تم تیره

شکوهی که از یاد می‌رود | نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed Odyssey

Assassin‘s Creed Odyssey

سازنده: Ubisoft Quebec

ناشر: Ubisoft

پلتفرم‌ها: کامپیوتر، پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان

ژانر: نقش آفرینی، اکشن و مخفی کاری

وقتی به تاریخچه بازی‌های رایانه‌ای می‌نگریم، شاهد آنیم که مجموعه بازی‌های Assassin’s Creed که در ایران با نام «فرقه قاتلین» شناخته می‌شود یکی از مهم‌ترین فرنچایزهای شرکت Ubisoft بوده است. شرکتی که در طی سال‌های اخیر مورد انتقادات بسیار قرار گرفته و بخش عمده‌ای از این انتقادات بخاطر آنست که این استودیو در بسیاری از موارد کیفیت را فدای کمیت می‌کند و سیاست‌گذاری های اشتباه این شرکت بعضاً باعث کاهش علاقه گیمرها به تجربه کردن بازی‌هایش شده است.

Assassin’s Creed اما همواره مورد توجه گیمرها بوده است. اثری که چه خوب باشد چه بد، یک عنوان مهم است. هرچند در سال‌های اخیر از اهمیت این بازی کاسته شده ولی همواره از آن به عنوان یک بازی که باید تجربه شود یاد کرده‌اند. نسخه جدید این بازی با اسم رمز Odyssey، روایت ادیسه‌وار مردی از دیار یونان باستان است. جوانی خوش نقش به اسم الکسیوس که درست به مانند نسخه‌های پیشین فرقه قاتلان، مبارزی با گذشته خاکستریست. در ادامه با نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed Odyssey توسط وبسایت نوین اسپات همراه باشید.

اتمسفر و داستان بازی Assassin’s Creed Odyssey

بازی ASC Odyssey گیمر را به قلب یونان باستانی می‌برد که درگیر کشمکش های بسیار تاریخی است. از طرفی در ابتدای بازی نمایی از نبرد موسوم به ۳۰۰ را مشاهده می‌کنیم که سپاه ایران در برابر سپاه قوم اسپارت صف آرایی کرده است. اینکه سازنده چه میزان اهداف سیاسی در سر داشته را نمی‌توان به راحتی قضاوت نمود اما با توجه به دیالوگ‌ها، انیمیشن‌ها و اتفاقاتی که در سکانس پیش درآمد بازی مشاهده می‌شوند می‌توان حدس زد که سازنده اشاراتی مستقیم به جهان سیاست این روزهای کره‌ی خاکی داشته است.

یوبیسافت بعنوان یک نوآوری در داستان‌سرایی تصمیم گرفت تا برای نخستین‌بار، دو شخصیت اصلی برای بازی طراحی کند. سیاستی که بدون شک تا حد زیادی متاثر از جنبش‌های فمنیستی اخیر جهان غرب بوده است. بعد از انتقادات بسیار گیمرها مبنی بر عدم حضور یک شخصیت اصلی مونث در Assassin’s Creed، یوبیسافت بر آن شد تا دست به تابوشکنی بزند و برای نخستین‌بار گیمرها علاوه بر هدایت یک شخصیت مذکر، کنترل کارکتر مونثی را نیز برعهده داشته باشند. تیم نویسندگی یوبیسافت برای اعمال این مسئله درون بازی خانواده‌ای را به تصویر می‌کشد که شخصیت‌های قابل هدایت بازی درون این خانواده خواهر و برادر یکدیگر هستند. در ابتدای بازی اگر نقش شخصیت مذکر یعنی «الکسیوس» را انتخاب کنید باید تا به انتها بازی را با این شخصیت پیش ببرید و خلاف آن نیز برای شخصیت «کاساندرا» صادق است.

درست به مانند نسخه‌های پیشین Assassin’s Creed، داستان گروهی از مردم زمان حال را شاهدیم که در تلاشند با استفاده از فناوری‌های روز در ساختارهای ژنتیکی به‌جا مانده از دنیای باستان کنکاش نمایند تا شاید با پیگیری سرنخ‌های موجود در دنیای قدیم، رازهای پیش آمده در جهان امروزی را حل نمایند. از همین‌رو، دو تن از کارکنان شرکتی مرموز تلاش می‌کنند با سفر به گذشته، مانع آن شوند که شرکت «آبسترگو» به قدرت مجدد برسد. اینکه حال و گذشته در بازی Assassin’s Creed Odyssey چگونه به یکدیگر مرتبط شده‌اند را باید خودتان تجربه کنید و برای جلوگیری از لو رفتن داستان تا همینقدر بسنده می‌کنیم.

