دنبال کردن افزودن به علاقه مندی
67
PC
(Metacritic)
70
PS4
(Metacritic)
خانه » نقد و بررسی بازی Below | شکنجه‌ای در اعماق زمین

نقد و بررسی بازی Below | شکنجه‌ای در اعماق زمین

نام بازی :  Below

ناشر: Capybara Games

سازنده: Capybara Games

پلتفرم: کامپیوتر و ایکس باکس وان

سبک: اکشن-ماجراجویی

تاریخ انتشار : ۱۴ دسامبر (۲۳ آذر)

Below عنوانی روگ لایک است که مدت زمان زیادی توسط استودیوی مستقل Capybara Games در دست توسعه بود. این استودیو در گذشته عناوینی چون Superborther: Sword & Sorcery EP و Super Time Force را ساخته است. Below عنوانی بسیار متفاوت با ساخته‌های قبلی این استودیو است. در ادامه‌ی نقد و بررسی با سایت نوین اسپات همراه باشید.

اول از همه بگوییم که Below جزو بی رحم‌ترین بازی‌هایی است که تا به حال ساخته شده‌اند. چالش به خودی خود هیچ مشکلی ندارد. در سال‌های اخیر شاهد ازدیاد بازی‌هایی بوده‌ایم که خالی از هر گونه چالش بوده‌اند. این گونه بازی‌ها باعث شده‌اند نسلی از بازیکنان که از چالش فراری هستند شکل بگیرد. شاید توسعه دهنده تصور کند اگر بازی چالش بر انگیزی بسازد مخاطب به سراغ آن نخواهد رفت. با این طرز تفکر می‌توان گفت که مثل قدیم شاهد بازی‌های چالش بر انگیزی که محدودیت‌های یک بازیکن را مشخص کند و او را محک بزند نیستیم. این موضوع بسیار ناامید کننده است چرا که به جای این که سازنده‌ی بازی سلیقه‌ی مخاطب را تغییر دهد، شاهد این هستیم که سلیقه‌ی مخاطب بر روی کار سازنده تأثیر می‌گذارد و با این روند مشخص نیست چه آینده‌ای در انتظارمان باشد. البته خوشبختانه همیشه کسانی وجود دارند که به سلیقه‌ی عمومی هیچ اهمیتی نداده و سعی می‌کنند کاری که فکر می‌کنند درست است را انجام دهند. آن‌ها از اینکه بازیشان محبوبیت و شهرت عمومی پیدا نکند یا این که مورد پسند همگان واقع نشود ترسی ندارند.

اکثراً چنین بازی‌هایی به مذاق برخی افراد خاص بسیار خوش می‌آید و آن‌ها عاشق و شیفته‌ی این گونه آثار می‌شوند. اما به ندرت شاهد این هستیم که یک بازی‌ای که بر اساس خواست سازنده ساخته شده است و در آن به چیزی که مخاطب به دنبالش است و “تصور می‌کند” برایش مفید است، توجهی نشده است، بتواند محبوبیت و شهرتی عمومی پیدا کند. البته در پاره‌ای از موارد چنین بازی‌هایی حتی توانسته‌اند سلیقه‌ی عمومی را تغییر دهند و منبع الهام بسیاری از سازندگان دیگر شوند. اکثراً این گونه آثار را بازی‌های مستقل تشکیل می‌دهند چرا که بازی‌های بزرگ نیاز به ناشر دارند و ناشر هم تنها به دنبال سود و پول بیشتر است. ناشر اهمیتی برای اینکه بازی بر اساس خواست توسعه دهنده ساخته شده است و می‌خواهد سلیقه‌ی عمومی را تغییر دهد یا خیر، قائل نیست. او تنها می‌خواهد بازی فروش بیشتری کند و حتی اگر بازی بر اساس سلیقه‌ی عمومی ساخته شده باشد برایش سود بیشتری به همراه دارد چون احتمال فروشش بالاتر است.

