تم تیره

۵ بازی برتر PS4 در سال ۲۰۱۷

۵ بازی برتر PS4 در سال ۲۰۱۷

۲۰۱۷ میلادی بار دیگر سالی پربار برای سونی به حساب می آمد. این شرکت توانست مجموعه ای هیجان انگیز از بازی های ویدئویی را روانه ی بازار نماید و صف انتشار این بازی ها به گونه ای بود که هر ماه تقریباً در هر ژانری یک بازی زیبا منتشر می شد. فهرست بازی های این شرکت با انتشار بازی های مالتی پلتفرم قوی تر از گذشته شد و عناوین انحصاری این شرکت کمک شایانی به پیشبرد موفقیت های آن داشتند. بدون سخن اضافه در این مقاله پنج بازی برتر ۲۰۱۷ که برای PS4 منتشر شدند را باهم مرور می کنیم:

  • Persona 5

 

نسخه ی پنجم بازی پرسونا با موزیک بی نظیر و طراحی هنری خیره کننده اش همواره یکی از شاخص ترین آثار JRPG بوده است. این بازی داستان خود را در توکیوی مدرن روایت می کند و سیستم گیمپلی چرخشی آن جذاب تر از گذشته گیمر را به چالش می کشد. در یکی از روز های این بازی با دوست تان بعد از اتمام مدرسه قرار می گذارید؛ روز بعد در حال مبارزه با دشمنان و نیروهای اهریمنی هستید و خودتان را گرفتار در یک دخمه ی تنگ و تاریک می یابید. دنیای واقعی و دنیایی که مملو از پلیدی و خشونت است همواره در طول این بازی با هم تلاقی پیدا میکنند و شما مدام باید در هر دو جهان بازی برای زنده ماندن تلاش کنید.

در این بازی شما به عنوان یک دانش آموز دبیرستانی ژاپنی موظفید دار و دسته ای به سم سارقان شبح را نزد هم بیاورید تا با کمک یکدیگر مشکلاتی که جهان با آن ها رو به روست را حل و فصل نمائید. این بازی در کنار اینکه یک عنوان سرگرم کننده است به یمن خط داستانی دقیق خود حرف های قابل تامل بسیاری درباره ی زندگی بشر مدرن می زند. در این بازی که تقریباً به بیش از صد ساعت برای اتمامش وقت نیاز دارید انواع و اقسام ماجراجویی ها پیش روی تان قرار می گیرد و شخصیت پردازی ها از صفر تا صد بسیار زیبا و دقیق کار شده اند. در این میان موسیقی متنی زیبا که تلفیقی از جاز و راک است به سراغ تان می آید تا به هیجان بازی بیفزاید و نکته ی مثبت طراحی موسیقی این بازی آن زمانی هویدا می شود که متوجه می شوید موسیقی متن راه خود را به خط داستانی بازی پیدا می کند و بخشی از گیم پلی می شود. پرسونا ۵ از لحظه ی اول تا به انتها اثری هیجان انگیز و زیباست که دست کشیدن از آن کار بسیار دشواری برای علاقمندانش خواهد بود.

  • Hellblade: Senua’s Sacrifice

 

این بازی با استفاده از تمام پتانسیل های حوزه ی گیمینگ، از هر آنچه دارد بهترین استفاده را می کند تا برای گیمر تجربه ای فراموش نشدنی رقم بزند. این بازی تا حد زیادی مبتنی بر یافته های روانشناسی است و گیمر با چالش های روانی ریز و درشتی در طول بازی رو به رو می شود. در این بازی سعی شده تا یافته های پزشکی مدرن با داستان های اساطیری اسکاندیناوی ترکیب شوند و معجونی زیبا برای گیمر مهیا شود.

استودیوی سازنده ی این اثر یعنی Ninja Theory سابقه ای طولانی در ساخت بازی هایی دارد که گیمر را درون یک اتمسفر تمام اکشن رها می کنند و لذت بسیار بالایی در قتل عام دشمنان به گیمر می دهد ولی در این بازی مسئله کمی متفاوت است چرا که گیمر برخلاف بازی های دیگر این استودیو با عنوان آرام و تامل برانگیز رو به روست و بیشترین تقلای چالش های قهرمان بازی درون ذهن وی اتفاق می افتند. قهرمان اصلی داستان شخصیتی به نام سنوآ می باشد که باید برای نجات جان معشوقه اش، نخست با شیاطین درون خود مواجه شود.

سنوآ برای مبارزه با این دشمنان از ذره ذره ی وجود خود باید مایه بگذارد و تا چیزی در این بازی از دست ندهید هرگز نمی توانید در آن به پیش بروید. افکار سنوآ او را به هر طرف می کشانند. افکاری که به او انگیزه می دهند و افکاری که باعث می شوند ادامه ی مسیر برایش تیره و تار شود. به طور خلاصه می توان گفت که Hellblade اثری زیبا و متفاوت است که تجربه کردنش می تواند لذت های بسیاری برای گیمر به همراه داشته باشد.