در دنیای قدیم که تقریباً تم و اتمسفری مشابه Assassin’s Creed Origins دارد، داستان خود را از سال ۴۲۱ قبل از میلاد مسیح دنبال می‌کنیم. خانواده‌ای از قوم اسپارت متلاشی می‌شود و هرکدام از اعضای این خانواده راهی مسیر پر پیچ و خم سرنوشت خویش می‌شوند. الکسیوس که سالهاست برای یکی از تاجران شهری به اسم «کفالونیا» کار می‌کند از اوضاع تکراری زندگی خویش خسته می‌شود تا اینکه یک روز برحسب اتفاق متوجه می‌شود که از بسیاری از مسائل گذشته خویش بی‌خبر مانده است و ممکن است هنوز هم در یونان بتواند خانواده خویش را پیدا کند ولی ماجرا به همین سادگی نیست و به لطف قلم پربار نویسندگان یوبیسافت، در نسخه جدید Assassin’s Creed شاهد ظرافت‌های داستانی بسیاری هستیم که در مقایسه با نسخه‌های قبلی بازی بدون شک یک پیشرفت عظیم به حساب می‌آیند.

دو نسخه Origins و Odyssey فرم یکسانی دارند ولی محتوا و غنای داستانی‌شان با یکدیگر تفاوت بسیاری دارد. با وجود اینکه پروسه ساخت Odyssey بعد از Origins شروع شد ولی باید به نویسندگان بازی بابت نگارش چنین متن داستانی تبریک گفت. متنی که تیم یوبیسافت برای بازی مذکور نگاشته عیار داستانی بسیار بالایی دارد و گیمر کاملاً جذب داستان خواهد شد. تیم نویسنده سعی کرده در بازیOdyssey  به پیچش داستانی بیفزاید اما نکته ملال آور و شاید یکی از نقاط ضعف بسیار بزرگ بازی ASC Odyssey نحوه روایت داستان بازی باشد.

داستان بازی چارچوب مشخصی دارد ولی برای آنکه از آن سر در بیاوریم باید ساعات بسیاری را به گشت و گذار در محیط بازی بپردازیم تا شخصیت‌ اصلی بازی به قدر کافی «آپگرید» شود تا بتواند در طول بازی به پیش برود. همین مسئله باعث شده تا در بسیاری از لحظات بازی به طور کامل، داستان از یاد گیمر برود و به چیزی کاملاً حاشیه‌ای درون بازی فکر کند. داستان بازی تنها نکته مثبت «بخش داستانی» اثر مذکور است. دیالوگ‌هایی که شخصیت‌های اصلی بیان می‌کنند تنها در مواقعی تاثیرگذار نگاشته شده‌اند که گیمر مشغول تماشای داستان اصلی بازیست. در بخش‌های دیگر از جمله مکالمه با NPCها یا بهنگام انجام مراحل جانبی، با یکی از بدترین دیالوگ‌نویسی‌های تاریخ Assassin’s Creed هستیم که به راحتی پتانسیل به زیر سوال بردن کل بازی را دارند.

یونان باستانی که در بازی به تصویر کشیده شده تقریباً ابعادی به اندازه مصر در نسخه قبل دارد. گیمر در طول بازی باید در یک سرزمین پهناور به گشت و گذار بپردازد و در این بین به تعدادی از جزایر موجود در نقشه نیز سفر کند. یونان باستان طراحی شده در این بازی تا حد زیادی تحت تاثیر فرهنگ عامه‌ی مردم یونان است و مردم عادی یا همان NPCها در شهرهای درون بازی به زبان یونانی صحبت می‌کنند. بناهای تاریخی بسیاری که متعلق به فرهنگ و باورهای مردم یونان است درون بازی دیده می‌شود. شخصیت‌های درون بازی به خوبی افکار و عقاید یونان باستان را بازتاب می‌دهند که در آن دوران مردم عمدتاً خرافه پرست و معتقد به زئوس و خدایان کوه المپ بودند.