بازی‌هایی که در آن‌ها به خواست و سلیقه‌ی عموم مخاطبان توجه نشده است و بر اساس چیزی که سازنده تصور می‌کند درست است ساخته شده‌اند گاهی توانسته‌اند صنعت بازی‌های رایانه‌ای را متحول کنند. به عنوان مثال اگر From Software می‌خواست در بازی دیمنز سولز بر اساس خواست مخاطب عمل کند و سختی‌ای که اکثر مخاطبان از آن فراری هستند را در بازی قرار ندهد، آیا باز هم می‌توانست این شاهکار را خلق کند؟ یا اگر کوجیما می‌خواست بر اساس سلیقه‌ی عمومی کار کند باز هم میتوانست شاهکاری مانند MGS2 خلق کند؟ آلفرد هیچکاک می‌گوید که همیشه مخاطبتان را تا جایی که ممکن است عذاب دهید. در این جمله عبارتی که از همه مهم‌تر است “تا جایی که ممکن است” می‌باشد. در واقع نباید سازنده آن قدر به خواست مخاطب بی توجهی کند و یا او را عذاب دهد که مخاطب بازی یا فیلم یا هر رسانه‌ی دیگری را ترک کند و اصلاً با آن ارتباط بر قرار نکند. سازنده باید صبور باشد و تعادلی میان آن چه مخاطب به دنبالش است و آن چه خود سازنده به دنبالش است بر قرار کند تا بتواند سلیقه‌ی عمومی را تغییر دهد و اثری خلق کند که نامش در تاریخ ماندگار شود. متأسفانه در Below شاهد این موضوع نیستیم. تصور می‌کنم سازنده زیاده روی کرده است و نتوانسته است به قدری ماهرانه عمل کند که مخاطب در عین عذاب کشیدن از اثر لذت ببرد. سختی Below در برخی موارد غیر منطقی و غیر قابل درک است و مخاطب را خسته می‌کند و انگیزه‌ی او را از بین می‌برد. البته نمی‌توان از این گفته این‌گونه برداشت کرد که Below ارزش تجربه کردن را ندارد.

گیم پلی و داستان بازی Below

این سؤال که ماهیت Below چیست در هنگام بازی هیچ گاه از ذهنتان بیرون نمی‌شود و همیشه یک احساس راز آلود و مرموز همراهتان است. در بازی هیچ گونه دستورالعملی به شما داده نمی‌شود مگر گاهی اوقات که یک دکمه را باید فشار دهید. ساعات اولیه‌ی بازی صرف سر در آوردن از نحوه‌ی کار کردن بازی خواهد شد. مأموریت شما بسیار ساده است و در عنوان بازی (Below به معنی پایین) به شما اعلام شده است. شما در یک جزیره هستید و باید تا جایی که می‌توانید به اعماق زمین بروید و از سطح فاصله بگیرید. اینکه چگونه باید این کار را انجام دهید به آرامی برایتان آشکار خواهد شد اما فهمیدن علت این تلاش‌ها و کارهایی که انجام می‌دهید به زمان بیشتری نیاز دارد.

Below با یک کاتسین بلند و آهسته شروع می‌شود. در این کاتسین یک قایق به جزیره می‌رسد و هیچ توضیح اضافه‌ای به شما داده نمی‌شود. این شروع مناسبی برای بازی‌ای است که باید با سرعت آهسته و مشخصی در آن پیشروی کرد. از ابتدای بازی هیچ‌گونه دستورالعمل و راهنمایی در اختیار شما قرار نمی‌گیرد. زیاد طول نمی‌کشد که فانوسی که در  جزیره قرار دارد را پیدا کنید و سفرتان به اولین درب را آغاز کنید. از اینجا به بعد تنها کار شما می‌شود جست و جو در هر طبقه از اعماق این جزیره. با پیدا کردن کلیدها می‌توانید درب‌هایی را باز کنید که شما را بیشتر به اعماق زمین می‌برند. در این مسیر باید منابع و میزان سلامتی خود را نیز مدیریت کنید تا بتوانید از پس سختی‌ها و مشقات پیش رویتان بر بیایید. در این بازی همچنین با مرگ اُخت خواهید شد. به احتمال بالا تعداد دفعاتی که در Below می‌میرید زیاد خواهد بود. به طور کلی این بازی سخت و طاقت فرسا است. این بازی بسیار بی رحم است و از مجازات مخاطب هیچ ترسی ندارد. فهمیدن مکانیک‌های بازی کار سختی نیست و زمان زیادی به شما داده می‌شود که با آن‌ها بازی کنید و از چم و خمشان سر در بیاورید. اما زمانی که کار را خراب کنید به بدترین نحو ممکن مجازات خواهید شد.

