خوب بازی برای کامپیوترهای شخصی و اکس باکس وان است. متاسفانه در هنگام انتشار، ‌بازی از کرش‌های متعددی رنج می‌برد. همچنین مشکلات فنی دیگری مانند قطع شدن سرویس اکس باکس لایو و …. توانستند ناراحتی‌های بسیاری برای مخاطبان به وجود آورند. به هر حال Gears 5  یکی از برترین پورت‌های عناوین نسل هشتمی برای کامپیوترهای شخصی به شمار می‌آید. از بحث جلوه‌های بصری که بگذریم، به موضوع شیرین موسیقی متن می‌رسیم. هنگامی که صحنه‌های احساسی و حساس بازی با موسیقی بی نظیر و دوست داشتنی کامپرسور خلاق یعنی آقای رامین جوادی ( ramin djawadi ) تلفیق می‌شود، به معجزه اعتقاد پیدا می کنید. بدون شک موسیقی متن یکی از مهم‌ترین ارکان در افزایش تاثیر پذیری است. فکر می‌کنم امروزه همه با رامین جوادی آشنا باشند و بدانند که ارزش کاری این کامپرسور با استعداد، به چه میزان بالاست. متاسفانه هنوز باگ‌های ریز و درشتی در بازی دیده می‌شود. گاهی اوقات این باگ‌ها مانع از پیشروی در مسیر می‌شوند و ملزم به شروع دوباره از چک پوینت هستید. همچنین ایرادات بسیار کوچکی در امر صداگذاری دیده شده. به هر حال این ایرادات جدی نیستند و به زودی طی آپدیت‌هایی رفع خواهند شد.

Gears 5

برخی از قابلیت‌های جک در لوکیشن‌های مخصوصی مخفی شده اند. برای پیدا کردن آن‌ها ملزم به جستجوی محیط و گاهاً انجام ماموریت‌های فرعی هستید.

و اما در انتها بد نیست نگاهی بر مود‌های آنلاین Gears 5 داشته باشیم. مثل همیشه مود Horde  از جذابیت فوق العاده‌ای برخوردار است. حال می‌توانید با جک بازی کنید. لازم به ذکر استکه  بازی کردن با او فوق العاده لذت بخش است. جک سرعت بسیار بالایی دارد و می‌تواند به راحتی در نقشه جا به جا شود. بدین ترتیب اسلحه‌های ناکارآمد را از نقشه جمع آوری می‌کند و به راحتی آن‌ها را Salvage می‌نماید. هر شخصیت ویژگی‌های منحصر به فرد خود را دارد و به هیچ وجه نمی‌توان گفت که یکی از آن‌ها ناکارآمد طراحی شده. بازی کردن با هرکدام از شخصیت‌ها لذت بخش خواهد بود و تجربه‌ی جدید را به شما اعطا می‌کند. همانند همیشه، کار تیمی در موج‌ها و همچنین درجه‌های سختی بالاتر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به نظر من هورد لذت بخش‌ترین مود آنلاین گیرز آو وار بوده و هست!

Gears 5

و اما کوالیشن مانور بسیاری بر روی مود جدید اسکیپ (Escape) داد. به هر حال تجربه‌ی این مود خالی از لطف نیست اما به شرطی که هرچه سریع‌تر نقشه‌هایی جدید برای آن عرضه شود. جریان از این قرار است که شما از عمد خود را طعمه‌ی یک اسنچر می‌کنید و سپس در لانه‌ی دشمنان بمبی کار می‌گذارید. این بمب پس از یک دقیقه منجر خواهد شد و گازی شیمیایی در فضا پخش خواهد کرد. این گاز به صورت تدریجی در نقشه‌ی پیچ در پیچ پخش می‌شود و همان‌طور که حدس زدید، می‌تواند شما را به قتل برساند. اگر اهل بازی‌های مولتی پلیر باشید، متوجه شباهت اسکیپ با ریفت‌های دیابلو و یا آندرگراند دیویژن خواهید شد. در ابتدا تنها یک سلاح دستی در اختیار دارید. دشمن‌ها بر اساس دیفیکالتی انتخاب شده از کم و آسان شروع می‌شوند و با پیشروی بیشتر، سخت‌تر و زیادتر خواهند شد. بعد از مقداری پیشروی به چک پوینت خواهید رسید و در صورت مردن در مرحله، از آن جا ادامه خواهید داد. در نهایت هم یک هلیکوپتر شما را از مخمصه نجات می‌دهد. در وهله‌ی آخر هم به مود Versus  می‌رسیم که معروف حضور همه‌ی شما هست و برای موفق شدن در آن نیاز به مهات در استفاده از شاتگان و یادگیری تکنیک‌های حرکتی دارید. به هر حال مهم‌ترین ایراد بخش مولتی پلیر بازی، تعداد کم نقشه‌های آن است.