شخصیت‌های داستانی بازی زیاد در حافظه گیمر نمی‌مانند و در بسیاری از مواقع حتی شخصیت اصلی بازی یعنی «الکسیوس» تبدیل به فردی «لوده و بی‌مزه» برای گیمر می‌شود. روی هم رفته درباره بخش داستانی بازی مذکور می‌توان چنین گفت که با یک داستان بسیار خوب مواجهیم که اسیر نحوه روایتی بسیار آَشفته و بی‌کیفیت شده است. همین مسئله باعث می‌شود تا به شاکله داستانی این بازی آسیب جدی وارد شود. آسیبی که تاثیر مستقیم آن را در نمرات و نقدهای متعدد بازی نیز شاهدیم.

 

گیم‌پلی Assassin’s Creed Odyssey

گیم‌پلی Assassin’s Creed Odyssey را اگر بخواهیم توصیف نمائیم می‌توانیم همان Origins را مثال بزنیم که تنها کمی به انیمیشن‌هایش افزوده شده است. اودیسه، تقریباً هیچ چیز جدید به آن صورت که برای گیمر تازگی داشته باشد، ندارد و تکرار مکرراتی است که مشخص نیست چه زمانی یوبیسافت قرار است دست از ادامه دادنش بردارد. آنچه یوبیسافت از چندسال پیش شروع به تولیدش نمود و در نسخه Origins رونمایی‌اش کرد تنها ۶ الی ۷ ساعت گیمر را سرگرم می‌کند و عملاً با رسیدن به دهمین ساعت از بازی کردن‌تان ممکن است قید بازی را بخاطر تکراری شدن بیش از حد بزنید. صحبت سازندگان بازی همواره قبل و بعد از انتشار به نوعی بوده که معتقدند «بهترین Assassin’s Creed ممکن» را ساخته‌اند؛ اما عملاً وقتی به بازی می‌نگریم با هیچ چیز جدیدی مواجه نیستیم و از سویی می‌توان آن را «بدترین Assassin’s Creed ممکن» دانست.

سازنده بازی یک داستان برایش تدارک دیده که برای تکمیل کردنش نیازمند پشت سر گذاشتن تعداد زیادی از مراحل هستید. حال تصویر کنید که برای پیشروی در داستان، شخصیت‌تان باید به قدر کافی آپگرید شده باشد. شما برای آنکه به این مهم دست یابید، باید مراحل فرعی بسیاری را پشت سر بگذارید. حال اگر مراحل فرعی به شدت تکراری باشند چه اتفاقی می‌افتد؟ گیم‌پلی Assassin’s Creed در نسخه جدید طوری طراحی شده که گیمر با خود فکر می‌کند در کنار تعداد بسیار زیاد مراحل فرعی تکراری، چند مرحله اصلی نیز وجود دارد. نکته ناامیدکننده بازی آن زمان هویدا می‌شود که می‌بینیم حتی مراحل اصلی بازی نیز کیفیت لازم را ندارند و حتی نمی‌توان آن‌ها را با لفظ «مرحله اصلی» توصیف نمود. شاید در طول بازی مجبور شوید بارها و بارها یک مرحله را تکرار کنید. به طور مثال در طول نقشه بازی با توجه به خط داستانی، مردمان وابسته به دولت آتن با مردمی که تحت سلطه قوم اسپارت هستند در نزاع و جدل هستند. در نقشه بازی تعدادی مقر فرماندهی وجود دارد که شما باید با نفوذ به آن‌ها و کشتن‌ شخصیت‌های اصلی درون این مقرهای فرماندهی، آن منطقه را پاکسازی کنید تا در نهایت از قدرت دولت حاکم بر آن منطقه بکاهید.

هرچقدر قدرت محلی کم شود، به همان میزان احتمال بروز یک جنگ عظیم در بازی بالا خواهد رفت. جنگ عظیمی که از آن صحبت می‌کنیم چنان است که یوبیسافت در کنفرانس‌های خبری خویش ادعا می‌کرد بیش از ۳۰۰ نفر در آن جنگ‌ها با یکدیگر به مبارزه می‌پردازند؛ اما اگر دوست دارید عمق فاجعه را در بازی مشاهده کنید، کافیست تا از دور یکی از جنگ‌های مذکور را نظاره‌گر باشید. برای توصیف آشفتگی بازی  ادیسه کافیست تا آشفتگی همین بخش بازی را به کل آن تعمیم دهید.