هر بار که در Below بمیرید یک قایق متفاوت به ساحل جزیره خواهد آمد و شما کنترل یک شخصیت یک بار مصرف دیگر را به دست خواهید گرفت تا بازی را از مرحله ی اول شروع کنید. دوربین بازی بسیار دور است و نمی‌توانید به وضوح شخصیت خود را مشاهده کنید. شخصیت‌ها نیز هر یک طراحی‌های بسیار ساده‌ای دارند. این موارد بدین معناست که توسعه دهنده دوست نداشته است مخاطب میان شخصیت‌هایی که کنترل می‌کند تفاوتی قائل شود. این شخصیت‌ها هیچ یک نام خاصی ندارند و به هیچ وجه منحصر به فرد نیستند. در بازی هم هیچ‌گاه مشخص نمی‌شود که آیا آن‌ها با هم ارتباطی دارند یا خیر و اگر به هم مرتبط هستند، ارتباط آن‌ها چگونه و از چه طریقی است. هر بار که با یک شخصیت جدید بازی را شروع می‌کنید یک شمشیر و تیر و کمان به شما داده خواهد شد که با استفاده از آن‌ها می‌توانید دشمنانی را که با آن‌ها رو به رو می‌شوید دفع کنید. یک بطری آب هم در اختیارتان است که با استفاده از آن می‌توانید درجه‌ی آب شخصیت خود را پر کنید. این‌ها وسایل اولیه‌ی شما هستند و پیدا کردن و جمع آوری منابعی که برای بقا به دردتان می‌خورد بر عهده‌ی خودتان است.

با پیدا کردن صندوق‌ها و جست و جو در بخش‌های مختلف محیط می‌توانید منابع لازم را جمع آوری کنید. همچنین با پیشروی در بازی سلاح‌ها و زره‌های بیشتری پیدا خواهید کرد. می‌توانید اشیائی که در بازی جمع می‌کنید را برای ساختن تبر و یا آیتم‌هایی با سطح بالاتر استفاده کنید. در بازی همچنین درجه‌هایی از قبیل غذا، آب و گرما وجود دارد که باید حواستان به آن‌ها نیز باشد. البته توجه به این درجه‌ها کار دشوار و اذیت کننده‌ای نیست و مادامی که شما آماده باشید، پر نگه داشتن این درجه‌ها کار سختی نمی‌باشد. در اوایل بازی منابع آب در همه جا پخش شده‌اند. تا زمانی هم که به مکانی مانند اعماق یخ‌ها نرفته‌اید لازم نیست نگران درجه‌ی گرما باشید. البته ضرورت توجه به این درجه‌ها به صورت تدریجی و آهسته نمایان می‌شود و در ابتدای بازی باری بر دوش بازیکن نیست. این موضوع نکته‌ی مثبتی است چرا که این بازی (حداقل در اوایل آن) با سرعت مناسب و بسیار آهسته پیش می‌رود، اما شدیداً بی رحم است.

در ابتدای بازی ممکن است Below کمی سخاوتمند باشد. البته این حرف با توجه به استانداردهای سبک روگ لایک صادق است. با پیشروی در بازی می‌توانید مسیرهای میانبر مختلفی را آزاد کنید که به شما اجازه می‌دهد با شروع دوباره‌ی بازی با شخصیت بعدی خود، مستقیماً به یک مرحله‌ی بالاتر در بازی پرش کنید. یعنی لازم نیست هر دفعه کل بازی را از ابتدا بروید. کمی بعد توانایی‌ای به شما داده می‌شود که می‌توانید با استفاده از آن یک کمپ بر پا کنید. با این کار یک چک پوینت یک بار مصرف به شما داده می‌شود. یعنی شخصیت بعدی شما می‌تواند در آن نقطه ظاهر شود. سیستم دیگری در بازی وجود دارد که با آن می‌توانید آیتم‌های خود را ذخیره کنید. وقتی که در کمپ استراحت می‌کنید به یک حالت خواب و رؤیا رفته و می‌توانید آیتم‌هایی که ساخته‌اید، زره‌ها و چیزهای دیگرتان را در آن جا ذخیره کنید.