آغازی دوباره

Gears 5

پایان Gears 5 مژده‌ی نسخه‌ی بعدی را می‌دهد. درست همانند پایان گیرز 1، داستان هنوز ادامه دارد. از این رو می‌توان حس زد که سه گانه‌ای با محوریت کیت در دستور کار قرار دارد. این شروع قصه بود. کیت پیشینه‌ی جالبی دارد و در نسخه‌ی پنجم توانست خود را به عنوان پروتاگونیستی لایق برای فرنچایز گیرز آو وار معرفی کند. احساس می‌کنم که قرار است با داستانی مهیج‌تر و گسترده‌تر مواجه شویم. و اما چه بلایی سر این دختر می‌آید؟ سرنوشت او چگونه رقم می‌خورد؟ چه کسانی تا انتها با او می‌مانند؟ این تمام سوالاتیست که برای مخاطبان پیش آمده. کوالیشن ایده‌های جذابی را در گیرز ۵ پیاده سازی کرده. من به عنوان یکی از طرفداران سه گانه‌ی اصلی، دوباره به فرنچایز امیدوار شدم. حال زمان آن رسیده که این ایده‌ها را گسترش دهد. تمام  ایراد‌های وارد شده باید رفع شوند تا بازی با هر نسخه،‌ بیش از پیش بدرخشد.

جمع بندی
پس از دو نسخه‌ی نا امید کننده، Gears 5 بازگشت اقتدار به این فرنچایزِ تاثیر گذار و محبوب تلقی می‌شود. کوالیشن به طرفداران سه گانه‌ی اصلی ثابت کرد که شایستگی ساخت گیرز آو وار را دارد. پرداخت شخصیت کیت، اعمال تغییرات مختلف در پیکره‌ی گیم پلی (متناسب با بستر بازی) ، موسیقی متن تاثیر گذار و روایت جالب و ... همه و همه سبب می‌شوند تا گیرز ۵ به یک عنوان دوست داشتنی تبدیل شود. به هر حال منتظر گسترش تغییرات اعمال شده و اضافه شدن سوژه‌های جدید در نسخه‌ی بعدی خواهیم ماند.
نقاط قوت
  • اعمال تغییرات مختلف با حفظ بستر اصلی
  • سکانس‌های اکشن متنوع و دوست داشتنی
  • پرداخت خوب شخصیت کیت دیاز
  • موسیقی متن بی نظیر
  • روایت داستانی جالب
نقاط ضعف
  • استفاده از سناریوهای تکراری که در عناوین گذشته دیده بودیم
  • کمبود تعداد مپ‌های بخش چند نفره
9.3
شگفت انگیز

رای بدهید!

9 0

۱ دیدگاه

  1. نقد خوبی بود. خوبه که تو دوره زمونه‌ ی بتل رویالا و فن بویای بی‌ کله هنوزم یکی پیدا میشه حرف حقو بزنه. با اینکه اولین نسخه‌ ای بود که بازی کردم خیلی کیف کردم و دلم میخواد یه جوری نسخه های قبلی رو هم تجربه کنم. اگر بتونم از پای ۵ پاشم البته لول

    2+
    پاسخ

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز مشخص شده اند *

شما می توانید از این ها استفاده کنید HTMLبرچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>