  • Resident Evil7: Biohazard

 

کپکام با ساخت این بازی بار دیگر به ریشه های خود بازگشت. این استودیو بعد از سال ها تلاش برای خوب نشان دادن بازی اش بالاخره در سال ۲۰۱۷ توانست با تغییر رویکرد اثری مدرن بسازد که پایبند به ریشه های خود یعنی ترساندن گیمر است. در این بازی کپکام تابو شکنی می کند و به جای اینکه گیمر را در نمای سوم شخص نشان دهد، دوربین را به او نزدیک تر می کند و نمایی اول شخص از بازی برایش مهیا می کند و با توجه به اتمسفر ترسناکی که برای بازی طراحی شده اثری تحسین برانگیز و البته وحشتناک برای گیمر آماده می کند. در این بازی خبری از مهمات زیاد و بانداژ و چسب زخم فراوان نیست و برای پیشبرد بازی باید با تفکر و استراتژی به پیش بروید.

از همان اولین لحظاتی که وارد دنیای بازی می شوید آرزو می کنید که سر راه شخصیت روان پریش داستان یعنی جک قرار نگیرید و همین مسئله باعث می شود تعقیب و گریزی به مانند موش و گربه بین شما و جک آغاز شود. این بازی در برخی لحظات به قدری آدرنالین خون تان را بالا می برد که مجبور می شوید دقایقی از بازی کردن دست بکشید. این بازی به لطف فناوری دوربین واقعیت مجازی خود برای پلی استیشن تبدیل به یک کابوس واقعی برای گیمر ها می شود.

  • Wolfenstein II: The New Colossus

 

در این بازی هرگز فراموش نخواهید کرد که با چه کسانی باید بجنگید. نازی های ارتش آلمان در این بازی به قدر کافی روانی و جنگ طلب هستند و باید با شخصیت هایی که خودشان هم مشکلات روحی و جسمانی متعدد دارند به نبرد با آن ها بروید. در این بازی نسخه ای مدرنیزه شده از ارتش نازی ها را مشاهده می کنید که به دنبال سلاحی مخرب هستند و بار دیگر این وظیفه ی شماست که جلوی خرابکاری های این گروه را بگیرید.

تجربه ی این بازی درست به مانند آن است که خودتان در فیلم Inglourious Basterds حضور داشته باشید. اکشن بسیار بالای بازی به همراه خط داستانی هیجان انگیز آن که آمیزه ای از طنز و درام است تا مدت ها  تجربه ای به یادماندنی برای تان به ارمغان خواهد آورد. در این بازی خبری از نیروهای فراانسانی نیست و تنها با در دست داشتن تفنگ تان تبدیل به قهرمان خواهید شد. نکته ی مثبت بازی طراحی آن است که بسیار دقیق روی آن کار شده است و خروجی این عمل باعث شده با شخصیت های کاریزماتیک ریز و درشت بسیاری مواجه شوید و خود را در وسط یک جهنم احساس کنید. در این نسخه از ولفنشتاین به عنوان یک گیمر لحظات اکشنی را تجربه می کنید که با داستانی قوی همراه شده اند و موسیقی متنی بسیار زیبا آن را تبدیل به اثری سینماتیک کرده است که هر لحظه اش لذت خاص خود را دارد.

  • Horizon Zero Dawn

 

در این بازی آخرالزمانی را مشاهده می کنیم که در آن طبیعت و تکنولوژی هر دو پا به پای هم پیشرفت کرده اند. بسیاری از حیوانات عصر حاضر که به نظر بی آزار می آیند در دنیایی که بازی به شما نشان می دهد ممکن است جان تان را بگیرند. یکی از نکات مثبت بازی قهرمان اصلی آن یعنی آلوی است که هدایت کردنش در طول گیم پلی لذتی بسیار برای گیمر به ارمغان می آورد. این شخص در مواجه شدن با دشمنان به زیبایی هر چه تمام آن ها را از پای در می آورد. او زنی قهرمان و قوی است و نیرویی چندین برابر یک مرد دارد و مهارت های مختلفی که از خود نشان می دهد او را تبدیل به یک قاتل متحرک در دنیایی آخرالزمانی کرده است. این بازی به لطف داستان سرایی دقیق و گیم پلی جذاب و بدیع خود به راحتی تبدیل به یکی از عناوین بسیار خوب سال ۲۰۱۷ گردید. جهانی که از آن با لفظ افق یاد می شود در این بازی بسیار زیبا و پرجزئیات طراحی شده است. در این بازی از صفر شروع می کنید و با پیشروی در داستان تبدیل به قهرمانی بلامنازع در آخرالزمانی خیالی می شوید.

Dverbame

سکوت! خودت ببین ...

ارسال دیدگاه