می‌توان در هر کمپ به این حالت رؤیا دسترسی پیدا کرد و این تنها راهی است که می‌توان مطمئن شد دارایی‌هایتان امن است. این ویژگی بسیار مفید است و باعث می‌شود هر دفعه که می‌میرید و بازی را از ابتدا شروع می‌کنید لازم نباشد به جمع آوری آیتم بپردازید و در واقع از یکنواختی بازی می‌کاهد. انتخاب اینکه به کمپ قبلی بازگردید و دارایی‌هایتان را ذخیره کنید یا اینکه به فرو رفتن در اعماق جزیره ادامه دهید بر عهده‌ی خودتان است. این تصمیم یک استرس و تنش ملایمی برایتان ایجاد خواهد کرد و به سفرتان هدف و معنی می‌بخشد. چیزهای دیگری نیز در این بازی وجود دارد که در واقع جایزه و تشویقی برای بازیکنان سخت کوش است. البته باید برای پیدا کردن و آزاد کردن این‌ها تلاش کرد. معماهای محیطی زیادی در بازی وجود دارد مثلاً اگر با تیر و کمان خود یک کلید را که در نقطه‌ی دوری واقع شده است بزنید، بازی به شما منابع اضافی خواهد داد. همچنین مغازه‌های مخفی‌ای وجود دارد که می‌توانید در آن‌ها زره و یا کلید بخرید. همه‌ی این‌ها در کنار هم نشان می‌دهد که این بازی در اصل درباره‌ی چیست: کاوش. بعد از تمام این حرف‌ها، این بازی بیش از هر چیز درباره‌ی موضوع ساده‌ی دیدن محیط‌های جدید است؛ این که ببینید چقدر می‌توانید پیش روید، تا چه عمقی می‌توانید فرو روید و چه چیزهای جدیدی را می‌توانید ببینید. این هدف اصلی Below است.

در Below روبرو شدن با دشمنی واقعی که بتواند شما را بکشد مدتی طول می‌کشد. این بدان معناست که در مراحل ابتدایی بازی، خطر اصلی‌ای که شما را تهدید می‌کند دشمنان نیستند. تله‌هایی در بازی وجود دارد که می‌تواند شما را در یک چشم به هم زدن بکشد، این تله‌ها نگرانی اصلی شما هستند. این امر باعث می‌شود شما شرطی سازی شوید تا همیشه در پیشروی با سرعتی آهسته و با دقت فراوان حرکت کنید. البته دشمنان هم می‌توانند دفعات زیادی شما را از پای در بیاورند اما به طور کلی تمرکز اصلی بازی بر روی مبارزات نیست. علت بیشتر مرگ‌های شما گم شدن و مردن از گرسنگی است و یا تله‌هایی که به خوبی کار گذاشته شده‌اند. آسیب پذیر ترین ابزار شما فانوستان است. فانوس در پیشروی شما در بازی نقش مهمی دارد و به کنار گذاشتن موانع بر سر راهتان کمک فراوانی می‌کند. این ابزار اطرافتان را روشن می‌کند و با استفاده از آن به راحتی می‌توانید متوجه مکان تله‌ها شوید. اما اگر بمیرید آن را از دست خواهید داد.

در Below اتاق‌ها به شیوه‌ی روشمندی خودشان تولید می‌شوند اما طرح بندی یک مرحله ثابت است. هر باری که می‌میرید و دوباره شروع به بازی می‌کنید، چینش هر طبقه اندکی تغییر کرده است. جای اتاق‌ها عوض شده است و نقشه‌ی بازی (که به شما نشان می‌دهد از کدام جهت می‌توانید از هر اتاق خارج شوید) تغییر می‌کند. این امر مطمئناً چیز خوبی است چرا که باعث می‌شود برای پیدا کردن جسد شخصیت قبلی خود نیاز به جست و جوی کل مرحله نباشد. کاری ضروری‌ای که هر بار بعد از مردن یک شخصیت باید انجام دهید این است که به نقطه‌ای که بار قبل در آن مردید بازگردید تا فانوستان را از آن جا بردارید. این کار البته بسیار چالش بر انگیز است چرا که تا پیدا کردن جسد شخصیت قبلیتان هیچ فانوسی ندارید. می‌توانید از هر جسدی که رها کرده بودید، منابع جمع آوری کنید اما فانوس برای پیشروی در بازی کاملاً ضروری است.