درست به مانند نسخه قبلی بازی با حجم انبوهی از سلاح‌ها و ابزار آلات قدیمی مواجه هستیم و نکته بسیار مثبت بازی آن است که گیمر درون این بازی به مانند بسیاری از بازی‌های قبلی یوبیسافت عملاً برای خرید این ابزار و وسایل نیاز به «گدایی کردن» درون بازی ندارد و تقریباً در تمام لحظات بازی پول کافی برای خرید آیتم‌های مختلف خواهیم داشت، اما سوال اصلی که برای مان پیش می‌آید آنست که این حجم از جزئیات چرا باید بواسطه عدم روایت صحیح داستان هدر برود؟ شاید اگر بخواهیم نسخه‌ای برای Asssassins Creed بپیچیم بگوییم که مشکل این بازی دو چیز است. نخست آنکه سعی که چه عرض کنیم، زور می‌زند تا یک بازی RPG باشد ولی حتی شبیه آثار مشابه این ژانر نیست یا حداقل یوبیسافت بلد نیست از دل داستان آن، یک گیم‌پلی منسجم در قالب نقش آفرینی پدید بیاورد.

چیدن تعداد زیادی از مراحل تکراری پشت سر هم و فعالیت‌هایی که سال‌ها پیش نخ نما شده‌اند باعث شده تا ارزش و اعتبار کلی مجموعه فرقه قاتلان که در ابتدای متن به آن اشاره کردیم به زیر سوال برود، چرا که با چنین فرم و محتوایی هرگز نمی‌توان انتظار یک بازی درجه یک را داشت و همان ده ساعت گیم‌پلی نیز برای بستن پرونده بازی بسیار زیاد است. مشکل دوم بازی نحوه روایت آن است. سازنده به قول خود خواسته تا سبکی جدید در روایت داستان پدید آورد ولی این چنین ارائه‌ای هیچ چیز برای سازنده و گیمر به ارمغان نخواهد آورد. سازنده شما را تشنه داستان بازی نگه می‌دارد تا بعد از آپگرید کردن شخصیت‌ خود در مراحل به پیش بروید و متوجه داستان شوید و بعد شما را به سخره می‌گیرد تا تعدادی گرگ را شکار کنید، چند سرباز را از پای در آورید، برای شخصیت جانبی بازی به دنبال دارویی باشید تا پدرش را نجات دهد و در کمال ناباوری شاهد آن باشید که انگیزه اصلی شخصیت قابل هدایت بازی یعنی الکسیوس از کمک کردن به این شخصیت، معاشقه با اوست. مرام و سبک رفتاری که مخاطب از شخصیت تحت کنترل خویش درون بازی می‌بیند از لحاظ وقار و صلابت بسیار پایین‌تر از قاتلانی چون «الطیر»، «اتزیو» و «ادوارد کنوی» قرار دارد و خیلی از لحظات بازی احساس می‌کنید که با کارکتری خون‌ریز، جاه طلب، هوسران و بی‌شخصیت طرف هستید.

گرافیک و صداگذاری

دو بخش از مجموعه Assassin’s Creed که می‌توان همیشه به آن‌ها نمره کامل داد گرافیک و صداگذاری است؛ اما شاید تعجب کنید که چرا در بازی AC Odyssey این بخش  هیچ پیشرفتی نسبت به نسخه قبل نداشته است. گرافیک بازی تقریباً همانیست که در Origins مشاهده کردید. یونان باستان اگرچه نقشه بزرگی برای گشت و گذار است اما بعضاً جزئیاتش بسیار کم است. به طور مثال در بعضی بخش های نقشه مناطق پهناوری را شاهدید که هیچ ساختمان یا ماموریتی در آن‌ها اتفاق نمی‌افتد و در عوض تعداد زیادی روستای کوچک درون بازی وجود دارد که بسیاری از مراحل از همان مکان‌ها شروع می‌شوند. مراحلی که صحبتش را می‌کنیم، همانطور که در بخش قبل اشاره شد، آنقدر تکراری و خسته کننده هستند که در بسیاری از مواقع ترجیح خواهید داد بیخیال انجام بازی شوید.