در این بازی با هر بار مرگ، تمام چیزهایی که دارید را از دست خواهید داد. تا این که دوباره به محل مرگ شخصیت قبلی خود بازگردید و آن‌ها را بردارید. اما اگر قبل از جمع آوری وسایل خود دوباره کشته شوید، آن‌ها به طور کلی از بین می‌روند و آخرین شخصیتی که مرده است، تنها شخصیتی است که وسایلی همراهش دارد. این مورد در مورد تمامی وسایل شما، به جز فانوستان، صادق است. فانوس در همان نقطه‌ای که رها شده است باقی می‌ماند و تا زمانی که به آن نقطه بروید و فانوس را بردارید، از بین نخواهد رفت. البته مرحله‌های بازی هر یک سختی‌های خود را دارند که ذهن شما را درگیر خواهد کرد. ممکن است مرحله‌ای بسیار سرد باشد یا در آن تأکید بیشتری بر روی تله‌ها شده باشد یا در آن مه غلیظ وجود داشته باشد. باید خیلی مراقب باشید. این‌ها مرحله‌هایی هستند که گذر از آن‌ها هیچ‌گاه برایتان راحت نخواهد بود. تنوع و سرعت مراحل از یکنواخت شدن بازی جلوگیری می‌کند و جذابیت خاصی به آن می‌دهد.

در حدود ۷ ساعت ابتدایی، Below تعادل خوبی را میان فضای هنری خود و مکانیک‌های مجازات کننده‌اش بر قرار می‌کند. یعنی با اینکه بازی به شما رحمی نمی‌کند اما از این بی رحمی رنجانده نخواهید شد. متأسفانه این تعادل با پیشروی در بازی کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود. سختی رو به افزایش بازی و شرایط ناگواری که در آن قرار خواهید گرفت دست به دست هم می‌دهند تا دیگر فضای هنری بازی به چشمتان نمی‌آید و نمی‌توانید از آن لذت ببرید. طبقات اولیه‌ی بازی مملو از منابع برای جمع آوری هستند. می‌توانید از دسته‌های خفاش برای گوشتشان استفاده کنید یا با کشتن دشمنانی که به شما gem می‌دهند فانوستان را تقویت کنید. مراحل بالاتر اما سختی‌های بیشتری دارند. جمع آوری منابع از صندوق‌ها و یا دشمنانی که شکست می‌دهید بسیار مهم است. همان‌طور که گفته شد در بازی یک سیستم ساختن سلاح و آیتم ابتدایی وجود دارد که به شما اجازه می‌دهد با ترکیب منابعتان چیزهای جدیدی بسازید. اما این که به چه منابعی دسترسی دارید بستگی به این دارد که در کدام طبقه به جست و جو می‌پردازید. مواقع زیادی در بازی ممکن است inventory شما پر از آیتم باشد اما نتوان آن‌ها را به هیچ نحوی ترکیب کرد و چیز جدیدی ساخت.

وقتی که به اواسط بازی می‌رسید، هر بار که می‌میرید با مشقات بسیاری روبرو می‌شوید. چرا که رفتن به اعماق جزیره بدون منابعی که در طول مراحل جمع می‌کردید و بدون فانوستان می‌تواند بازی را برایتان به یک فاجعه‌ی ناگوار تبدیل کند. مکان‌هایی که باید برای جمع آوری منابع بگردید نیاز به نور دارند. زیرا اگر نور نباشد سریعاً یک تله‌ی مرگبار شما را از پای در خواهد آورد. هر چند می‌توانید برای تأمین نور مورد نیازتان مشعل بسازید. استفاده از مشعل نیز محدودیت‌هایی دارد و با کمی پیشروی در بازی به کارتان نخواهد آمد. فانوس راه اصلی مقابله با برخی از سختی‌های بازی است و مشعل نمی‌تواند جایگزین آن شود.