گرافیک بازی تنها از لحاظ بصری تغییر کرده است. آنچه در نسخه‌ی قبل «مصر» نام گرفت، در این نسخه «یونان باستان» است. طراحی محیط به قدری شبیه به نسخه قبل است که در بعضی لحظات بازی احساس خواهید کرد که همچنان در مصر هستید. بازی Assassins Creed از لحاظ بهینه بودن روی سیستم‌های خانگی به مراتب بهتر از Origins است. این بازی در سیستم‌هایی با کمتر از ۸ گیگ رم نیز به خوبی اجرا می‌شود و تنها باید کمی تنظیمات گرافیکی بازی را برای بهبود وضعیت فریم پایین کشید. به مانند هر بازی دیگری، این اثر نیز عاری از باگ و لگ نیست و در بعضی لحظات بازی شاهد افت فریم‌های جزئی هستیم.

تنظیمات بازی در حالت Ultra، تصویری بسیار زیبا و محسور کننده به گیمر نشان می‌دهند ولی حیف که تمام این زیبایی بصری بعد از تجربه چند ساعت از گیم‌پلی بازی، رنگ می‌بازد. صداگذاری بازی یک پسرفت به تمام معنا در کل مجموعه است. این بازی گویا از صدا پیشگانی استفاده کرده که هیچ تجربه‌ای در امر صداگذاری ندارند. تنها کافیست به زبان انگلیسی آمیخته با لهجه یونانی شخصیت الکسیوس گوش دهید تا بازی برای‌تان غیرقابل تحمل شود. یکی از نکات بیادماندنی سری Assassin’s Creed صداگذاری های بی‌نظیرش بود. چیزی که انتظار می‌رفت در نسخه جدید به استاندارد جدیدی برسد ولی چنین نشد.

جمع بندی؛ تکرار مکررات

AC Odyssey یک مصداق عینی و فوق‌العاده خوب برای نشان دادن آشفتگی استودیو یوبیسافت است. آنچه پیش روی شما در این بازی قرار می‌گیرد مجموعه‌ای بهم پیوسته از تکرار مکررات است. همه مراحلی که در این بازی به شما پیشنهاد می‌شوند رنگ و بوی تکرار دارند که فقط برای مدت زمانی بسیار کوتاه شما را سرگرم خود خواهند کرد. بازی Odyssey بدون شک در شمار نسخه‌هایی از مجموعه فرقه قاتلین قرار خواهد گرفت که گیمرها هیچ خاطره جالبی از آن در ذهن خود نگه نخواهند داشت و خیلی زود به دست فراموشی سپرده خواهد شد.

6
ضعیف

نقاط قوت

  • گرافیک زیبا و چشم نواز
  • داستان دراماتیک و جذاب

نقاط ضعف

  • گیم‌پلی تکراری
  • روایت داستان به بدترین شکل ممکن
  • صداگذاری ضغیف
  • هوش مصنوعی ضعیف دشمنان
  • طراحی یک شکل دشمنان
8 داستان
8 گرافیک
5 گیم‌پلی
6 موسیقی متن و صداگذاری
3 ارزش وقت گذاشتن
محمد

The most monstrous monster is the monster with noble feelings -Fyodor Dostoyevsky

3 دیدگاه
  1. Saeed
    آبان ۱۹, ۱۳۹۷ در ۱۱:۲۷ ب.ظ پاسخ

    والا من تا حالا نصف بازی رو رفتم با تمام ماموریت فرعیایی که گیرم اومده هنوز گیم پایش واسم رنگ نباخته.اسکیلای جالبی به بازی اضافه شده که نمیزارع بازی یکنواخت بشه.داستانشم که تا الان جذاببتشو‌برام حفظ کرده.از اولین نسهه بازیم تک تک نسخه های اصلی رو‌ به اتمام رسوندم و این نسخه یکی از بهتریناس.

  2. علی
    آبان ۲۰, ۱۳۹۷ در ۹:۳۱ ب.ظ پاسخ

    فقط اسسین ۱ از الطیر و اتزیو به بعد کلا داستان بازیو به هم زدن مخصوصا نسخه اوریجینز که اصلا خوشم نیومد

  3. ****
    آبان ۲۴, ۱۳۹۷ در ۱۰:۴۹ ب.ظ پاسخ

    شما ها چی میگین ؟ نه اون بررسی زومجی خوبه ! کلا هیدن بلید از بازی حذف شده صدای چه چه و به به شون بلند شد. اینجا که یه ذره بد نمره داده قبول ولی بازی کلا گند زد به هر چی اساسین. سنت شکنی کرد. کلا یوبی سافت هم دیوانه شد. کلا انگار DLC اساین کرید اوریجینه !

ارسال دیدگاه