مقدار پیشروی شما در بازی بسته به صبوری شما ممکن است متفاوت باشد. اما Below بازی‌ای نیست که بی رحمی‌اش در خدمت مبارزات و دنیای زیبایش باشد. همان‌طور که گفته شد هدف اصلی بازی و هیجان اصلی مخاطب کشف کردن چیزهای جدید است. اما وقتی که مجبور می‌شوید بخش‌هایی از بازی را چند بار تکرار کنید، سختی بازی به نظر بیش از حد و غیر ضروری می‌رسد. بخش مبارزات Below به قدری جذاب نیست که باعث شود بخش‌های تکراری ارزشش را داشته باشد. سیستم ابتدایی جاخالی / سپر / حمله جایی برای اضافه کردن چیزهای جدید و جذاب ندارد و وقتی که دشمنان بتوانند با زدن یک ضربه damage زیادی به شما وارد کنند (و اکثر اوقات خونریزی نیز برایتان اتفاق می‌افتد که شما را مجبور می‌کند از منابع ارزشمندتان استفاده کنید تا خود را درمان کنید) به نظر نمی‌رسد وقتی که می‌میرید، احساس کنید مرگتان تقصیر خودتان بوده است و بر اثر یک تصمیم اشتباه یا کمبود مهارتتان بوده بلکه آن را به گردن بازی خواهید انداخت.

پیشروی در اعماق جزیره و رفتن به مراحل جلوتر ایجاب می‌کند که نحوه‌ی بازی کردن متفاوتی را با شیوه‌ای که در ابتدا بازی می‌کردید پیش بگیرید. دیگر رویه‌ی پیشروی آهسته و روشمندی که در اوایل بازی وجود داشت و به آن جذابیت می‌بخشید از بین می‌رود و شما باید پیوسته در حال حرکت باشید. حالت رازآلود و مرموز بازی نیز کمرنگ‌تر می‌شود. به طور کلی طراحی هنری بازی و آهنگسازی قابل تحسین Jim Guthrie هر دو عالی هستند. اما لذت بردن از این موارد هنگامی که با ورود به بخش‌های غیر منطقی بازی عذاب می‌بینید، دشوار است. تجربه‌ی Below بر روی رایانه‌ها شخصی مناسب‌تر است. دوربین دور و شخصیت‌های کوچک باعث می‌شود هنگام تجربه‌ی بازی بر روی کنسول مجبور شوید نزدیک تلویزیون بنشینید.

جمع بندی
در نهایت باید بگوییم Below خواستار صبر و تحمل بالایی است. این صبر و تحمل بالا باید تا پایان بازی همراه شما باشد. پایان بندی بازی هم مرموز و رازآلود است. صرف نظر از زیبایی‌های بصری و طراحی هنری و لذتی که در ابتدای بازی از گشت و گذار در محیط خواهید برد، Below بعد از اندکی به شکنجه‌ای تبدیل خواهد شد که تنها متعهدترین و سخت کوش ترین بازیکنان آن را به پایان خواهند رساند. رفتن مراحل تکراری برای برداشتن وسایلتان و دیدن مناظر تکراری برای دفعات متوالی صبر اکثر بازیکنان را تمام می‌کند. به ازای هر بازیکنی که درگیر اتمسفر این بازی شود و رنج‌هایی که بازی به او تحمیل می‌کند را تحمل کند، ده بازیکن دیگر وجود دارند که بازی را رها خواهند کرد و به سراغ عنوان دیگری خواهند رفت. در Below به همان میزانی که به صبوری نیاز دارید باید با راه و روشی خاص در جهان بازی پیشروی کنید و پیدا کردن این روش نیز بر عهده‌ی خودتان است. البته در اواخر بازی احساس می‌کنید که مجازات‌هایی که بر شما تحمیل می‌شوند عادلانه نیستند. اگر تمام این گفته‌ها باعث می‌شود احساس کنید که می‌توانید چالش‌های این بازی را تحمل کنید و آن‌ها را پشت سر بگذارید مطمئناً Below تجربه‌ای را به شما ارائه خواهد که بازی‌های دیگر به سختی نزدیک آن خواهند شد.
نقاط قوت
  • طراحی بصری فوق‌العاده و فضای زیبا
  • یادگیری مکانیک‌های بازی بدون ارائه‌ی هیچ گونه راهنمایی از سمت خود بازی
  • حالت معماگونه و رازآلود بازی
نقاط ضعف
  • سختی بی دلیل و بیش از اندازه
  • تکرار مراحل بعد از مدتی خسته کننده می‌شود
  • مرگ در بازی همیشه تقصیر بازیکن نیست
6
نسبتا خوب

رای بدهید!

0 0

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز مشخص شده اند *

شما می توانید از این ها استفاده کنید HTMLبرچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

رمز فراموش شده

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید. شما یک لینک برای ایجاد یک رمز عبور جدید از طریق ایمیل دریافت خواهید کرد.